امروزه بسياري گمان ميکنند که حيوانات به شهرها هجوم ميآورند و به اصطلاح وارد عرصه زيست انساني ميشوند. بايد واقعيت را وارونه ديد يعني اين انسان است که طي سالها به عرصه زيستي پلنگ يا ساير حيوانات حيات وحش تعرض کرده و الان هم اين تعرض شدت گرفته و زيستگاه حيات وحش را در ايران تخريب ميکند. مازندران و به طور کلي جنگلهاي شمال ايران و جنگلهاي زاگرس زيستگاه حيات وحش است، اين جنگلها برخي مناطق حفاظت شدهاند و برخي هم مناطق آزاد که منابع طبيعي محسوب ميشوند. در اين مناطق آزاد، حيوانات حيات وحش هستند اما متاسفانه ساختار نظاممندي آنها را کنترل نميکند يعني ما عملا از مناطق آزاد حفاظت نميکنيم. تردد، ساختوسازها، جادهسازيها، سدسازيها و ساخت نيروگاه در نزديکي حيات وحش همه اينها در وضع موجود دخيل است و علاوه بر اين موارد تغييرات آبوهوايي نيز تا حد زيادي در اين ماجرا موثر است. هرچه هوا گرمتر ميشود، آب کم ميشود، طعمه کم ميشود و حيات وحش در گونههاي مختلف آن به سمت پاييندست سرازير ميشوند براي اينکه بتوانند غذا پيدا کنند. علاوه بر گردشگران که جمعيت زيادي هستند که به سمت زيستگاه حيوانات حيات وحش ميروند، شکارچيان هم دخيل هستند. ببينيد طعمهها در ردهبندي قرار دارند پلنگ گونه پايينتر از خودش را ميخورد و همينطور اين ردهبندي ادامه دارد و اين چرخه اکوسيستمي در جريان است. وقتي انسان با شکار کردن اين چرخه را از پايين دستخوش تغيير ميکند و باعث مرگ حيوان ميشود يا باعث فرار حيوانات از زيستگاهشان ميشود طبيعي است که چرخه بالاتر هم به خطر ميافتد. هرچه اين ردهها تخريب شود در نتيجه چرخه درهمتنيده اکوسيستمي بهم ميريزد. حيات وحش که از بين برود، جنگل هم از بين ميرود، جنگل که از بين برود انسان از بين ميرود يعني همه اين چرخه بهم ميريزد. در بسياري از شهرهاي کانادا يا آمريکا هم خرس يا حيوانات وحشي به زيستگاه انسان وارد ميشوند، اما چون سازمانهاي حمايتي که در کشورهاي توسعهيافته در حوزه محيط زيست فعاليت ميکنند ــ چه سازمانهاي دولتي چه غيردولتي حفاظت از حيات وحش و محيط زيست ــ نحوه مواجهه با اين حيوانات را به مردم آموزش ميدهند و امکانات مناسبي هم براي زندهگيري اين حيوانات دارند کمتر شاهد از بين رفتن حيوانات هستيم. در کشور ما وقتي حيواني پايين ميآيد تقريبا مطمئنيم که ميميرد ولي در کانادا سازماني قوي از محيط زيست و حيات وحش محافظت ميکند. سازمانهاي محيط زيست در همه دنيا شأن بسيار بالايي دارند يعني اينطور نيست وزارت نفت بخواهد نفت استخراج کند و نظر محيط زيست برايشان اهميتي نداشته باشد. در کشورهاي توسعهيافته اولويت اصلي نهاد حافظ طبيعت و حيات وحش است. نحوه مواجهه در کشورهاي پيشرفته کاملا با ما فرق دارد. محيط زيست و حيات وحش اين کشورها هم با وجود همه مراقبتها از گزند آسيبها در امان نمانده است و اين اتفاق ميتواند به دليل همين مواردي باشد که در کشور ما هم وجود دارد مثل سرد شدن هوا، از بين رفتن طعمه و به طور کلي مواردي که پيش از اين بيان کردم.