تحولات پیرامون مذاکرات احیای برجام به ویژه درخواست روسها مبنی بر تضمین کتبی آمریکا، مهلت یک هفتهای آمریکا به روسیه و همچنین سفر وزیر امور خارجه کشورمان به مسکو را چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم با اینکه وزارت خارجه آمریکا گفته ما یک هفته به روسها مهلت میدهیم که یا درخواست خود را پس بگیرند و روند احیای برجام را مثل سابق ادامه دهند یا اقدام دیگری میکنیم که آن اقدام دیگر ممکن است یک توافق موقت بدون روسیه باشد روسها تصمیم خود را گرفتهاند و هر چقدر هم که از سوی غربیها به ویژه آمریکا بر روسیه فشار وارد شود آنها این فشار را روی برجام خواهند گذاشت. موضوعی که برای آمریکاییها بسیار حیاتی است. هم از نظر داخل آمریکا و هم از نظر غنی سازی که در ایران انجام میشود و غربیها در اینخصوص عجله دارند. بنابراین روسها این را میفهمند و بر اساس همین اگر آن امتیازی که میخواهند به آنها داده نشود، تصور نمیکنم که مفت دست از خواسته خود بکشند. روسها تصمیم خود را گرفتند و از آن طرف موضع مقامات ایرانی و سخنگوی امور خارجه کشورمان مقداری متفاوت شده است. قبلا سخنگو اعلام میکرد که نمیگذاریم هیچ عامل خارجی بر این توافق اثر بگذارد. حال سخنگو بیشتر آمریکا را در مساله تاخیر و عدم ادامه مذاکرات مقصر میداند. در همین راستا نیز آقای امیر عبداللهیان به مسکو سفر کرده که به نظر میرسد در این سفر میخواهد ببیند مقامات
روس چه میگویند و چگونه میتواند درخصوص احیای توافق با مقامات روس گفت و گو کند. با این حال هنوز هم معتقدم که تغییر خاصی در مواضع روسها ایجاد نمیشود، چراکه در دنیا دشمنی بزرگی میان روسیه و غربیها بهویژه آمریکا به وجود آمده است. غربیها فشارهای سنگین اقتصادی بر دوش روسیه گذاشتند و روسیه باور نداشت که چنین فشارهایی را علیه این کشور تصویب کنند. لذا به نظرم روسیه با اقدام اخیر خود در صدد است که تلافی کند. یعنی تنها چیزی که اکنون در اختیار دارد و میداند که آمریکاییها برایشان حیاتی است، مذاکرات وین است که در همین خصوص با تحرکات خود گلوی آمریکا را گرفته و فشار میدهد.
مساله توافق موقت بدون حضور روسیه با توجه به چارچوبهای حاکم بر برجام چه میزان امکانپذیر خواهد بود؟
توافق مورد اشاره آمریکاییها و آقای بلینکن که توافق بدون روسیه است گرچه قابل بررسی است اما چندان قابلیت اجرا ندارد. همانطور که میدانید مساله برجام بر اساس اجماع 5 کشور است. یعنی اگر روسیه بخواهد از برجام خارج شود یا نخواهد توافق کند برجام نیز نمیتواند عملیاتی شود. بهویژه اینکه بر اساس متن برجام این اورانیومی که غنی شده باید به روسیه برود.لذا وقتی روسیهای در برجام نباشد آن نکته اصلی که آمریکاییها میخواهند یعنی خروج اورانیوم از ایران عملا امکان پذیر نخواهد بود. بهویژه این بار که اورانیوم بیشتری انباشته شده هم 20 درصد فلزی و هم 60 درصد، بنابراین وقتی روسیه نباشد این اورانیوم باید کجا برود؟ فرض کنیم که میگویند چین اما اگر اینگونه باشد که دیگر برجامی نیست و متن تغییر کرده و باید یک فرمت دیگری را شکل دهند. اگر هم اینگونه شود این فرمت به احتمال قوی موقتی خواهد بود این فرمت هم باید مورد چانه زنی طرفین قرار گیرد که طرف مقابل چه امتیازاتی خواهد داد؛ در عوض چه امتیازاتی خواهد خواست و چقدر میتوانیم نفت بفروشیم و به تبع آن چه میزان از پول آن به کشور باز میگردد. هر چند که از ابتدا نیز گفتیم که در هر نوع
فرمت توافق موقتی ایران ضرر میکند، چراکه چون موقتی است شرکتهای خارجی رغبتی نشان نمیدهند که به ایران بیایند، کار و سرمایهگذاری کنند. لذا روسها نیز فهمیدهاند که این مساله برجام و توافق برای آمریکاییها چقدر حیاتی است. هم به لحاظ غنی سازی در ایران و هم به لحاظ سیاسی در داخل آمریکا. در واقع اگر آمریکاییها به توافق نرسند یک شکست برای دولت بایدن تلقی خواهد شد. بایدنی که بهواسطه عملکرد مثبت در ماجرای اوکراین در میان مردم آمریکا محبوبیتش بیشتر شد و اگر این توافق نیز انجام میشد بایدن امتیاز بیشتری میگرفت. در واقع در داخل آمریکا نیز تندروها بدشان نمیآید که شکستی نصیب بایدن در این راه شود. بنابراین سفر امیر عبداللهیان نیز تصور نمیکنم که بدین معنی باشد که روسها به توافق برگردند. چون موضوع خیلی مهمی برای روسها در مورد آمریکاییهاست. روسها خوب فهمیدهاند که قیمت نفت و بنزین 4 دلار در آمریکا یقه بایدن را گرفته و اگر برجام امضا شود و توافق صورت گیرد قیمت نفت پایین میآید. لذا هم روسها از نظر مالی ضرر میکنند و هم در واقع بایدن میتواند در داخل آمریکا نفسی بکشد. لذا به همین خاطر است که روسها نمیخواهند
چنین اتفاقی بیفتد.
با توجه به اینکه روسها بر موضع خود استوارند و سایر طرفها نیز در پی توافق هرچه سریعتر؛ از دیدگاه شما چه راهکار یا راهحلی برای برون رفت از این شرایط میتوان مطرح کرد؟
من تصور میکنم تنها راهی که مانده مذاکره رو در روی ایران و آمریکا است که بنشینند و مقداری اعتماد بیشتر به هم کنند. مثلا بگویند تا مذاکرات اوکراین و روسیه شروع نشده مهلت زمان سه ماههای در نظر بگیرند. آنچه مسلم است توافق صددرصد تمام شده بود و به نظرم اگر امروز مذاکرات متوقف شده بهخاطر مشکل روسها است. آن چند نکتهای هم که در مذاکرات در حال بحث بودهاند به اذعان همه طرفین رو به انتها بوده و در واقع چانهزنی آخر مذاکرات بوده که هر طرف بخواهد امتیاز بیشتری بگیرد. بنابراین ایران و آمریکا همین که اکنون انجام شده بپذیرند و بهرغم همه مشکلاتی که میان ایران و آمریکاست اما طرفین به این توافق احتیاج دارند با یک اعتماد سازی نسبی یک توافق مثلا 3 ماههای صورت دهند که طی آن تحریمهای نفتی ایران را بردارند و اجازه آزاد شدن داراییهای بلوکه شده ایران در برخی کشورها را بدهند و از آن طرف ایران نیز در میزان غنی سازی خود تجدیدنظر کند تا هم نگرانیهای غربیها کاهش پیدا کند و هم اقتصاد ایران راه بیفتد. تصورم این است که مذاکرات بین روسیه و اوکراین به طور جدی در یکی دو هفته آینده حل میشود. یعنی اگر کییف تصرف شود که پوتین نیز
به دنبال آن است، دیگر به دنبال کشورگشایی بیشتر بعد از اوکراین نخواهد بود. چون میداند که این تحریمها هنوز فعلا روی کاغذ و اسم است و عملا شروع نشده و اگر به لحاظ عملی و اجرایی این تحریمها تاثیر کند آن موقع خواهد بود که روسیه به لحاظ داخلی دچار بحران میشود و پای پوتین در گل گیر میکند. لذا پوتین و زلنسکی پای میز مذاکره خواهند نشست. در آن زمان است که روسها به تدریج درخواست خواهند کرد که پس از صلح میان روسیه و اوکراین تکلیف تحریمها چه میشود و غربیها به ویژه اروپاییها که نمیخواهند این جنجال کش پیدا کند مقداری از تحریمهای روسیه را برخواهند داشت. این در حالی است که اکنون کم کم اختلافات میان اروپا و آمریکا به صورت سر بسته ایجاد شده و باز میگردد. در دو، سه هفته اول جنگ وحدتی ایجاد شد اما اکنون میبینید که صحبتهای جوزف بورل با صحبتهای آقای بایدن، بلینکن و جانسون متفاوت است و میگویند که ای کاش نگفته بودیم که بحث عضویت اوکراین در ناتو را بررسی میکنیم. تصور میکنم که مقداری از تحریمهای روسها برداشته شود آنها به برجام برگشته و درخواست خود را پس خواهند گرفت، اما در حال حاضر اصلا به نظر نمیرسد که
روسها امتیازی که در دست گرفتند را به آمریکاییها دهند هر چند که ایران نیز از این موضع گیری روسها ضرر زیادی خواهد کرد.
عدهای بر این باورنـد که اساسا نباید همه چیز را به گردن روسها و اقدام اخیرشان انداخت، چرا که اگر قرار بر توافق بود چرا در چند ماه گذشته طرفین به جمع بندی نرسیدند و تعلل آمریکاییها باعث عدم رسیدن به توافق شد؟
در تاخیر توافق طرف غربی یک نظر و طرف ایرانی هم نظر دیگری دارد اما حدود یک ماه تا چهل روز است که هر دو طرف اصلی یعنی اروپا و آمریکا یک طرف و ایران نیز در طرف دیگر از فضای حاکم بر مذاکرات راضی هستند و از یکدیگر تعریف میکنند. در حالی که اگر مقطع زمانی پیش از آن را به یاد داشته باشید هر روز انگلیسیها، فرانسویها و آمریکاییها همواره میگفتند که وقت تنگ است و ایران بهانه میآورد و اگر تا یک هفته یا دو هفته دیگر اقدامی نکند ما راه دیگری را پیش میگیریم. اما اکنون بیش از یک ماه است که دیگر چنین مواضعی را از سوی غربیها نمیشنویم. بعضا نیز میشنویم که سخنگوی دستگاه سیاست خارجی ایران و طرف غربی از پیشرفت مذاکرات میگوید. مذاکرات به خوبی داشت پیش میرفت و ما باید از مذاکره کنندگان ایرانی تشکر کنیم که مسیر خوبی را رفتند و امتیاز خوبی هم گرفتند. یعنی به نظرم امتیاز فرا برجامی یعنی راستی آزمایی را گرفتند. راستی آزمایی در برجام نیست و این واقعیتی است که باید بدان توجه کرد که ایران گرفته است و آن دیگر مشکل بایدن است که برود مشکل خود را با کنگره بر اساس مصوبه 2019 حل کند. طرف ایرانی روی دو سه موضوع اصرار داشت که یکی
تضمین بود، یکی راستی آزمایی و دیگری هم تعداد افرادی که تحریم بودند و طرف ایرانی میخواست تعداد بیشتری به ویژه سپاه را از ذیل تحریمها در آورد که موفق شدند. این اتفاق افتاده و زمان میبرد کما اینکه دو سه بار هم آقای باقری به تهران برگشت و مشورت کرد و اینها امتیاز دادند و آنها هم امتیازاتی دادند. غربیها کنار آمدند و از زمانی که جنگ رخ داد، مذاکرات هر چند آهسته اما به نفع ایران سرعت گرفت. انتقادها را در رسانهها بررسی کنید که از طرف مقابل بسیار نادر بوده است. خودم هم بارها بر این مساله اشاره کرده بودم که توافق تا عید حتمی است. اما روسیه در آخر کار که همه آماده امضا بودند در بزنگاه گلوی آمریکاییها را با طرح درخواست تضمین کتبی فشرد تا امتیازات مدنظر خود را اخذ کند.
با اینکه بارها از سوی طرفین مذاکره شاهد این مساله بودیم که مذاکرات در مرحله پایانی است و به زودی توافق اعلام خواهد شد اما با گذشت ماهها این رویکردها از اظهارنظر فراتر نرفت و توافقی تاکنون حاصل نشده است؛ چرایی این مساله را چگونه تبیین میکنید؟
اتفاقا از زمانی که آقای انریکه مورا این صحبت را مطرح کرد که مذاکرات کارشناسی به پایان رسیده و دیگر وقت اتخاذ تصمیمات سیاسی فرا رسیده است؛ آقای باقری به وین بازگشت. با بازگشت آقای باقری به وین دیدیم که آقای ندپرایس سخنگوی وزارت خارجه آمریکا و آقای خطیبزاده سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در اظهارنظرهایی بر توافق به زودی تاکید داشتند. هیچ وقت در طول این یک سال گذشته چه در دولت فعلی و چه در دولت گذشته اینقدر نرم در مورد این مساله که مذاکرات در حال پایان پذیرفتن است صحبت نشده بود. آقای باقری رفته بود که کار را تمام کند و آقای امیر عبداللهیان در وزارت امور خارجه آماده میشد که به وین سفر کند. چگونه میشود که آقای باقری نرفته باز میگردد و آقای جوزپ بورل میگوید که یک عامل خارجی باعث شده تا مذاکرات وین فعلا به حالت تعلیق درآید. آقای جوزپ بورل را 30 سال است میشناسیم در وزارت خارجه اسپانیا که شخصیتی خاورمیانهای، طرفدار فلسطین و نسبتا معقولی است. وقتی میگوید یک عامل خارجی باعث شده که مذاکرات متوقف شود و تا اطلاع بعدی هم نمیدانیم تکلیف مذاکرات چه میشود و آقای خطیبزاده هم میگوید که نمیدانیم وضعیت مذاکرات
چه میشود به چه معناست؟ وقتی همه به پایتختها بازگشتند، وزیر امور خارجه ایران به روسیه میرود و وزیر خارجه آمریکا مهلت یک هفتهای به روسیه میدهد دیگر مشخص است که داستان از چه قرار است و نمیتوان گفت موضوع دیگری در کار است. اگر مساله روسها مطرح نبود شاید اکنون مذاکرات احیای برجام به پایان رسیده بود و طرفین به توافق رسیده بودند و اعلام هم شده بود.