دلايل نزديکي اسرائيل و عربستان به ترکيه تا حدي متفاوت است اما مسائل داخلي ترکيه در هر دو مورد از مهمترين عوامل است. حزب عدالت و توسعه يا حزب آقاي اردوغان، سال بعد وارد انتخابات ميشود و براي بيست و دومين بار قدرت را به دست ميگيرد. انتخابات رياستجمهوري و انتخابات پارلماني به صورت همزمان برگزار خواهد شد. مجموعهاي از اتفاقات روي داده است که باعث شده احتمال پيروزي حزب عدالت و توسعه کمتر شود. ترکيه اوضاع اقتصاد خوبي ندارد و ميزان تورم افزايش يافته، ارزش پول ملي کمتر شده و فشار بر طبقات متوسط و پايين بيشتر شده است که همان طبقاتي هستند که پايگاه اصلي رأي عدالت و توسعه به حساب ميآيند. فعلا هم چشمانداز روشني براي پايان زودهنگام تورم ديده نميشود. آقاي اردوغان هم بعد از جلسه هيات دولت اعلام کرد که مردم بايد چند ماه ديگر اين تورم و گراني را تحمل کنند. اينها براي آقاي اردوغان و حزب عدالت و توسعه که با شعار بهبود اوضاع اقتصادي و مخصوصا بهبود وضع معيشتي اقشار پايين دست روي کار آمدند؛ خبر خوبي نيست. در طرف ديگر احزاب اپوزيسيون در قالب يک ائتلاف به هم پيوستهاند و به صراحت اعلام کردهاند که هدف آنها شکست دادن اردوغان است. همچنين نظرسنجيها نشان ميدهد که حدود 11 درصد از کساني که در انتخابات 2018 به اردوغان و حزب عدالت و توسعه رأي داده بودند، فعلا قصد رأي دادن به اين حزب را ندارند. مگر اينکه شرايط تغيير کند. بنابراين در هر دو مورد اسرائيل و عربستان ملاحظات داخلي آقاي اردوغان نقش اساسي دارد. در مورد عربستان، اردوغان به دنبال جذب سرمايهگذاري است. همانطور که قبلا از امارات و قطر سرمايه جذب کرده بود. اين سرمايهگذاريها براي طراحي پروژههاي زيرساختي به ويژه براي ساخت تونل استانبول است که براي حزب عدالت و توسعه اهميت زيادي دارد و اين حزب مانور بالايي روي آن ميدهد. در مورد اسرائيل هم انتقال گاز سرزمينهاي اشغالي به اروپا از طريق ترکيه اهميت دارد. اما در مورد هر دوي اين کشورها موانع مهمي وجود دارد که موجب ميشود هم اسرائيل و هم عربستان در نزديکي به ترکيه محتاط باشند. تغيير مواضع آقاي اردوغان در 20 سال گذشته سبب شده تا اين دو اعتماد لازم را در خصوص سياست خارجي ترکيه نداشته باشند. بارها بيان کردهاند که ترکيه مواضع ثابتي ندارد و ممکن است اظهارات نادرستي درخصوص بهبود روابط داشته باشد. مساله ديگر مساله تاريخي است که به ويژه درباره عربستان صدق ميکند. يک بدبيني تاريخي بين ترکها و عربها وجود دارد. در مساله قتل جمال قاشقچي، اردوغان آن زمان کمپين بينالمللي راه انداخت و بهطور مشخص محمدبن سلمان را دستوردهنده اصلي قتل قاشقچي معرفي کرد، بنابراين عربستان به راحتي نميتواند اين مسائل را ناديده بگيرد. درباره اسرائيل هم علاوه بر گرايشهاي اسلامگرايانهاي که حزب عدالت و توسعه در مورد آنها دارد و باعث نگراني اسرائيل ميشود، حمايت ترکيه از اخوان، حماس، حادثه کشتي مرمره و برخي مسائل ديگر باعث شده است که بهبود روابط آنطور نباشد که انتظار ميرفت. روابط ما با ترکيه بعد از موضوع سوريه و اختلافي که دو طرف در سوريه پيدا کردند، سير نزولي پيدا کرد. مساله کرونا هم مزيد بر علت شد. هر چند در مورد رفراندوم استقلال در اقليم کردستان دو طرف به هم نزديک شدند همين تلاش باعث شد رقابت آنها تشديد شود. در نتيجه اختلافات ميان دو طرف بيشتر شد. از سوي ديگر در سطوح منطقهاي و بينالمللي نيروهايي هستند که مخالف بهبود روابط هستند يا علاقهاي به گسترش روابط ميان دو کشور ندارند. از جمله اينها اسرائيل را ميتوانيم نام ببريم. اسرائيل هميشه نگران نزديکي ايران و ترکيه به همديگر است و تحليل ميکند که اگر اين دو کشور به هم نزديک شوند، فضاي مانور اسرائيل در منطقه کمتر ميشود. بنابراين صرفا يک عامل وجود ندارد که بتوانيم بر آن تمرکز کنيم. مجموعهاي از عوامل وجود دارد که باعث شده تنش در روابط دو کشور بيشتر شود. با اين حال ايران و ترکيه سعي ميکنند تنشها را پايين نگه دارند و وارد تقابل علني با يکديگر نشوند؛ ولي کاهش ميزان مبادلات تجاري ميان دو کشور و کاهش رفتوآمدهاي ديپلماتيک نشان ميدهد که روابط دو کشور در موقعيت خوبي قرار ندارد. در چشمانداز سه ساله بعيد است که روابط به حالت گذشته بازگردد. اما نميتوانيم بگوييم که روابط به درگيري و تنش منجر خواهد شد.