کرونا که آمد، همه دستپاچه بودند، کشورهاي جهان اول در نقش «سوپرمنهاي هاليوودي ميخواستند دنيا را نجات دهند و کشورهاي جهان سوم در انتظار توليد واکسن بودند که چه زماني اين واکسنها در سبد کوواکسشان قرار داده ميشود. ايران که تحريمهاي پردامنه ايالات متحده آمريکا و اروپا را پشتسر خود ميديد، بهفکر احياي انستيتويپاستوري افتاد که روزگاري با توليد واکسن آبله، يک پنجم از کودکان جهان را نجات داد، اما فراموش کرده بود که اين موسسه بزرگ که يکي از شعبههاي توليد فايزر در آن قرار داشت، زمان زيادي است که خاک روي تکنولوژياش نشسته است. پس بهفکر احياي آن با هزينههاي بسيار افتاد. طراحي هفت سايت و پلتفرم توليد واکسن در کشور، راهي براي فرار از مرگ و مير کرونا در سايه تحريم بود، اما از سوي مردم به امري محال تبديل شد. زمانيکه روسيه با پاستاکووک و آمريکا با فايزر به جنگ کوويد 19 رفتند، ايران در حال رونمايي و آزمايشات باليني واکسن کووبرکت بود. خبر واکسنهاي داخلي روز به روز بيشتر شنيده ميشد و حتي وزير بهداشت وقت از توليد 50 ميليون دز واکسن ايراني سخن گفت. سرريز واکسنهاي چيني و آستارازنکاي کرهاي شرايط را بهتر از قبل ميکرد، آنهم در روزهايي که بيش از 700 نفر در روز جانشان را از دست ميدادند، اما وزير بهداشت وقت، معتقد بود که بايد از توليد داخل حمايت شود. اما ظاهرا داستان موضوع ديگري بود و امروزه که مجموع واکسنهاي تزريق شده در کشور به 150 ميليون دز فراتر رفته و 50 ميليون واکسن در انبار وزارت بهداشت است، کارخانههاي توليد واکسن که با هزينههاي نجومي به بهره برداري رسيدهاند. روز پيش و در خبري قابل پيشبيني از مدتها پيش، معاون تحقيقات و فناوري موسسه تحقيقات واکسن و سرمسازي رازي با اشاره به عدم انجام تعهدات وزارت بهداشت در قبال واکسن کووپارس از تعطيلي خط توليد اين واکسن خبر داد. صحبتهاي محمدحسين فلاح مهرآبادي، خيلي تعجب برانگيز نبود وقتي اعلام کرد: «وزارت بهداشت در بهمنماه به ما اعلام کرد، که 5/3 ميليون دوز واکسن توليد کنيد تا قرارداد خريد آن را امضا کنيم، مؤسسه رازي نيز اين واکسنها را توليد کرد، اما خبري از قرارداد خريد نشد و الان اين واکسنها در انبارهاي مؤسسه رازي هستند که براساس قيمت 180 هزار توماني که براي هر دز اين واکسن در نظر گرفته شد، 630 ميليارد تومان هزينه توليد اين 5/3 ميليون دوز واکسن شده است.» آيا وقت آن نرسيده که يک ميليارد يورويي که از صندوق توسعه ملي براي مقابله با کرونا و راهاندازي خط توليد واکسنهاي داخلي هزينه شد، مسئولان وقت جوابگو باشند که چرا بهجاي خريد 9 دلاري واکسن سينوفارم، پولهايي که برداشت شد صرف خريد داروي رمديسيور شد که سر از بازار ناصر خسرو درآورد و با چندين برابر قيمت به همين مردم فروش رفت که 600 هزار نفرشان با درمان کرونا، به زير خط فقر سقوط کردند. وقت آن نرسيده صداي مظلوم 68هزار زني که بهدليل شيوع کرونا و کاسبي با واکسن و دارو، بيسرپرست شدند و همسران زحمتکش و کارگرشان را در دوگانه «جان» و «نان» از دست دادند، بشنويم و مقصران را بهجاي «الماس» خواندن، باز خواست کنيم تا شايد تسکيني بر دل داغديده آنها باشد، هر چند که تاثيري در تغيير سرنوشتشان ندارد. افرادي که سرنوشت هزاران زن را عوض کردند و کودکان يتيمي که بايد بهجاي کلاس مدرسه در سن کودکي، بايد نان بيار خانواده شوند.