جنگ اقتصادي جنگي با کاربردهاي مشخص است که در دوران جديد به کار گرفته ميشود. مشخص است که تکتک اعضاي يک واحد اقتصادي ممکن است در اين جنگ آسيب ببينند. در جنگ گرم بسته به نوع و ابعاد آن، گزند جنگ به شيوهاي تصادفي و گزينشي گريبانگير افراد ميشود. خانوادهاي که در دورترين نقطه ايران زندگي ميکرد، ممکن بود از قضا زمان جنگ پسرش به سن خدمت سربازي رسد و طبعا به جبهه اعزام شود و به اين ترتيب خانوادهاي روستايي بايد اخبار جنگ را با تب و تاب از راديو دنبال ميکرد. در يک کلام، هر نوع جنگ به شيوه و در ابعاد خود به مردم يک کشور يا هر واحد اجتماعي سياسي آسيب ميرساند. مشخصا هر جنگي دستگاهي تبليغاتي را دارد و حتي بسياري از اطلاعات تابع اصل محرمانگي قرار ميگيرد. در جنگ حرف اول را اصول جنگي ميزند و تبليغات از ارکان جنگ است. هر چيزي به تبليغات جنگي که هدفش بالا بردن روحيه خودي و تضعيف دشمن است، لطمه بزند، ممنوع ميشود. امروز ايران نيز بهشدت با اين جنگ اقتصادي هدف قرار گرفته و برايش مشکلاتي ايجاد شده است. بايد توجه داشت که نوع و ابعاد آسيب ديدگان اين جنگ اقتصادي که ما با آن دست به گريبانيم، با جنگ گرم بسيار متفاوت است. کل کشور به خاکريز جنگ اقتصادي بدل ميشود و ترکشهاي مالي بخشي از مردم را هدف ميگيرد. درست است در انفجار بمبهاي اقتصادي کسي بيدرنگ شاهرگ بريده نميشود و جان نميدهد اما آينده يا دسترنج سالها تلاشش به سادگي ميسوزد. کافي است يک فرد حقوق بگير بنشيند و حساب کند با اين حقوق و اين قيمتها، بايد چند سال پس انداز کند تا بتواند خانه بخرد. اينکه جنگ ايران و عراق به طولانيترين جنگ قرن بدل شد حکايت از اين دارد که ما براي اتمام يک جنگ هيچ عجلهاي نداريم. اگر در کوران جنگ کسي از ايده صلح دفاع ميکرد، بعيد نبود از سوي علاقهمندان به ادامه جنگ به خيانت متهم شود. اين حس آنها را ميتوان درک کرد زيرا آنها ديده بودند چطور همرزمانشان در خون غلتيدند و فقط پيروزي ميتوانست اين داغها را در دلشان تسکين دهد اما از ديگر سو ميشد اين طور هم به قضيه نگاه کرد که اگر کسي ميگفت اولويت با صلح و پايان جنگ است، احتمالا هم دلش براي خونهاي ريخته ميسوخت و هم نگران خون همان رزمندگاني بود که خونخواه يارانشان بودند. مولفهاي که در جنگ اقتصادي نيز ميتوان آن را به وضوح ديد.