بستن
کد خبر: ۱۰۳۳۴۴۷

غروب راوی سووشون

غروب راوی سووشون
سروش مظفر مقدم نویسنده و منتقد ادبی


شخصیت انسانی سیمین دانشور جدای از همه رویداد‌های اجتماعی و سیاسی دهه‌های ملتهب چهل، پنجاه و خصوصا دهه شصت خورشیدی، درخور تعمق است. سیمین دانشور که بود؟ نویسنده؟ استاد دانشگاه تهران؟ عضو اولین هیات رئیسه‌ کانون نویسندگان ایران یا همسر جلال آل‌احمد، روشنفکر جنجالی مخالف حکومت پهلوی دوم؟ به گمان من شخصیت حقیقی یا بن مایه‌های غنی انسانی و ادبی سیمین دانشور در طول سالیان دراز حیاتش و خصوصا تاکید می‌کنم در دوران حیات خود او، به‌شدت قلب شده است. چنانچه می‌دانیم، سیمین نه اهل حاشیه بود و نه اهل هیاهو. او می‌خواست با تمام وجودش در خاکی که او را پرورده بود زندگی کند. زندگی به مفهوم خاص کلمه. پس از مرگ جلال آل‌احمد، او کماکان در خانه قدیمی‌شان باقی ماند و با حفظ پیوندها و دوستی‌های گذشته، زندگی نسبتا آرام و خاموشی را در پیش گرفت. او وارد دسته‌بندی‌های حزبی، جریانات سیاسی روز و البته وارد حلقه‌های گرفتار کننده‌ ساختار قدرت نشد و همین موضوع باعث شد تا عده‌ای یا با حب و بغض یا از سر اغراض شخصی و منافع ایدئولوژیک به او بنگرند. اما سیمین از همه این نگاه‌ها به غایت به دور بود. او ذاتا نویسنده بود. بخش مهمی از زندگی، سرنوشت و سلوک شخصی سیمین را می‌توان در آیینه آثار متعدد او جست‌وجو کرد: رمان سووشون که کماکان یکی از مهم‌ترین آثار ادبی پنج دهه گذشته ایران است، بخشی از وجوه درونی شخصیت نویسنده را بر آفتاب می‌اندازد: نثر آهنگین، فضا سازی‌های بکر و تکان دهنده و صدالبته نگاه موشکاف و جذاب نویسنده به قهرمان زن داستان. در سووشون، زن ایرانی از جایگاه یک ابژه جنسی و شخصیتی خنثی و بلا اثر خارج می‌شود و رد و نشانی در تحولات اطراف خویش دارد. او به واقع فکر می‌کند و سعی دارد تاثیر بگذارد. زریِ رمان سووشون یکی از نخستین زنانی است که از حد تیپ خارج شده و به جایگاه کاراکتری موثر صعود کرده است. در حقیقت زمانی که به زندگی شخصی دانشور نگاه می‌کنیم، رد و نشان این نگاه برابری خواهانه و به غایت انسانی را می‌بینیم. در طول دو دهه زندگی با جلال آل احمد که روشنفکری پر حاشیه و جنجالی بود، سیمین هرگز، تاکید می‌کنم هرگز، از نوع نگاه، نثر داستانی و ذهنیت سیاسی همسرش تاثیری نپذیرفت و کماکان مستقل ماند. حوزه کار سیمین گسترده است: از تدریس در دانشگاه تهران در رشته ادبیات تا ترجمه بخشی از برجسته‌ترین آثار ادبی جهان به زبان فارسی، تا بر دوش کشیدن بار زندگی تب‌آلود، توام با جابه‌جایی‌ها و زیر و بم‌هایی بسیار. اما در اکثر این موارد، همه چیز در سکوت و بردباری شخصی شکل می‌گرفت، چراکه سیمین به قول امروزیان، اهل رسانه‌ای کردن چیزی نبود. تاثیر او بر جریان مدرن ادبیات ایران بی‌بدیل و باور نکردنی است، چراکه این تاثیر به یک مقطع خاص زمانی خلاصه نمی‌شود و حدودا بیش از 5 دهه ادامه داشته است. به گمان من، وقوع رخدادهای به‌همن 57، نویسنده را در انزوایی کم و بیش ناخواسته فرو برد. در این سال‌ها سیمین به سکوت و زندگی خاموش روی آورد و سعی کرد ضمن بازنگری در برخی رخدادها و مضامین تاریخی و فکری معاصر، طرحی نو در اندازد. حاصل، سه رمان ساربان سرگردان، جزیره سرگردانی و کوه سرگردان بود که البته آخرین رمانش به طرز عجیب و معناداری مفقود شد و هرگز به چاپ نرسید(کوه سرگردان). سیمین دانشور بخت این را داشت که حدود یک قرن (بیش از 90 سال) زندگی کند و در خلال این زیست طولانی، بسیاری از وقایع مهم تاریخی و اجتماعی و فرهنگی این سرزمین را از نزدیک ببیند. و البته ما خوانندگان ادبیات و علاقه‌مندان به داستان معاصر نیز این بخت را داشته‌ایم که با او هم روزگار باشیم. مگر نه اینکه او نخستین داستان نویس زن ایرانی و البته متهور ترینشان نیز بود؟ زندگی سیمین دانشور به رغم اینکه هماره قصد داشت از یک سلسله حاشیه‌ها دور بماند، زندگی پر فراز و نشیبی بود. او با آن صداقت خاص مردم خطه شیراز، چشمان مهربان و زبان رنگین و پر کرشمه اش، هنوز در خاطره ما زنده است. رندی و نکته سنجی و مهارت شهرزادوار او در قصه‌پردازی، به هیچ روی رنگ تکرار و کهنگی به خویش نمی‌گیرد. اکنون، ده سال پس از رفتن او، می‌توانیم بگوییم ابعاد شخصیتی و ادبی سیمین چنان بلند و برجسته است که کسی نمی‌تواند کوچک‌ترین ادعایی در باب انتساب او به مرام و مسلک خویش داشته باشد. یاد نویسنده حماسه، عشق و شهامت انسانی به خیر باد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی