يکي از مشکلات شبکههاي اجتماعي عادت کردن کاربران به آن است. فرد با بيدار شدن از خواب به اولين چيزي که توجه ميکند تلفن همراه است. بسياري از افراد، ساعات زيادي صرف هرزگرديهاي اينترنتي يا چت بازي ميکنند که گاه تا نيمههاي شب و حتي تا سپيده دم ادامه دارد که متأسفانه آسيبهاي جدي به حريم زندگي شخص وارد ميکند. گسترش شبکههاي اجتماعي و ابزارهاي ارتباطاتي نوين به سهولت تعاملات اجتماعي و کاهش فاصلهها کمک کرده است و از اين منظر بسيار ارزشمند هستند. شبکههاي اجتماعي به دليل حجم بالاي اطلاعات درست و نادرست و تبليغات فريبنده و چشم نواز و رنگارنگ به گونهاي انسان را تحتتاثير قرار ميدهند که خود او متوجه تغيير رفتار و تغيير سبک زندگياش نميشود. درحقيقت شبکههاي اجتماعي به نوعي اعتيادآور هستند، همين اعتياد به فضاي مجازي ميتواند اقتصاد، سياست، فرهنگ و باورها را تخريب کند يا ارتقا دهد. شبکههاي اجتماعي انسان را دچار نوعي بردگي مدرن کردهاند؛ اسارتي رسانهاي. جذابيت و سرگرمي فضاهاي مجازي چنان شخص را مشغول ميکند که ديگر نميتوان از او انتظار کتابخواني داشت. مسلما در فضاي مجازي ارزشها، هنجارها، فرهنگ، آداب و رسوم و تمامي کيان جامعه تحت تاثير گروههاي گوناگون با عناوين هنري، فرهنگي، ادبي، سياسي، خبري، ورزشي وامثالهم قرار گرفتهاند. ممکن است ويژگيهايي که در فضاي مجازي وجود دارد، جذابيت و تنوع، آزاديهايي که در آن احساس ميشود و… در دنياي واقعي از فرد سلب شده باشد، و او بالاجبار نشاط کاذبي را با هزينه بسيار کم در فضاي مجازي به دست بياورد. امروزه با گسترش ابزارهاي ارتباط جمعي، شبکههاي اجتماعي، ماهوارهها و… آگاهي از آخرين و جديدترين اخبار اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنچنان رشد شتاباني گرفته است که در چشم برهم زدني ميتوان از آنها اطلاع پيدا کرد. شبکههاي اجتماعي در فقدان آموزش صحيح ميتواند فرد را به نوعي اسارت رسانهاي کاذب دچار کند، که ديگر او نيست که تصميم ميگيرد چه مدت از آن بهره ببرد، بلکه اصحاب رسانه او را در فضاي مجازي فرو ميبرند و از محيط پيرامونش جدا ميسازند. در چند دهه اخير با بالا رفتن سطح آگاهي و اطلاعات به واسطه ابزارهاي نوين، ساز و کارهاي مناسبي جهت استفاده از اين حجم جديد دانش براي قوام بنيان جوامع بشري روي نداده است. معضل ما اين است که ابزارها امروزي است، اما افکار استفاده از چنين ابزارهايي يا وجود ندارد يا اين افکار ديروزي است، اينجاست که تنش و درگيري و معضلات خانوادگي و اجتماعي آغاز ميشود. همانطور فراواني خودرو احتياج به فرهنگ ترافيک دارد، استفاده از فضاي مجازي هم نياز به فرهنگ سازي دارد. عدم استفاده درست و خردمندانه از فضاهاي مجازي ميتواند به خطر تبديل شود. ناگفته عيان است که افراد هر قدر در دنياي واقعي حضور پر رنگتري داشته باشند، فضاي مجازي برايشان کم رنگتر خواهد شد. در ارتباط انساني و گفتوگو نياز به عناصري همچون نگاه، شنيدن صدا و حس انرژي انساني اهميتي زياد دارند که در فضاي مجازي اين موارد حذف ميشود. تجارب بشري نشان ميدهد محدوديت، حذف و پاک کردن صورت مساله در برابر فناوريهاي نو و جديد نه تنها کارآمد نيست بلکه زمينه رشد تاثيرات منفي را نيز مساعد ميسازد. ازاينرو جهت کاهش ميزان تاثيرات منفي و افزايش اثرات مثبت در مواجهه با ابزارها و فناوريهاي نوين، که خواسته و ناخواسته تغييراتي مستقيم و غير مستقيمي، بر مناسبات و رفتارهاي اجتماعي انسان از خود بهجا ميگذارد، بهترين روش و راهکار يادگيري مهارت و مديريت استفاده بهينه از آن ابزارهاست.