آرمان ملي: کودکان بهطور باورنکردني ادراکي هستند، آنها ميتوانند استرس والدين و تغيير خلقوخوي آنها را درک کنند. درک اين نشانهها بدون توضيح از طرف والدين ميتواند منجر به سردرگمي، ناامني، استرس، اضطراب و مشکلات فيزيولوژيکي در کودک شود. اگر شما والديني هستيد که به افراد زيادي بدهکاريد يا دخلوخرجتان باهم همخواني ندارد، احتمالاً فرزندتان متوجه تغيير در نحوه خرج کردن شما شده است اما اينکه آيا بايد اين مساله را مستقيماً با کودکتان در ميان بگذاريد يا نه موضوعي است که درباره آن با «دکتر زيبا ايراني» روانشناس کودک، عضو هياتعلمي دانشگاه و مؤسس مرکز تخصصي روانشناسي و مشاوره خانواده ايراني به گفتوگو پرداختيم. او نکات و دستورالعملهاي کاربردي مهمي درباره اين موضوع براي ما دارد.
بيان مشکلات مالي باعث اضطراب کودک
غالباً روانشناسان معتقدند که بهتر است مسائل و مشکلات مالي با کودکان در ميان گذاشته نشود زيرا طرح مشکلات مالي در حدود و اختيارات کودک نيست و باعث توليد استرس و نگراني در کودک ميشود. همچنين ممکن است در کودک باورهاي غلطي درباره پول و مسائل مربوط به آنها شکل بگيرد که اين مساله در بزرگسالي مشکلساز خواهد شد؛ بهطور مثال، ممکن است کودک دچار ماديگرايي شود و اينگونه فکر کند که پول حلال تمام مشکلات است و وقتي کسي پول نداشته باشد مشکلات زيادي برايش ايجاد ميشود. واقعيت اين است که مشکلات اقتصادي و مالي در تمام خانوادهها وجود دارد و مشکلات اقتصادي بهنوعي جهاني شده است؛ ممکن است در يکشب تغييرات زيادي در قيمتها ايجاد شود اما ما بايد اين را در نظر داشته باشيم که کودکان متوجه استرس والدين ميشوند و اين استرس به آنها منتقل خواهد شد لذا بهتر است حتي در زبان بدن هم اين مشکلات را خيلي ابراز نکنيم؛ مثلاً دائماً اخبار بد اقتصادي و سياسي را در منزل و در حضور کودک بازگو نکنيم.
متناسب با سن کودکتان با او صحبت کنيد
بهتر است با توجه به سن کودک، با او بحثهاي مناسبي را بهصورت صادقانه داشته باشيم. براي انجام اين کار لازم نيست درباره مشکلات اقتصادي و بالا رفتن قيمتها صحبت کنيد بلکه ميتوانيد با همدلي اعضاي خانواده درباره مديريت خرج کردن پول و غلبه بر رفع مشکلات مالي صحبت کنيد. گاهي اوقات مطرح کردن مشکلات مالي و گراني براي افراد باعث تخليه هيجاني و سبک شدن ميشود اما بدون آنکه متوجه باشيم با اين کار به فرزندمان لطمه وارد ميکنيم.
از ادبيات مثبت استفاده کنيد
ممکن است ما دچار مشکلاتي مثل از دست دادن شغل، نحوه کاهش هزينهها و تغيير محل زندگي به دليل مشکلات مالي شويم که در اين صورت بايد بدانيم چگونه اين مسائل را با فرزندمان در ميان بگذاريم. چنانچه شغل خود را از دست داديد بهتر است به فرزندانتان بگوييد که در حال حاضر دنبال شغل جديد هستيد و ممکن است پيدا کردن آن شغل کمي زمانبر باشد؛ همچنين اگر کسبوکاري داريد که رونق چنداني ندارد يا کساد شده، ميتوانيد به فرزندتان بگوييد که دنبال پيدا کردن راههايي براي بهبود کسبوکارتان هستيد. درهرحال نيازي به توضيح جزئيات نيست و فقط کافي است که به آنها اين اطمينان را بدهيد که در حال رفع مشکلات هستيد. اگر براي مسائل مالي مجبوريد منزل يا مدرسه فرزندتان را تغيير دهيد يا به شهر يا کشور ديگري مهاجرت کنيد هميشه اين اطمينان را به فرزندتان بدهيد که تمام اعضاي خانواده کنار هم هستيد و تلاشتان را ميکنيد تا در محل زندگي جديد بهترين امکانات را فراهم کنيد. کودکان بايد بدانند که اين ويژگي کنار هم بودن خانواده هيچوقت تغيير نخواهد کرد. اگر فرزند ما به سن نوجواني رسيده تا حدودي مسائل و مشکلات مالي را درک ميکند، ازاينرو بهتر است والدين هزينه اجاره منزل، خورد و خوراک و ساير موارد ضروري را با او در ميان بگذارند و در محاسبات از او کمک بخواهند. اين کار باعث ميشود نوجوان واقعيتگرا شده و متوجه مديريت هزينههاي ماهانه خانواده بشود. برخي خط قرمزها در خصوص مسائل مالي وجود دارد که بهتر است درباره آنها با کودکان صحبت نشود مثلاينکه حقوق ماهانه والدين چقدر است، ، پسانداز خانواده چقدر است، شرايط زندگي ساير خانوادههاي فاميل چطور است و... زيرا کودکان در سن زير نوجواني ازنظر منطقي قدرت تشخيص و تحليل ندارند و جز اضطراب و استرس چيز ديگري برايشان دستآور نخواهد داشت. بهطور کل اينطور نتيجه ميگيريم که نبايد مدام در برابر کودکان از نداشتهها گلايه کرد. باور کنيم که کودکان نميتوانند مشکلات ما را تسکين دهند و اگر آنها يک بسته کمتر خوراکي بخرند، مشکلات ما حل نخواهد شد. تا جايي که ميتوانيم بايد تلاش کنيم باوجود مشکلات اقتصادي و مالي، نيازهاي اوليه و کوچک بچهها را برآورده کنيم و آنها را دچار تنش نکنيم.