برجام همچنان در مسير احياست و وقفه پيشآمده را نميشود به معناي پايان برجام تلقي کرد. اتفاقاتي که افتاده و بحث روسيه و حمله اين کشور به اوکراين قدرت چانهزني ايران را در مذاکرات بالا برده و ايران بايد تلاش کند خواستههاي خودش را در مسير رفع تحريمها بيشتر به پيش ببرد و محقق کند و در اين مسير هم تا حدودي حرکت شده است. آنچه براي ايران اهميت دارد لغو کامل تحريمها و حداقل لغو حداکثري تحريمها بهويژه تحريمهايي که در زمان ترامپ وضع شده است. لذا تحولات دوماهه اخير تا حدود زيادي مسير را تغيير داده و آنچه الان ميبينيم تحت تاثير همين تحولات است. ايران تا حدود زيادي همانطور که از قبل مطرح کرده، اينکه تحريمها برداشته شود و تضاميني داده شود که در دولت بعدي برنگردد را مدنظر دارد و دنبال ميکند. اما ارائه اين تضمين با توجه به ساختار تصميمگيري در آمريکا دشوار به نظر ميرسد از اين لحاظ که دولت فعلي نميتواند اين تضمين را دهد که دولت بعدي تحريمها را برنگرداند مگر اينکه مصوبهاي از کنگره گرفته شود چون بعضي تحريمهاي وضع شده توسط کنگره صورت گرفته که به نوعي در اختيار رئيسجمهور آمريکا نيست که به شکل کامل آنها را بردارد. از طرفي يکسري خواستهها مطرح است که ايران در اين مسير مشغول چانهزني است تا بتواند تحريمهاي بيشتري را ازپيش پا بردارد. تحولات پيش آمده و بحث بحران انرژي به خاطر تحريم نفت و گاز روسيه، تا حدودي دست ايران را براي گرفتن امتيازات بيشتر باز گذاشته است. از اين لحاظ که غرب نميتواند همزمان نفت روسيه و هم نفت ايران را کنار بگذارد از اين رو مجبور است که به ايران امتيازاتي دهد. ايران بايد با زيرکي خاص خواستههاي خود را مطرح کند طوري که طرح خواستهها باعث گريختن طرف مقابل از مسير مذاکره نشود لذا اين روند بايد با زيرکي پيش رود، طوري که به هر حال باعث کناره گرفتن طرف مقابل نشود. استراتژي ايران در حال حاضر همين است که ضمن باز گذاشتن باب مذاکره به نوعي اين مسير مسدود نشود و تلاش ميکند که بتواند به خواستههاي خود برسد. قطعا و يقينا اينکه زمان در حال سپري شدن است، مطرح است. زمان براي ايران و طرف مقابل همزمان در حال سپري شدن است و براي طرف مقابل هم مهم است که خواستههاي ايران را به نوعي مورد توجه قرار دهد و دو طرف بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. از اين رو پنجره مذاکره براي هميشه باز نميماند و گاه ممکن است اتفاقاتي روي دهد که مذاکرات را به بنبست برساند و مانع از رسيدن به نتيجه شود. به نظر ميرسد رسيدن به توافقاتي که به نوعي تحريمها را به صورت حداکثري بردارد راهکار مناسبي براي ايران است و ايران تابحال در مجموع اين زيرکي را داشته که طرف مقابل را کاملا از مذاکرات نااميد نکند و خواستههاي خود را به طور منطقي مطرح کرده است. تيم مذاکره کننده با اتخاذ زيرکي خاص ميتواند ضمن اميدوار کردن طرف مقابل به ادامه مذاکرات و تن دادن آنها به خواستههاي ايران طوري عمل کند که مذاکرات به بنبست نرسد. همانطور که اشاره شد به نتيجه رسيدن مذاکرات براي طرف مقابل هم منفعت دارد و آنطور نيست که صرفا ايران منتفع شود بلکه آنها هم از مذاکراتي که منجر به احياي برجام شود، سود ميبرند. دو طرف تا اينجاي کار مذاکرات را به نوعي مديريت کردهاند که باعث نااميدي کامل طرفين نشود گرچه گاهي بحثهايي از طرف مقابل مطرح ميشود و اينطور وانمود ميکنند که اميدي به احياي برجام و به نتيجه رسيدن مذاکرات نيست اما شايد بشود اين اظهارنظرها را در قالب گرفتن نوعي امتياز تفسير کرد و به نظر نميرسد که بشود اين سخنان را به پاي بنبست رسيدن مذاکرات و نااميدي از به نتيجه رسيدن مذاکرات دانست. به هر حال مذاکرات روند خود را طي کرده و دوطرف خواستههاي خود را مطرح کردهاند. طرف مقابلي که عمدتا آمريکاييها هستند. هرچند کشورهاي زيادي طرف مقابل ايران در بحث برجام هستند ولي قطعا وزن همه اين کشورها يکسان نيست و آمريکاييها دست بالا داشتهاند و همانطور که ميدانيم خروج آنها عملا باعث بينتيجه و بيثمر شدن برجام شد و الان هم تصميمي که آنها بگيرند قطعا بر احيا يا عدم احياي برجام تاثيرگذار است. بنابراين بايد تضميني گرفته شود که مذاکره کنندگان از آن به عنوان تصميمات دشوار ياد ميکنند. بديهي است که مذاکره براي گرفتن تصميم است و موقعي است که اين تصميمات بايد گرفته شود. براي ايران بحث انتخابات مجلس در آمريکا مدنظر است. قطعا و يقينا اين انتخابات تا حدودي براي ايران تاثيرگذار است و شايد گذر زمان به نفع ايران هست که چه گرايشي بر قانونگذاران آمريکا مسلط ميشود و آنها تا چه اندازه ميتوانند مسير را به نوعي تحت تاثير قراردهند. کنگره نقش مهمي در تصميمات مربوط به سياست خارجي دارد و بهخصوص مجلس سناي آمريکا نقش مهمي در اين خصوص بازي ميکند اما اين را هم ميدانيم که رئيسجمهور در آمريکا با توجه به نظام رياست جمهوري داراي نقش عمدهاي است و تاثيرگذار است و اختيارات وسيعي در اين حيطه دارد. براي ايران مطلوب اين است که برخي قوانين ضدايراني در کنگره ملغي شده و از بين بروند. اين يک خواسته حداکثري براي ايران است که شايد فعلا نشود به شکل خوشبينانهاي بدان نگاه کرد. اما در ارتباط با اختيارات رئيسجمهور آمريکا ميتوان خوشبين بود و ايران بهخصوص در اين زمينه فعلا در اين مقطع بايد تلاش کند که رئيسجمهور آمريکا وادار شود از حداکثر اختيارات خود براي گرفتن تصميماتي که منافع ايران را تامين کند، استفاده کند.