محمد سرشار؛ مدیر شبکه کودک با انتشار متنی در فضایمجازی خبر از پایان مسئولیت خود در این شبکه تلویزیونی داد. محمد سرشار با حکم محمد مخبردزفولی، معاون اول رئیسجمهور بهعنوان معاون فرهنگی و اجتماعی او منصوب شده بود. او که از سال ۹۴ سکان مدیریت شبکه کودک تلویزیون را بر عهده داشت، با انتشار متنی در صفحات شخصی خود در فضایمجازی، خبر از پایان این مسئولیت داد. او در متن خود نوشته است: «هر آمدنی را رفتنی است و هر زادنی را مردنی. و پرودگار، روزگار را میان آدمیان میچرخاند تا عیارشان را بسنجد و از میانشان شهدا را برگزیند. امروز برای من یکی از آن روزهای سخت رفتن بود: روزهای جاگذاشتن تکهای از دل؛ لحظههای خداحافظی با عزیزانی که شش سال و 10 ماه، دوشادوششان ایستادهای و ساختهای و کوشیدهای. این رفتن از پس آمدنی در اردیبهشت ۱۳۹۴ بود: ایستگاه آغازین سفر شبکه کودک به سوی الگوی «رسانه مربی.» بیش از یکسال بود که برنامه رفتن را در ذهنم میچیدم. شبکه کودک به قرار رسیده بود و آماده برداشتن گامهای بزرگتر شده بود. در پاییز ۱۳۹۹ برنامهای برای تحول اساسی شبکه کودک و تجمیع توان تلویزیون در عرصه کودکونوجوان نوشته شد تا
بتوان با همین بضاعت کم موجود، «قهرمانهای بومی آفرید.» برای ساختن آن بنای جدید، تنی چند از مدیران شبکه را پیشنهاد دادم و استعفا کردم اما نپذیرفتند. اما بنای من بر رفتن بود. سازمان صداوسیما به یک جوان ۳۴ ساله از بیرون خودش، اعتماد کرده بود تا شبکه کودک راهاندازی شود و در ۴۰ سالگی، اکنون وقت آن بود که جانی تازه و اندیشهای نو، بر سکوی شبکه کودک بایستد و افقهای بلندتری را ببیند. امیدوارم مردم و مخصوصا خانوادهها از این ۸۲ ماه خدمت در شبکه کودک راضی باشند. امیدوارم کاستیها و ناتوانیهای مرا به بزرگواری خودشان ببخشایند. فرصت بزرگی در این سالها داده شد تا الگویی به زعم من نو در مدیریت رسانه با رویکرد تربیتی آزموده شود و از این بابت قدردان ملت بزرگ ایران هستم. جا دارد در اینجا بهطور خاص از برادر بزرگترم آقای محسن مؤمنیشریف قدردانی کنم که ۹ سال پیش در چنین روزی اعتماد کرد تا «حوزه هنری کودک و نوجوان» راهاندازی شود و برنامهای راهبردی طراحی شود. باید از سمت خودم و همه همسنگرانم از برادر نازنینم احسان محمدحسنی تشکر کنم که ۷ سال پیش در چنین روزهایی پذیرفت تا «مرکز اوج کودک و نوجوان» تاسیس شود و آن برنامه
راهبردی اجرا شود. باید شجاعت حاجاصغر پورمحمدی را تحسین کنم که قاعده صداوسیما را شکست و از جوانانی بیرون سازمان خواست تا «شبکه کودک و نوجوان» را بنیان بگذارند. اما در درون شبکه کودک، فهرست بلندی از نامهای ماندگار وجود دارد که تکتکشان، خشتخشت این بنا را روی هم گذاشتند و قطعهقطعه این الگو را ساختند. خدا قوت به آنان که بار ادامه سفر بر دوششان است.»