مغز براي ادامه فعاليت خود به گلوکز نياز دارد. در مواردي که قندخون کاهش مييابد، ممکن است فرد به کما برود. در صورتيکه انسولين افزايش يافته يا فرد به ميزان کافي غذا دريافت نکند، هيپوگليسمي اتفاق ميافتد. علاوه بر اينها، انجام فعاليتهاي شديد ورزشي ميتواند چنين تاثيراتي دشته باشد. کماي ديابتي يک وضعيت اورژانسي است که فرد در اين حالت با علائمي چون کاهش يا افزايش شديد قندخون مواجه ميشود و احساس بيحالي و بيهوشي را تجربه ميکند.
علائم و نشانههاي سطح پايين قندخون شامل موارد زير است: لرزش دستوپا، اضطراب، خستگي، ضعف، تعريق، گرسنگي، حالت تهوع، سرگيجه يا سبکي سر و اختلال در تکلم.
اگر سطح قندخون فرد خيلي بالا باشد، ممکن است موارد زير را تجربه کند: تشنگي، تکررادرار، خستگي، تهوع و استفراغ، تنگينفس، دلدرد، خشکي دهان و افزايش ضربان قلب.
سندرم هايپراسمولار ديابتي به شرايطي اطلاق ميشود که در آن قندخون فرد به ميزان 600 ميليگرم در دسيليتر، يا 33.3 ميليمول در ليتر برسد. در قندخون بالا، ويسکوزيته خون نيز افزايش مييابد.
قندخون خيلي بالا يا خيلي پايين براي مدت طولاني ممکن است باعث ايجاد شرايط اضطراري مختلفي شود که همگي ميتوانند منجر به کماي ديابتي شوند.
در صورتيکه سلولهاي ماهيچهاي بدن در معرض گرسنگي قرار گيرند، بدن براي تعديل شرايط، شروع به استفاده از ذخاير چربي خواهد کرد. اين فرآيند سبب تشکيل کتونها ميشود. اگر ميزان اسيدهاي کتوني در خون، ادرار و يا قندخون بالا برود، فرد دچار کتواسيدوز ديابتي شده و در صورت عدم درمان به موقع، گرفتار کماي ديابتي ميشود.