در ارتباط با عملکرد دولت باید به چند موضوع اشاره کرد؛ دولت سیزدهم در برخی از زمینهها مانند واکسیناسیون بیماری کرونا عملکرد خوبی داشته است، اما در عرصه اقتصادی تاکنون توفیق آنچنانی حاصل نشده است. دولت آقای رئیسی با شعار «بهبود وضعیت اقتصادی» بر سر کار آمد و هدفش را سر و سامان دادن به وضعیت اقتصادی کشور اعلام کرد. در واقع از نگاه این دولت حتی بدون حل مساله تحریمها هم امکان این وجود داشت که سروسامانی به وضعیت اقتصادی مردم داده شود، اما بعد از تشکیل دولت، واقعیت تحریم خودش را نشان داد و آقای رئیسی هم گرفتار مسائل و مشکلاتی شد که دولت آقای روحانی گرفتارش بود. دولت برای سروسامان دادن به معیشت مردم اقداماتی انجام داد تحت عنوان «جراحی اقتصادی» و یارانه کالاهای اساسی را به صورت نقدی بین ۹ دهک جامعه توزیع کرد که دولت به هر نفر ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان میدهد. معتقدم دادن چنین یارانهای مشکلات دولت را بیشتر میکند. زیرا هرگونه نقدینگی که وارد جامعه شود و هرگونه تقاضایی که در این شرایط مطرح شود نتیجهای جز تورم بیشتر نخواهد داشت. به نظر من اگر دولت میآمد همین حذف یارانه را به کالاهای اساسی تخصیص میداد برای جبران
کسری بودجه تا نیازی به خلق پول پیدا نکند، میتوانست موفقتر باشد و تا حدودی آهنگ رشدش را کند و به سمت کنترلش حرکت کند و باتوجه به اینکه معلوم نیست این ملبغ تا چه زمانی پرداخت میشود، یک هزینه جاری روی دست دولت قرار گرفته است و دیگر حذف آن سخت است و به نظر نمیرسد در آینده از زیر بار تعهداتش نسبت به پرداخت این یارانهها شانه خالی کند و این تعهدی است که نه تنها برای این دولت بلکه برای دولتهای آینده باقی خواهد ماند. دولت میتوانست این وضعیت را به گونه دیگری اصلاح کند البته شاید هم دولت چارهای با توجه به محدودیت منابعاش نداشت و از سوی دیگر با جنگ اوکراین و افزایش قیمت کالاهای اساسی، دولت مجبور به این بود که اصلاحی در یارانه 45 هزار و 5۰۰ تومانی داشته باشد. اتفاقاتی که در همین سال اول رخ داده است، نشان میدهد تیم اقتصادی هماهنگی لازم را نداشته است، بهطور مثال حذف معاون اقتصادی و افزایش اختیارات بیشتر به معاون اول را مشاهده کردیم. معاون اقتصادی دولت عملا کنار گذاشته شده و برخی افراد از این تیم حذف شدند. شاهد استعفای وزیر کار بودیم که یکسری وعدهها را داده بود مبنی بر اینکه یک میلیون شغل ایجاد میکند. این
صحبتها نشان میداد برخی مسائل را خیلی ساده گرفته بودند. شاید حالا دولت باتوجه به تجربهای که از سال اولش کسب کرده یک خانه تکانی در برنامههایی که قبلا گفته ایجاد کند تا بتواند کشور را به شکل بهتری اداره کند، زیرا بسیاری از مسائل، مسائلی هستند که جنبه مدیریتی دارند و برخی از مسائل هم ساختاری هستند و امکان اینکه دولت بتواند مسائل ساختاری را در مدت کوتاه حل کند، وجود ندارد. امروز ما میگوییم عملکرد دولت چنین است و چنان است، اما همین مجلس بیش از ۲ سال از عمرش گذشته مگر غیر از این است که باید برای دولت ریلگذاری کند؟ نگاه کنید خواهید دید این مجلس چه قوانینی را در بیش از ۲ سالی که از عمرش گذشته به تصویب رسانده است. در ارتباط با وضعیت اقتصادی سیگنالهایی که از قوانین و مصوبات این مجلس به بخش خصوصی رسیده چه حاصلی داشته است؟ معتقدم برخی تصمیمات مجلس به صورت کارشناسی شده و دقیق و مبتنی بر شرایط روز نبوده است و با این تصمیمات نمیشود انتظار معجزه از دولت داشت.