بستن
کد خبر: ۱۰۳۳۴۲۵

حمله به اوکراین عمر سیاسی پوتین را کوتاه کرد

حمله به اوکراین عمر سیاسی پوتین را کوتاه کرد

آرمان ملی- علیرضا پورحسین: تهاجم نظامی روسیه به اوکراین وارد هجدهمین روز خود شده است. با توجه به داده‌ها و واقعیات جاری چند سناریو را می‌توان برای این بحران در نظر گرفت. در این ارتباط، جنگ کوتاه مدت، جنگ پرشدت و طولانی مدت، جنگ روسیه با اروپا بر سر تحریم‌ها، سقوط کیف، شکست پوتین، جنگ فرسایشی و سر انجام ابتکارات دیپلماتیک در زمره سناریوهایی هستند که می‌توان برای بحران اوکراین در نظر گرفت. در راستای بررسی این مساله، «آرمان‌ملی» گفت‌وگویی با دکتر علی قمی، تحلیلگر ارشد مسائل استراتژیک و امور دفاعی داشته است که در ادامه می‌خوانید.
با توجه به تحولات اخیر در سطح بین‌المللی، می‌توان به این نتیجه رسید که جنگ اوکراین بزودی تمام خواهد شد؟
شاید مهم‌ترین دلیل برای کوتاه بودن جنگ روسیه در اوکراین بیشتر از همه متوجه هدفی است که پوتین در تهاجم در قبال اوکراین داشته است. اگر بخواهیم هدف پوتین را رمزگشایی کنیم ما به این باور می‌رسیم که هدف پوتین در جنگ بیشتر نمایش قدرت روسیه در قبال غرب و ناتو بوده است و اینکه نشان دهد که اگر غرب بخواهد روی حساسیت‌های پوتین یعنی حیاط خلوت مسکو حساب باز کند، با واکنش متقابل پوتین مواجه خواهد شد. در شرایط حاضر اوکراین عقبه استراتژیک مسکو محسوب می‌شود و پوتین به هیچ وجه تمایل ندارد که اوکراین با اغوای غرب زیر سیطره ناتو در ‌آید. نشانه دیگری که به ما کمک می‌کند که جنگ روسیه در اوکراین را کوتاه بدانیم فقدان تدارکات لازم تئوریک و عملی از سوی روسیه است. در این ارتباط با توجه به مسلح بودن ارتش روسیه به تمام تجهیزات نسل جدید دفاعی انتظار نمی‌رفت که جنگ را وارد هجدهمین روز خود کند اما در شرایط حاضر شاهد آن هستیم که اوکراین لقمه آسانی برای پوتین نیست و می‌تواند به باتلاقی برای روسیه بدل شود.
در چه صورتی ممکن است جنگ در اوکراین طولانی شود؟
با توجه به پیروزی‌هایی که ارتش روسیه درجنوب و شمال اوکراین به دست آورده، امیدوار به سقوط کی‌یف هستند و همین امیدواری سبب شده که پوتین تا آخر یعنی سقوط کی‌یف به حملات خود ادامه دهد. البته این امیدواری پوتین در سقوط اوکراین ریشه در همکاری‌های بلاروس نیز دارد. در واقع شمال اوکراین می‌تواند در تیررس حملات موشکی بلاروس قرار گیرد. البته پوتین در فتح کی‌یف فقط مستظهر به حمایت بلاروس و رئیس‌جمهورش یعنی لوکاشنکو نیست. او همواره از توان هسته‌ای نیز سخن به میان آورده و حتی دستور داده که سامانه‌های هسته‌ای‌اش برای سقوط اوکراین آماده شلیک باشد. از طرف دیگر، یک تهدید جدی دیگری دلالت بر جنگ پرشدت و طولانی می‌کند و آن اظهاراتی است که ولادیمیر پوتین قویا بر آن تاکید کرده است. پوتین گفت در صورتی حاضر به توقف جنگ خواهد بود و دستور آن را صادر خواهد کرد که خواسته‌هایش بر آورده شود. خواسته‌های پوتین جلوگیری از الحاق اوکراین به ناتوست و روسیه هیچگاه مایل نیست که اوکراین به عنوان عمق استراتژیکش تحت سیطره بلوک ناتو در ‌آید.
تا چه میزان احتمال دارد جنگ به قلب اروپا کشیده شود؟
این سناریو بیشتر از همه به جهت اعمال سلسله تحریم‌هایی است که از طرف غرب در دستور کار قرار گرفته است. در این ارتباط، تحریم سوئیفت، تحریم‌های اجتماعی و تحریم‌های ورزشی و تحریم‌های بانکی دیگری در دستور کار قرار گرفته است. در واقع در پی حمله روسیه به اوکراین، این تحریم‌های غرب ضربات سختی به دولت و جامعه روسیه وارد کرده و تمام سطوح جامعه، از نخبگان گرفته تا شهروندان عادی متأثر از این تحریم‌ها شده‌اند. در این ارتباط، برخی حوزه‌های اقتصاد در مرز ورشکستگی هستند و هیچ حوزه‌ای از جامعه روسیه نیست که بی‌گزند و آسیب از تحریم‌های بی‌سابقه غرب در امان مانده باشد اما دلیل محکم‌تری که در این میان وجود دارد، بحث ترس کشور‌های اروپایی از مجازات انرژی از سوی روسیه است. مجازات انرژی روسیه برای کشور‌های اروپایی مسبوق به سابقه است. اروپا چنین مجازاتی را از سوی روسیه قبل از این به اندکی زمانی بعد از بروز انقلاب نارنجی تجربه کرده بود که چیزی به یخ زدگی مردم اروپا در زمستان 2005 نمانده بود. در شرایط حاضر نیز انرژی اروپا سخت به خطوط نورد استریم وابسته است و همین وابستگی اروپا به گاز روسیه غرور پوتین را افزایش داده و پوتین ازیک طرف و اروپا از طرف دیگر راضی به این شرایط نمی‌شوندو قطعا یکی از سناریوهای جنگ چالش روسیه با اروپا خواهد بود.
به چه علت بسیاری بر این باور هستند که پوتین در اوکراین شکست خواهد خورد؟
شکست پوتین بیش از همه متاثر از افکار عمومی جهانیان نسبت به اوست که بسیار بدبینانه است. از طرف دیگر ما شاهد آن هستیم که الیگارشی قدرت نزدیک به پوتین به جای بیان واقعیات و آشکارکردن حقایق، فقط کار خود را به بله قربان گویی معطوف کرده و موجبات خود بزرگ بینی و عظمت طلبی را برایش به وجود آورده‌اند. از سوی دیگر پوتین یقینا خوب می‌داند که این ماجراجویی دستاوردی جز تحریم برایش نداشته و همچنین او می‌داند که تاب‌آوری‌اش در برابر تحریم‌های اروپا شکننده خواهد بود و اگر این تحریم‌های جهانی برای یک دوره میان ‌مدت ادامه یابد، روسیه اقتصادی بسیار عقب‌مانده‌تر از دوران تزار‌ها و حتی بوریس یلتسین خواهد داشت و نمی‌تواند حتی در مسابقه تسلیحاتی با غرب رقابت کند. در شرایط حاضر تمام امید و دلخوشی پوتین خلاصه شده به زرادخانه هسته‌ای اما در این ارتباط و در عصر جنگ‌های غیر متقارن به نظر می‌رسد که پوتین سخت دچار اشتباه است. جنگ در شرایط حاضر نه نیاز به پوشیدن لباس رزم است و نه سنگر گرفتن پشت خاکریزها. قطعا تحریم آثار بسیار مخربی دارد که یک زرادخانه هسته‌ای و موشکی نمی‌تواند داشته باشد. در واقع با نوع جهتگیری‌ها و سمت و سوهایی که در کنش‌ها و الگوهای رفتاری پوتین مشاهده می‌شود، می‌توانیم به این نتیجه برسیم که پوتین به دست خود عمر سیاسی‌اش را حتی کمتر از استالین کرده است، یعنی رئیس‌جمهوری که رویای تجدید تزاریسم را در سر داشته است حالا باید شاهد تقابل و از همه مهم‌تر نفرت روانی افکار عمومی در قبال خودش باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی