علياصغر زرگر در گفتوگو با «آرمان ملي»:
ثبات داخلي در گرو موفقيت سياست خارجي است
سياست عربستان به غرب گره خورده است
آرمان ملي- عليرضا پورحسين: به نظر بسياري از صاحبنظران اين برهه زماني مهمترين سالهاي قرن بيست و يکم در جهان است زيرا معادلات در خصوص آينده و قطبهاي جديد در جهان در حال شکل گيري است. در چنين شرايطي ايران با چالشهاي متعددي در سطح داخلي، منطقهاي و بينالمللي مواجه است و همين امر سبب شده تا کمترين استفاده ممکن را از اين فرصتهاي ايجاد شده در سطح بينالمللي بهدست آورد. از جمله مهمترين چالشهاي ايران که کار را براي واکنش سخت کرده، مشکلات اقتصادي داخلي، حرکتهاي منطقهاي متضاد با ايران و گره خوردن مذاکرات برجام در عرصه بينالمللي است. در چنين وضعيتي مشخصا کشور بايد به دنبال يک مسير جهت برون رفت از اين وضعيت باشد.. در راستاي بررسي اين مساله «آرمانملي» گفتوگويي با علي اصغر زرگر، تحليلگر ارشد مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به چالشهاي پيش روي سياست خارجي کشور، برداشتن چه گامهايي ميتواند منجر به خروج کشور از مشکلات در سياست خارجي شود؟
ايران امروز ميتواند تا حدودي نفت خود را بهفروش برساند و با واسطه پول آن را دريافت کند و يا به جاي آن کالاهاي اساسي دريافت کند اما نکته اساسي اين است که امروز که قيمت نفت فراتر از 120 دلار رفته است نميتوانيم از منافع خود استفاده کنيم و اين به ضرر کشور است در حالي که عربستان روزانه نزديک به يک ميليارد دلار از حوزه انرژي درآمد بهدست ميآورد. در چنين فرصتي نيز ايران بايد به سمتي حرکت کند که بتواند از منافع حداکثري بهرهمند شود. در چنين شرايطي آمريکا آگاهانه با فشارروي اقتصاد ايران اين فرصت را به ما نميدهد که اقتصاد خود را شکوفا کنيم. آمريکا گمان ميکند ايران تا يک زماني ميتواند هزينه تحريمها را پرداخت کند و دير يا زود به فکر توافق خواهد افتاد و به اين نتيجه رسيدهاند شايد در چنين شرايطي بتوانند از ايران امتياز بيشتري کسب کنند. بايد توجه داشت در اين ميان با وجود تحريم نفت ايران و روسيه، منابع نفتي مکزيک، ونزوئلا، قطر و عربستان ميتواند بهراحتي جايگزين و مساله انرژي در جهان حل و فصل شود.
علت اصلي اينکه سياست خارجي کشور هنوز نتوانسته چالشهاي خود را حل و فصل کند، چه مولفهاي است؟
يک نگاه صفر و صدي وجود دارد که بايد اين مورد اصلاح شود. مشخصا يک مورد در عرصه سياست خارجي صفر يا صد تعريف شود، به يک مورد غيرقابل حل بدل ميشود و به دنبال خود چالشهايي ايجاد ميکند. چالشهايي که سبب ميشود جايگاه خود را در عرصه بينالمللي به خطر بيندازيم. مشخصا زماني که يک کشور سياست خارجي بهتري داشته باشد در داخل کشور نيز مشکلات کمتر خواهد بود و اين موارد رابطه مستقيم با يکديگر دارد و بايد اين مولفه مورد توجه مسئولان باشد و تصميمات با توجه به اين مورد و مولفهها گرفته شود. امروز بايد توجه داشت که کشوري همچون عربستان هرقدر هم با دموکراتها رابطه خوبي نداشته باشد باز هم سياستهاي خود را با اتکا به مولفههاي تاثيرگذار بر غرب ترسيم ميکند و در چنين شرايطي مشخصا مذاکره با عربستان نيز نميتواند نتايج مثبت قابل توجهي داشته باشد.
در صورتي که در سياست خارجي موفق نباشيم، اين اتفاق چه تبعاتي درپي خواهد داشت؟
اگر اين اتفاق نيفتـــد کارآفرينــــان و سرمايهگذاران نيز به مسيري ديگر کشيده ميشوند. بنابراين جناحهاي مختلف، دولت فعلي و حتي دولتهاي آينده يقين دارند که براي بهبود وضع کشور و ايجاد يک ثبات نسبي براي بخش خصوصي بايد در عرصه بينالملل و سياست خارجي يک رفتار متفاوت از خود نشان دهند و صحبتهاي برخي شخصيتهاي شناخته شده در داخل کشور نيز در همين راستاست. اين صرفا مربوط به بيرون از کشور نيست و در داخل نيز بايد برخي نگاهها تغيير کند. نياز است برخي قوانين اقتصادي به گونهاي تنظيم شود که جاذب سرمايهگذاران باشد و مجلس نيز به عنوان قانونگذار از اين عرصه حمايت کند. هيچکس به دنبال فدا کردن منافع ملي نيست و هيچکس قصد تسليم شدن را ندارد و بايد از مسير ديپلماسي و با يک ديد وسيعتري روابط خود را ترسيم کنند تا بتوانيم از آن منافع مورد نظر را کسب کنيم. در سياست خارجي چه در قبال جهان و چه در قبال منطقه بايد يک سياست بين صفر و صد انتخاب شود و با توجه به توان کشور به سمتي حرکت کنيم که بيشترين منافع را کسب کنيم. ايران بايد با توجه به امکانات خود وارد ميدان شود و آن چه ميخواهد را به صراحت اعلام کند و در خصوص آن گفتوگو داشته باشد.