عملکرد دولت طي يک سال گذشته به نحوي بوده که عدهاي مطرح ميکنند براي بهبود شرايط و عملکردها بايد به سمت تغييرات در برخي حوزهها حرکت کنيم؛ در حالي که به نظر ميرسد چه وزرا يا برخي مديران عوض بشوند و چه دولت با همين نفرات فعلي به کار خود ادامه دهد تغييري در اصل موضوع و عملکردها صورت نخواهد گرفت. حقيقت اين است که اتفاقا يک سري مسائل ژئوپليتيکي و برون مرزي با کشورهاي مختلف داريم و يک سري مسائل فني داخلي داريم که برآيند آن بيشتر در وضعيت معيشتي مردم تجلي پيدا ميکند. هر چند که اين روزها کلمه معيشت مردم نيز مد شده و اغلب همه مسائل و مشکلات را معيشتي ميبينند. در حالي که مسائل به نحوي است که به اين سادگيها قابل حل نيست و وعدههايي که از سوي دولت نيز مطرح شده وعدههايي نيست که با تسلط به مسائل و راهحلهاي آن داده شده باشد. آن وعدهها براي زمان انتخابات بود و موقعي که اين وعدهها داده ميشد مسئولان امر توجه نکردند که براي حل مسائل و مشکلات چه کار بايد کرد و چه خواهد شد. لذا پيش از اين نيز بارها گفته شده فکر نکنيم که اين وعدهها به راحتي قابل تحقق است. در حقيقت حتي معيشت مردم نيز تابعي است از آنچه که به عنوان توليد ناخالص کشور مطرح ميشود و روشهاي اقتصادي که در کشور وجود دارد. لذا وقتي توليد ناخالص داخلي کشور رشد نميکند مشخص است که وضع معيشتي مردم نيز ارتقا پيدا نميکند. از همه مهمتر اينکه امروز سرزمين ما ايران دچار مخاطراتي شده که کمترکسي حاضر است براي آن قدمي برداشته و اين مساله را نيز حل کند. در نتيجه تغييرات و رفت و آمدها خيلي عادي و طبيعي است و آن زمان هم که دولت جديدي روي کارآمد مشخص بود و ميدانستند که برخي مسائل قابل حل نيست. لذا اتفاقاتي که اکنون در حوزه تغييرات در دولت افتاده چندان دور از ذهن نبوده است. اولا بايد مساله کشور تعريف شود که امروز کشورمان با چه مسالهاي روبهرو است و بايد چه راهکارهايي را براي حل اين مساله در نظر گرفت. اين مساله تعريف نميشود و هيچکسي هم بدان نميپردازد و بعد هم وقتي مشکل تعريف شد راه حل آن را بگويند. البته نه فقط در اين دولت که در دولت آقاي روحاني هم شرايط به همين صورت بود و کساني که انتقاد ميکردند و بعضا در آن دوران رئيسجمهور و دولتش را مورد هتاکي قرار ميدادند هيچکدام نه مساله را تعريف نميکردند نه راهحل آن مساله را بازگو. لذا همينطور هر کس هر حرفي يا مطلبي به ذهنش رسيد در نقد دولت بيان ميکند.