غربیها و آمریکاییها در هماهنگی که با آژانس داشتند و مدیرکل آژانس نیز در سفری که به اسرائیل داشت و بهطور کاملا سیاسی کارانهای قطعنامهای را علیه ایران تصویب کردند و از ایران خواستند که با آژانس همکاری کند و خواستهشان این بود که ایران را به پای میز مذاکره بکشانند و بر اساس همان توافقی که در زمان آقای روحانی شده بود و بر مبنای برجام سال 2015 ایران را به نحوی در این مرحله ترغیب کنند تا مجددا به میز مذاکره بازگردد تا در نهایت توافق حاصل شود. حال امکان هم داشت که در یک مذاکراتی برای امضای برجام یک سری امتیازات به ایران بدهند یا اینکه در مساله تضمین اروپاییها خود تضمینهایی به ایران بدهند که اگر آمریکا دوباره از برجام خارج شد آنها مستقلا در برجام خواهند ماند و بقای برجام را تضمین میکنند. این در حالی است که بر خلاف این شرایط ایران به قطعنامه صادره از سوی شورای حکام عکسالعمل نشان داد و عکسالعملش نیز از این جهت بود که چون آژانس همکاریهای فراپادمانی ایران را قدر ندانسته؛ ایران نیز فعالیت دوربینهای فراپادمانی را متوقف کرد و سانتریفیوژهای جدیدی را نصب و غنیسازی را با همان سرعت ادامه داد که بگوید ما هم ابزار خاص خودمان را برای فشار به اروپاییها داریم. ولی در مجموع آمریکاییها در همان زمان اعلام کردند که برجام را جدای از مساله آژانس میدانیم. چنانکه ایران همکاریهای خود را با آژانس خواهد داشت و برجام را نیز جدای از آن میتوانیم ادامه دهیم. البته این اراده طرفین را میطلبد که بخواهند برجام را به یک سرانجامی برسانند. هر چند که در خود آمریکا سناتورها مواضع دیگری در خصوص ایران و اقداماتش در منطقه و... دارند. همه اینها فشارهایی است که سریعتر به مذاکره با ایران بپردازند. لذا به نظر میرسد که غرب اکنون هم در رابطه با امنیت انرژی در حوزه خلیج فارس هم به انرژی ایران که بتواند جایگزین انرژی تحریم شده روسیه کند به ایران به عنوان یک قدرت منطقهای نیاز دارد. اگر چنین کاری انجام شود یعنی ارادهای در حاکمیت نشان داده شود که در راستای احیای برجام به مذاکره پرداخته شود شاید بهترین فرصت باشد که ایران بتواند تنش با غرب را هم کاهش دهد. این مساله هم به نفع امنیت منطقه و حوزه خلیج فارس است. از نظر اقتصادی به نفع ایران است که در این موقعیت خاص که تقاضا برای انرژی وجود دارد و ایران میتواند انرژی خود را به بازار روانه کند به توافقی عزتمندانه دست یابد.