مرتضي مکي در گفتوگو با «آرمان ملي»:
شرايط براي توافق مهيا شده است
از طريق همکاري اقتصادي ميتوان توافق برجام را پايدار کرد
آرمان ملي- عليرضا پورحسين: نماينده ويژه آمريکا در امور ايران و سرپرست تيم مذاکره کننده آمريکا، روز دوشنبه راهي قطر شد و با وزير امور خارجه قطر ديدار کرد. همچنين علي باقريکني، معاون وزير امورخارجه ايران و سرپرست تيم مذاکره کننده ايران روزهاي 28 و 29 ژوئن براي مذاکرات برجامي در دوحه، پايتخت قطر خواهد بود. اين شنيدهها در پي اين مطرح ميشود که جوزپ بورل، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و تسهيلگر مذاکرات براي رايزني جهت برطرف کردن آخرين موانع باقي مانده در زمينه از سرگيري مذاکرات احياي توافق هستهاي به تهران سفر کرده و با وزير امور خارجه ايران رايزني کرد. در راستاي بررسي آخرين تحولات پيرامون برجام، «آرمانملي» گفتوگويي با مرتضي مکي، تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي داشته است که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به اينکه احياي برجام بار ديگر از شانس زيادي برخوردار است، آيا مساله تضمين که به آن اشاره شده ميتواند جنبههاي خاصي پيدا کند؟
با وجود قواعدي که در حقوق بينالملل وجود دارد اما بايد نگاهي واقعگرايانه به تاريخ و مناسبات کشورها داشت که نشان ميدهد در نهايت قدرت تعيين کننده مسائل ديگري است و کشورها نيز تلاش ميکنند با افزايش قدرت سخت و نرم، همچنين با توجه به فرصتها و تواناييهاي خود هم از حقوق بينالملل بهره ببرند و هم در صورت نياز از قدرت خود خارج از محدوده قوانين استفاده کنند. برخي از کشورها به سادگي قوانين بينالملل را زير پا ميگذارند. در مقابل قوانين و نهادهاي بينالمللي نيز نميتوانند جلوي آنها را بگيرند. بسياري از پيمانهاي بينالمللي محدودکننده قدرت هستند اما کشورهاي قدرتمند برخي از مفاد اين پيمانها را رعايت نميکنند. به عنوان مثال براساس انپيتي کشورها ميتوانند دستاوردهاي علمي و هستهاي خود را گسترش دهند اما کشورهاي غربي ايران را از اين کار منع ميکنند و به طرق مختلف تلاش ميکنند مقابل کشورمان بايستند. علاوه بر اين در انپيتي گفته شده که قدرتها بايد به سوي خلع سلاح کامل هستهاي بروند اما قدرتهاي هستهاي حاضر به خلع سلاح نيستند و با اتکا به قدرت و در چارچوب منافع به اين قانون عمل نميکنند. بايد توجه داشت که بايد به سمت توافق پيش رفت زيرا هيچ توافقي نميتواند تضمين خاصي داشته باشد.
يعني اين احتمال وجود دارد که در سال 2025 همان اتفاقات زمان ترامپ در قبال برجام رخ دهد؟
ترامپ حقوق بينالملل را نقض کرد و نه تنها از برجام خارج شد بلکه بسياري از توافقنامههاي جهاني را نقض کرد و هيچ کشوري نتوانست جلوي او را بگيرد. تحريمهاي ثانويه ترامپ عليه ايران ناقض حقوق بينالملل است اما بسياري از کشورها با هزينه و فايده کردن منافع خود رابطه خود را با ايران قطع کردند. اين موضوع را بايد در تصميم گيريهاي سياسي مدنظر قرار داد و نبايد تنها به حقوق بينالملل تکيه کرد، بايد با توجه به شرايط تصميم گيري کنيم. دونالد ترامپ اين موضوع را نشان داد که آمريکا تعهدي به توافقات خود ندارد. در مذاکرات اخير نيز راهي که ميتواند تضميني براي باقي ماندن در برجام باشد اين است که هزينههاي خروج آمريکا را بالا ببريم. ما بايد از فرصت باقي مانده دولت بايدن استفاده کنيم و با حفظ سانتريفيوژها و بقيه دستاوردهاي هستهاي خود بتوانيم در صورت خروج مجدد آمريکا، برنامه هستهاي خود را ادامه دهيم. اين دستاوردها، ابزارهاي قدرتمندي در جهت تضمين توافق احتمالي هستند. علاوه براين اگر شرکتهاي غربي وارد کشورمان شوند و در ايران سرمايهگذاري کنند دولتهاي بعدي تحت فشار اين شرکتها قرار ميگيرند و به دليل منافع شرکتهاي خود به سادگي از برجام خارج نميشوند. آمريکا و حاميانش تلاش ميکنند توپ را در زمين طرف مقابل بيندازند. بايد ديد نهايتا گفتوگوهايي که بر سر ميز مذاکره انجام ميشود، چه خروجي خواهد داشت اما با توجه به اينکه ايران کشوري بزرگ و قدرتمند در منطقه و حتي جهان است، ميتواند از فرصتها و قدرت خود براي حفظ منافع ملي بهره کامل ببرد و در مقابل خواستههاي غيرقانوني بايستد.
آيا در اين دور از مذاکرات چشماندازي براي توافق نهايي ميتوان متصور بود؟
مجموعه تحولاتي که از سوي ايران و از سوي طرفهاي ديگر برجام طي يک هفته گذشته ايجاد شده به نظر ميرسد چشمانداز خوشبينانهتري نسبت به ادوار گذشته مذاکرات دارد. از ويژگيهاي دور جديد مذاکرات اين است که پيشنهادهاي طرفين روي ميز است و طرفين بايد پيرامون آن به بحث و گفتوگو بپردازند. پيش از اين، دولتهاي اروپايي و آمريکا واکنش شديدي نسبت به خواستههاي ايران درخصوص رفع تحريمها و همچنين تعهدات مطرح کردند و در عرصه رسانهها و موضع گيريهاي رسمي از سوي اين دولتها اين گونه عنوان شد که ايران قصد ندارد به توافق برسد و درخواستهاي فرابرجامي مطرح ميکند. اين در حالي است که به نظر ميرسد اين معضلات برطرف شده است. جمع بندي پيشنهادهاي جديد از سوي ايران و ارائه پيشنهادات آمريکا نشان ميدهد متن پيشرو ترکيبي است. اين ابتکار عمل و ميانجيها باعث شد هم بهانههاي کشورهاي غربي براي ناديده گرفته شدن حقوق ايران رفع شود و هم مواضع رسمي ايران و دولت سيزدهم در روند مذاکرات مد نظر قرار گيرد. به نظر ميرسد ترکيبي از اين دو ملاحظه، نشانهاي از چکش کاري براي رسيدن طرفهاي غربي و ايران به يک متن مشترک براي پيشرفت مذاکرات باشد و اين احتمال بسيار پررنگ است که پس از فراز و نشيبهاي فراوان بالاخره به توافق رسيد.