هیاهوی طرف آمریکایی در مورد وقتکشی ایران برای بازگشت به میز مذاکرات نخستین اقدامی بود که برجسته سازی شد و فشارهای همه جانبهای در این مورد وارد شد اما دقیقا زمانی که ایران بعد از ماهها استفاده از سیاست صبر و انتظار، زمان تقریبا مشخصی برای از سرگیری مذاکرات اعلام کرد، خبر از تحریم مجدد افراد و شرکتهای ایرانی به گوش رسید. ایران پس از اینکه اروپا پس از خروج ترامپ از برجام در انجام تعهدات برجامی خود ناتوان نشان داد و بعداز دادن فرصتها زمانی کافی شروع به از سرگیری فعالیتهایی در برنامه هستهای خود تحت عنوان اقدامات جبرانی کرده بود. اقداماتی برای جبران خروج ترامپ از برجام البته با ماهها تاخیر. اکنون نیز بعد از اینکه آمریکا انواع حربه را جهت تحت فشار قرار دادن ایران برای بازگشت به مذاکرات برجام دست و پا کرده، در مجامع مختلف کشورهای اروپایی بیانیه رجزخوانی صادر میکنند و از سوی دیگر اقدام به اعمال تحریمهای جدید میکنند. آنها بهشدت از زمانگذار و انتقالی قدرت اجرایی در ایران هراس داشتهاند و تحرکات اتمی کشور را نیز در راستای زمان گریز هستهای و بیشتر تلاش ایران برای پر دست بودن ارزیابی میکنند. از همین
روست که طرفین متوسل به حرکت زیگزاگی شدهاند و آنها نیز تحریمهای جدیدی صادر کردهاند و در شورای حکام قطعنامه تصویب میکنند. امری که بر پیچیدگی مناقشه میافزاید. چرا که جوهر اختلاف به برنامه هستهای و کوه تحریمها برمیگردد. با این تفاوت که طرفهای غربی در تلاشاند تا آن را به مجموعه اختلافات با ایران گره بزنند یا حداقل پروژهای جلو بروند اما ایران جزیرهای میاندیشد و از مذاکرات پکیجی پرهیز میکند. چرا که غرب بنا دارد با راهبرد مذاکره پک قدرت او را یکجا مصادره کند. در راهبرد جزیرهای اگر ملاحظاتی او را وادار به کوتاه آمدن یا واگذاری امتیازی کند، دست بالا را در سایر حوزههای مناقشاتی حفظ کرده است. این گونه است که برنامه هستهای فراتر از ماهیت خود هزینهزا شده و تبدیل به خاکریز اول شده است. به عبارتی مبدل به سنگر اول شده که اگر توسط دشمن فتح شود، قهرا به سقوط سایر سنگرها هم منجر خواهد شد. آنها سنگرهای بعدی را نقش منطقهای، ظرفیتهای جنگ افزاری، حقوق بشر و حتی موجودیت سیستمی میدانند.