در فاجعه متروپل، واکنشهاي مورد انتظار، همان چيزي است که ما در ساير فجايع ساخته بشر ميبينيم که اصليترين اين واکنشها هم، خشم و ناراحتي از مسببان حادثه و کساني است که اصول ايمني و تذکرات را رعايت نکردند. تفاوت حادثه متروپل، عصبانيت مردم است و به دو شيوه هم ميتوان با اين واکنش برخورد کرد؛ شيوه اول اين است که مانع از بروز و ابراز عصابنيت آنها بشويم. شيوه دوم اين است که با روشهايي اجازه دهيم اين مسئله، برونريزي داشته باشد. شايد يک راه کمک به اين برونريزي اين باشد که براي مردم توضيحات لازم داده شود، با اين مردم همدردي شود، حتي احساسشان پذيرفته و درک شود. ترديدي نيست که استان خوزستان حق زيادي بر گردن همه ما ايرانيها دارد. احساس اين مردم حتما بايد مورد توجه مسئولان قرار بگيرد و اگر قرار است در اين استان، کار و حمايتهاي خاصي انجام شود حتما بايد با مشارکت خود مردم باشد. بعد از پايان جنگ همچنين واکنشهايي بود چنانکه ساخت و سازها در برخي نقاط اين استان چندان مورد استقبال مردم و به خصوص، بافت بومي و عشايري منطقه قرار نگرفت. من در سالهاي بعد از پايان جنگ، در اهواز دانشجو بودم و در آن زمان، تحقيقي در همين زمينه در استان انجام شد و نتيجه اين تحقيق نشان داد که علت استقبال نکردن مردم از اين خانههاي نوساز اين بوده که براي بازسازي منطقه، از استانهاي معين آمده بودند و براي ساخت و ساز، نظرخواهي از مردم نميشد و بنابراين، آنچه ساختند، معطل ماند چون مردم براي سکونت به اين خانههاي نوساز نرفتند. بنابراين، مساله اصلي اين است که اگر قرار است براي آبادان يا ساير شهرهاي استان خوزستان کاري انجام شود، بايد مردم همان شهر و منطقه طرف مشورت قرار گرفته و نظرشان را جويا شوند. اين احساس حضور و احساس جدي گرفته شدن و احساس محترم شمرده شدن نظرات بابت خدماتي که قرار است به اين مردم ارائه شود، بسيار مهم است. نکته مهم درباره حادثه متروپل اين است که اگر آن فردي که مالک ساختمان بوده، از دنيا رفته باشد، اميدوارم خدا از اشتباهات ايشان بگذرد و براي ايشان طلب آمرزش ميکنيم ولي ايشان در ساخت متروپل تنها نبوده و اتفاقا اين نکته در پيامهاي دولت و مسئولان هم مورد توجه بود که با تمام عوامل بدون هيچ اغماضي و با رعايت همه موازين قانوني برخورد شود که البته مردم هم همين را ميخواهند. در شرايط فعلي، شفافيت بسيار مهم است و حتي ميتواند از درد و آلام روانشناختي مردم کم کند. شفافيت به اين معنا که مردم در جريان اتفاقات و عوامل مقصر قرار بگيرند و در صورت برگزاري دادگاه، مسائل و مشکلات پشت پرده هم براي مردم گفته شود که مجموع اين رويکردها ميتواند از شدت درد مردم کاسته و در بازگشت هر چه زودتر آنها به جاده بهبودي موثر باشد. بهطور معمول، براي قربانياني که بابت درک شرايط و حتي توان حرکتي و واکنشهايي براي فرار و نجات خود از حادثه، ناتوان هستند که کودکان هم در اين گروه قرار ميگيرند، دلسوزي بيشتري داريم. اما واکنشها چندان تفاوتي نخواهد داشت و البته اين واکنشها هم به تدريج بروز خواهد کرد، چون در حال حاضر، هم خانواده قربانيان و هم مردم آن منطقه، هنوز درگير احساسات و هيجانها هستند و هنوز درک درستي از شرايط پيدا نکردهاند و به تدريج نسبت به موضوع آگاه ميشوند و ممکن است واکنشها مدتي بعد بارز شود به خصوص در مورد کساني که مادران يا خواهرانشان را در اين حادثه از دست دادهاند.