با گذشت زمان و دريافت اطلاعات بيشتر و دقيقتر از سانحه ريزش ساختمان ده طبقه فولادي آبادان توسط سايتهاي خبري و دانشجويان قديم که تصاوير واضحتري ارسال نمودهاند، آنچه مشخص است سازه فولادي با کف و دال بتني وافل است. جوشکاريها بسيار ضعيف در حد خال جوش و صفحات اتصال عملا با خط جوشهاي ضعيف به اسکلت متصل شدهاند. در ضمن بنا به گفته خبرنگاران تخريب يکسره بهصورت مداوم ادامه داشته که نشان از تخريب پيوسته و دنبالهدار بهدليل شکست اتصالات ميتواند باشد. با شکست يک اتصال و افزايش بار و باز توزيع بار تحميلي به اتصالهاي ديگر به صورت progressive damage سازه منهدم و تا زماني ادامه خواهد داشت که به تعادل برسد. عيار و قالببندي دالهاي بتني وافل و رطوبت هوا در زمان و مدت کيورينگ سقف بالا هم بسيار موثر در اين تخريبها قلمداد ميگردد. در ضمن با توجه به تعداد کم ستونها که براي طراحان جوان مکرر عرض و تاکيد کردهام نامعيني کم در سازهها، راحت در اثر حوادث، منجر به فرو ريزش ميشود که اينجا هم قابل توجه است. يک نکته اساسي هم براي وزارت راه و شهرسازي، شهرداريها و نظامات مهندسي کشور و مهندسان طراح، استفاده از سقفهاي وافل (در اين ساختمان هم استفاده شده است) است که متاسفانه بدون ضابطه مورد استفاده قرار ميگيرند و شک ندارم بهدلايل گوناگون و فني که قبلا هم در مقالات داخلي و خارجي خودم و در طراحيهايم به آنها مکرر اشاره کردهام موجب تخريبهاي زيادي در آينده کشور خواهد شد. مطالعات بنده نشان از ناتواني اين سقفهاست، و بهرغم اصرار کارفرمايان در بسياري از سازههاي مهم و فوق حساس کشور بهدلايل روابط قوي پيمانکاران اين نوع سقفها با کارفرمايان و هزينه بالاتر، پروژههايي را در سراسر کشور که نام آنها را بهدلايل قراردادي نميتوانم بياورم، پس از قاطعيت بنده در عدم طراحي و زير بار نرفتن اينجانب براي طراحي اينگونه سقفها، الحمدا... رضايت داده و از طراحي و ساخت آنها به اصرار بنده صرف نظر کردهاند که اميدوارم درس عبرتي براي آن دسته از عزيزان باشد، لذا تا روشن شدن کامل وضعيت طراحي و ساخت و ايمني آنها که البته براي بنده کاملا رفتار سازهاي آنها و محدوديتهاي آنها روشن است استفاده از آنها را قويا مردود ميدانم و بايد از مصرف آنها جلوگيري بهعمل آيد مگر با شرايط خاص!توصيه جدي ديگر بنده براي بهکار نبردن وسايل و ابزارآلات و ماشين آلات سنگين تا چند ساعت اوليه در امدادرساني است که حتما بايد رعايت شود، چون هنوز عدهاي زير آوار ممکن است قابل نجات باشند، شواهد تاريخي يک هفته تا 10 روز را هم نشان ميدهند. در آواربرداري نيز قويا توصيه ميکنم روي اتصالات به هيچ وجه حساب نکرده و پس از قطع اعضا در محل اتصال بار برداري صورت بگيرد تا خود مجددا باعث ضربه و تخريب بيشتر و صدمه زدن به محبوسين نشود. مهمتر از همه - يک روز بايد ياد بگيريم - که هر طراحي، طراح سازه نيست و هر مقاوم سازي، مقاوم ساز نيست! هر کس مدرکي روي ديوار نصب کرد و کامپيوتري جلوي خودش گذاشت لزوما صلاحيت طرح و اجراي يک سازه، بهخصوص سازه حساس را ندارد، گفتنش براي بنده سخت بود ولي براي ماندگاري در تاريخ عرض کردم.