گفتمان انقلاب تنها در سخن گفتن متجلي نبود بلکه به صورت الزامي و اجتناب ناپذير در منش و روش مسئولين امور و نخبگان نيز عينيت پيدا کرد. حضرت امام(ره) هم در عمل و گفتار خود بر اين گفتمان پايبند بودند و هم تأکيد داشتند که مسئولان امر نبايد از اين گفتمان عبور کنند. به عنوان مثال عباراتي مانند «پا برهنهها و مردم مستضعف اولياي ما هستند و ما خدمتگزار آنها هستيم» در گفتار امام(ره) بود و در رفتار هم ايشان همچون يک فرد عادي، يک روحاني که هيچ سمتي ندارد در زندگي فردي و خانوادگي اين اصل را رعايت ميکرد، به گونهاي که اين فرهنگ در جامعه ما ريشه دار شد. گاهي برخي به صورت افراطي سرمايهدار و ثروتمند بودن را ضد ارزش تلقي ميکردند به همين دليل يک سرمايهدار سعي ميکرد که ثروت خود را مخفي نگاه دارد تا مردم متوجه آن نشوند، چه برسد به زندگي اشرافي و تجملي که در ديدگاه مردم مردود بود. به ويژه اگر فردي از خواص، مسئولان، روحانيون چنين زندگيهايي داشتند مردم به آنها بدبين ميشدند و از آنها فاصله ميگرفتند. امام هم بارها مباهات ميکردند و به مردم ميفرمودند که ما خوشحاليم مسئولان ما عموما از طبقات پايين اقتصادي جامعه هستند. کسي ميتواند درد جامعه را درک کند که خودش درد کشيده باشد و فقر و تنگدستي را تجربه کرده باشد. افرادي که در يک زندگي مرفه بزرگ شده باشند يا زندگي تجملي و اشرافي داشته باشند، به هيچ وجه نميتوانند درد جامعه را درک کنند. از اين رو پيامبران الهي تا ائمه معصومين(ع) هرگز زندگي اشرافي نداشتند بلکه طبق روايات، پيامبران دوراني در فقر بودند و با کشاورزي، دامداري، چوپاني روزگار ميگذراندند و براساس فرموده پيامبر(ص) «الفقر فخري»؛ فقر و تنگدستي را افتخار ميدانستند. پيامبر اسلام(ص) بارها توصيه کردند که مساکين و فقرا را دوست بداريد و با آنها هم خوراک شويد و از آنان فاصله نگيريد. خود حضرت هم هميشه در ميان فقرا و مساکين قرار ميگرفتند و کسي تشخيص نميداد که پيامبر کدام يک از آنهاست. امروز هم اگر چنين حالتي در ميان مسئولان به وجودايد، علاقه و اعتماد مردم به مسئولان روز به روز بيشتر ميشود و مردم ميتوانند کمبودها، کاستيها، تورم، گراني و امثال ذلک را تحمل کنند. از قديم گفتند اگر همه از سختي، ناراحتي و فقر سهمي داشته باشند، اين سختيها براي همه شيرين است و تلخ نميشود. اما نقطه مقابل، اگر چنانچه مردم ببينند که مسئولان زندگي مرفهي دارند، زندگي فردي و اداري آنها تجملاتي و تشريفاتي است يا رانت و استفاده از تسهيلات فوقالعاده عمومي در ميان اعضاي خانواده و بستگان آنهاست، آن زمان است که مردم دلزده ميشوند. ساده زيستي امام و ياران نزديک ايشان سبب دلگرمي و آرامش مردم بود. حضرت امام(ره) وقتي به قم برگشتند در يک منزل اجارهاي زندگي ميکردند و بعد هم که پزشکان توصيه ميکنند که بايد از قم به جاي منطقه ديگري بروند، ايشان به منزل امام جماراني آمدند و آنجا را اجاره کردند و حسينيه جماران را به عنوان محل سخنراني و ملاقاتهاي خودشان انتخاب کردند. من قبل از انقلاب به اين منزل و حسينيه رفته بودم، پس از حضور امام(ره) در اين منزل، همان حالتي که قبلا داشت، مانده بود و امام اجازه ندادند حتي ديوارها را با گچ سفيد کنند تا حالت معمولي پيدا کند. خوراک و لباس امام هم بسيار ساده بود. ياران امام نيز زندگي عادي و معمولي داشتند و به همين دليل هم مردم به آنها عشق ميورزيدند و آنها را الگو قرار ميدادند و هم اينکه براي مردم سختيها و کمبودها شيرين ميشد لذا مردم توانستند در طول 8 سال دفاع مقدس آن سختيها و کمبودها را تحمل کنند.