بستن
کد خبر: ۱۰۳۲۹۴۸

مقاومت در برابر تغییر

مقاومت در برابر تغییر

ادامه از صفحه یک/ اعتماد کارکنان به اقدامات سازمان و نگرش مثبت به این تغییرات است. یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر مقاومت در برابر تغییر سلامت سازمانی است. یک سازمان درست مانند یک انسان می‌تواند مریض یا سالم باشد. سازمان سالم به‌صورت کارکردی منظم و اثربخش فعالیت می‌کند و به ارائه محصول یا خدمات می‌پردازد. سلامت سازمانی در واقع توانایی سازمان در تحقق اهداف و رسیدن به ابزارها و منابع است. تعهد سازمانی از جمله عواملی است که می‌تواند در نقش متغیر میانجی، اثر اعتماد سازمانی و سلامت سازمانی بر مقاومت در برابر تغییر را تحت‌تأثیر قرار دهد. اگرچه تعهد عمیق و بالای کارکنان به ارزش‌ها و الگوهای سازمانی گاهی مانعی جدی بر سر راه برنامه‌های تغییر محسوب می‌شود اما مدیران باید ضمن حفظ و ارزش نهادن به تعهد و پایبندی کارکنان، آنها را در راستای اهداف و برنامه‌های سازمان به طور منعطف حمایت و هدایت کنند. بسیاری از محققان مقاومت را با دید منفی می‌نگرند و آن را به‌عنوان هر عکس‌العمل نامطلوب یا نیرویی تعریف می‌کنند که باعث مخالفت یا مانع پذیرش تغییر می‌شود. طبق این تعاریف، مقاومت مشکلی است که باید بر آن غلبه کرد یا مانع آن شد. از طرفی نویسندگان دیگری از دیدگاه مثبت، معتقد هستند که مقاومت می‌تواند باعث شود که مدیران به مسائلی توجه کنند که مورد توجه‌شان نبوده و برای حفظ کارایی سازمان ضروری است.
راهکارهای کاهش مقاومت
برای اجرای موفقیت‌آمیز تغییرات و اصلاحات در برنامه‌ها و رویکردها، باید در ابتدا شرایط تغییر را فراهم کرد و موانع موجود در برابر تغییرات را شناسایی و رفع نمود. در واقع پذیرش و عدم مقاومت، فرایند تغییر را یک گام به کاربست نزدیک‌تر می‌کند. اجرای برنامه‌های جدید، وابسته به پذیرش برنامه و توانایی اجرای آن از سوی عاملین اجراست که فراگردهای اجرا را هدایت و حمایت می‌کنند. البته همه تغییرات حاصل جهت‌دهی عاملین اجرا نیستند.گاه تغییرات طرح‌ریزی نشده‌اند و به طور تصادفی رخ می‌دهند. تهیه برنامه‌های درسی کارآمد و اثربخش بدون پیش‌بینی چگونگی فراهم‌آوردن موجبات پذیرش و اجرای آن، بی‌فایده است. از روش‌های مختلفی، می‌توان مقاومت را کاهش داد، به‌عنوان‌مثال می‌توان از مشارکت کارکنان استفاده کرد یا اینکه تسهیلات ویژه‌ای را برای آنها در نظر گرفت و همچنین می‌توان از راهکارهای دیگر برای کاهش مقاومت کارکنان در اجرای برنامه‌ها به‌ویژه برنامه‌های درسی، استفاده کرد. بر اساس پژوهش محققان، باید به تدریجی بودن فرایند تغییر در حوزه‌های مختلف توجه داشت؛ زیرا تغییرات به ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه وابسته‌اند. علاوه‌ بر آن برای ایجاد تغییر باید از افراط ‌و تفریط در اتخاذ رویکردهای مختلف در برنامه‌ها، خودداری نمود. شروع مناسب برای پذیرش فرایند تغییر، یافتن راهی است که نقاط قوت را پررنگ‌تر و نقاط ضعف را کم‌رنگ‌تر سازد. آنچه مسلم است برنامه‌ای در عمل موفق می‌شود که به توانایی‌ها احساسات و ارزش‌های مجریان تغییر توجه کنند. کارشناسان برنامه‌ریزی عنوان می‌کنند:«عقاید قبلی کارکنان و کارمندان و ادراک آنها به‌مثابه عینکی است که از طریق آن به تغییر نگریسته می‌شود». این بدان معناست که تجارب قبلی در مورد اجرای تغییر برنامه‌ها، هنجارها و نظام ارزشی موجود، آمادگی برای رویارویی با مسائل جدید و مشارکت در آگاه‌سازی، عواملی هستند که در تغییر و بازنگری برنامه درسی باید به آنها توجه نمود؛ بنابراین با درنظرگرفتن عوامل مقاومت در مقابل تغییر و توجه به راهکارهایی همچون برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی مناسب در مورد تغییر و بازنگری برنامه‌ها، شفاف‌سازی فرایند اجرای تغییر، ایجاد ساختار مدیریتی متناسب با تفویض اختیار بازنگری رویکردها و استراتژی‌ها، تأمین و تخصیص منابع انسانی و مالی کافی، می‌تواند دمجریان را با تغییرات در برنامه جدید همراه
کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی