در جايي که خشنودي فردي و اجتماعي رو به فزوني برود، خشونتهاي فردي و گروهي رو به کاهش مينهند. در حالت معکوس، جامعه آکنده از نارضايتي به مرور زمان ميل به رفتارها و گفتارهاي خشونتآميز خواهد کرد. جامعهاي که در همه عرصهها (حتي در منزل و خودروهاي شخصي، در فضاي مجازي و فضاي واقعي) برخي رويکردهاي را شاهد باشد نارضايتي خود را به نحو ديگري نشان خواهد داد. مقدمه هر خشونتي کينههاي انباشته است. بنابراين، محکوم کردن و مجازات عاملان و آمران خشونتها، گرچه ضروري است، اما هيچ دردي را دوا نخواهد کرد. چرا در سالهاي اخير خشونت کلامي و فيزيکي افزايش پيدا کرده است؟ پاسخ را ميتوان در يک کلمه خلاصه کرد و آن ناخشنودي است. مدتي است که باد ناخشنودي وزيدن آغاز کرده است. عدم رضايت و ناخشنودي محصول برخي عملکردهاي نه چندان درست و کارآمد است. شهروندي که به دليل برخي مسائل در گزينش فلان نهاد اداري رد صلاحيت ميشود، کارگري که به خاطر تحصن عليه کارفرماي مفسد خويش روانه زندان ميشود، نانآور خانوادهاي که نميتواند تخم مرغ شانهاي 60 هزار تومان يا مرغ 32 هزار تومان را به خانه ببرد، دانشآموخته باسوادي که ميبايست به راحتي در فلان نهاد اداري قرارداد کارشناسياش منعقد شود، اما به خاطر ديدگاه برخي مديران ، چنين نميشود و شخص ديگري جايگزين او ميشود، همه و همه، به مزرعهاي براي کشت نارضايتي تبديل مي شوند. بنابراين، خشونت گرچه از طرف هر کسي و به هر دليلي نفرتانگيز است، اما فراموش نکنيم که بزرگترين مزرعه خشونت را عملکردهاي بد ميسازد و نابخردي هم درختان آن را آبياري ميکند. در نهايت ميتوان بر اين باور بود که ريشه اصلي خشونتها بيعدالتي در ابعاد گوناگون زندگي سياسي و اجتماعي ماست. راه حل چيست؟ کدام روزنه را ميتوان گشود و گذشت؟ پاسخ چندان پيچيده نيست. پاسخ گشودن پنجره مردم و عملکرد مردمخواه و مردمپسند است. مردم را با تن دادن به خواستههاي گوناگون آنها خشنود کنيد و پايههاي مديريني خود را مستحکم بسازيد. در اين حالت است که مزرعه حکمراني گياه مهري خواهد روياند و صلح و آرامش به جامعه بازخواهد گشت. محصول مديريت خوب ميوههاي خوب، شيرين و دلچسب است. بدون استثنا، تمام حکومتها، محصول تجربه و عقل عصري بشر است. پس، با اصلاح عملکردها نظام مديريتي راه را براي آقايي ايران و ايراني در جهان و رويش درخت صلح و مهرباني باز کنيد.