در اين کوراني که ظرفيت حريقي در قواره جنگ جهاني را دارد، غرب يکي به ميخ ميکوبد يکي به نعل. در حالي که تلاش ميکند، اوکراين را براي مقاومت در برابر ماشين جنگي روسيه تقويت کند با صداي بلند تکرار ميکند که با روسيه وارد جنگ نميشود. به اوکراين نيروي نظامي نميفرستد. منطقه ممنوع هوايي اعلام نميکند. اينها همه براي بهانه ندادن به پوتين جهت تسري شعاع جنگ فراتر از ابعاد روسيه و اوکراين است. مشخصا جنگ اگر کنترل شده پيش نرود، سناريو ناکام ميماند. از اين رو آنچه بايد از نگاه روسيه ادامه پيدا کند نوعي جنگ حداقلي، کنترل شده و با حجم عظيمي از تحريمهاي بينالمللي براي ضربه زدن به اقتصاد و هيمنه روسيه است. تا الان که سير حوادث مطابق ذائقه غربيها جلو رفته است. هر چه کارتهاي روسيه از فوريت استفاده برخوردارند، کارتهاي غربيها در قالب تحريم و تحديد براي بازدارندگي نيازمند زمان هستند. غربيها براي به فرجام رساندن برجام تعجيل داشتند تا بتوانند از زهر بريدن شريانهاي نفت و گاز روسيه در معادلات اقتصاد جهاني بکاهند. روسيه اما بازي را خواند. آنها در بازي مهارت شگرفي دارند. راحت شدن خيال غرب از برجام يعني تمرکز و فشار مضاعف بر روسيه. پس برجام بايد معلق شود که در دو ماه گذشته شد. آن چه برجام را تعليق کرده، منويات روسيه براي اهرم مذاکراتي در کيفيت حل و فصل تجاوز به اوکراين است يا حداقل مفري براي تنفس زير فشارهاي تحريمي است. اوليانوف در توئيتي معنادار گفت که ديگر تلاش براي احياي برجام نميکنند. ممکن است آمريکا ناکامي برجام را در تضمين خواهي نامتعارف روسيه برجسته نمايد و اين گونه هم روابط ايران با روسيه را مخدوش و هم از کسري از تعهداتش شانه خالي کند. مشخصا تحرکات روسها ، بهواسطه حرکت مبتني بر منافع ملي کشورشان در راي ممتنع به قطعنامه عليه تجاوز آنها بود. اين مناقشه براي ايران ترکيبي از فرصت تهديد ايجاد کرده است. درنگ در بهره وري از هر کدام در وقت مقتضي ميتواند، خودش را تبديل به عکسش کند.