موضوع توافق میان قدرتهای بزرگ و متمایل کردن ایران به خودداری از برنامه هستهای خود در ازای رفع تحریمها و برخی امتیازات اقتصادی، آن چیزی بود که در سال ۲۰۱۵ رقم خورد اما امروز درست در نقطه مقابل سال ۲۰۱۵ قرار داریم. قدرتهای بزرگ بهویژه روسیه و آمریکا وارد یک تنازع بیسابقه شدهاند. این وضعیت تقریبا شبیه قرار گرفتن در یک مارپیچ با شیب تند است که انتخابهای یک قدرت بزرگ در تعارض با انتخابهای قدرت بزرگ دیگر قرار میگیرد. این وضعیت در تاریخ روابط بینالملل پس از جنگ بینالملل دوم بیسابقه است. حتی در طول جنگ سرد قدرتهای بزرگ این تجربه را پشتسر نگذاشته بودند. جنگ اوکراین در حال سوق یافتن به مارپیچ با شیب تند است که عواقب آن برای هر دو طرف ویرانگر است و بهطور کلی از این ظرفیت برخوردار است که ساختار نظام بینالملل را با تکانههای شدید روبهرو کند. در همین راستا برجام دیگر نه از مصالحه قدرتهای بزرگ برخوردار است و نه در عرصه عمل صرفا به برنامه هستهای ایران محدود میشود. ارزش برجام اکنون برای آمریکا دیگر به برنامه هستهای محدود نمیشود بلکه میخواهد فشارها را بر ایران افزایش دهد تا با امضای سریع آن و چشم پوشیدن بر نقاط ضعف باقی مانده هرچه زودتر به بازار انرژی بازگردد. برجام در صورت احیا در پاییز ۲۰۲۳ با اولین چالش بزرگ مواجه میشود، چراکه در این تاریخ کنگره آمریکا باید قوانین تحریمی را لغو کند و مجلس ایران نیز به پروتکل الحاقی رای دهد. با از دست رفتن احتمالی تسلط دموکراتها بر یکی از مجلسین آمریکا در نوامبر ۲۰۲۲ بسیار بعید به نظر میرسد که جمهوریخواهان چنین کنند. در چنین شرایطی و بدون اعطای تضمینهای موثر از سوی واشنگتن شرکتها و بانکهای بینالمللی یا از سرمایهگذاری در ایران خودداری خواهند کرد یا به سمت تنظیم قراردادهای کوتاه مدت میروند. بنابراین تمایل آمریکا به احیای برجام بهدلیل نیاز مبرم به انرژی البته بدون گارانتی موثر اولین فشار بر بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک است. برای خروج از این وضعیت یک راهکار دم دستی و ناواقع بینانه وجود دارد. یعنی روسیه را از کمیسیون مشترک برجام حذف کرد اما این فقط یک راهکار روی کاغذ است، چراکه روسیه در اینجا میتواند به مکانیزم اسنپ بک رجوع کند و کل بازی را برهم بریزد اگر در این تلاش خود نیز موفق نشود، مشخص نیست در نبود روسیه، چین نیز تمایل داشته باشد در برجام باقی بماند. اگر چین و روسیه نیز نباشند، تردیدهای جدی در مورد تداوم حضور ایران در برجام با طرف غربی وجود دارد. واقعیت این است که برجام متعلق به عصر مصالحه و توافق قدرتهای بزرگ بود ولی اکنون خود به جزئی از مارپیچ با شیب تند در نظام بینالملل تبدیل شده است و تنها راه برای نجات آن این است که قدرتهای بزرگ در حوزه اوکراین و اروپا به یک توافق پایدار دست یابند. در غیر این صورت این مارپیچ تند هم برجام را با خود خواهد برد و هم تکانههای عظیمی بر ساختار روابط بینالملل، محیطهای امنیتی، کنشها و واکنشها، ادراکات و انگارههای بازیگران منطقهای و بینالمللی وارد خواهد کرد.