اگر بخواهیم به توسعهیافتگی در ایران دست پیدا کنیم، نخستین قدم لازم برای این مهم، بدون تردید، التزام به قانونمندیهای مربوط به توسعهیافتگی خواهد بود. کما اینکه شاهد آن هستیم که آن دسته از کشورها از جمله ایران که نتوانستند به این قانونمندیها دست بیابند، هنوز در روند توسعه خود درجا میزنند. آنچه در روند حصول به توسعهیافتگی مهم و ضروری بوده، عوامل غیراقتصادی این مسأله است که ما ایرانیان تاکنون، نسبت به آن بیتوجه بودهایم. نباید از این مسأله مهم نیز غافل بود که اساسا نمیتوان بدون اصلاح حاکمیت، گامی برای توسعه برداشت. برای توسعهیافتگی، حتما به دولت و نقش و جایگاه آن نیاز داریم. منتها، دولتی که هابزی، هیولایی و رانتینبوده و رویکرد مشارکتجویی و توجه به نقش مردم را در دستور کار خود قرار دهد. برای حصول به توسعهیافتگی، پرداختن به عوامل غیراقتصادی از جمله، باور مردم، فرهنگ و تبیین جایگاه دولت و ملت از ضروریات غیرقابل انکار است. یکی از شعارهای اصلاحطلبان در مجلس ششم، شعار «ایران برای همه ایرانیان» بود که بعد از چندی آن را به دست فراموشی سپردیم. همچنین، شعار مهم دولت اول سیدمحمد خاتمی نیز، تاکید و پرداختن
به جامعه مدنی بود که متاسفانه این مهم نیز، آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفت. وقتی صاحبنظران از توسعه سیاسی، سخن به میان میآورند در اصل به این معناست که باید تلاش کنیم تا دولت در جایگاه اصلی و واقعی خود قرار گرفته و از کارایی هرچه بیشتر برخوردار شود. یکی دیگر از لوازم توسعه سیاسی، عدم دخالت حاکمیت در بازار مردم بود که متاسفانه تا کنون به شدت شاهد این مداخله بوده و هستیم. تا مادامی که عوامل غیراقتصادی در کشور سامان پیدا نکند، نمیتوان در راستای توسعه حرکت کرد. ضمن اینکه در کنار این مهم، باید عوامل اقتصادی دخیل در توسعهیافتگی نیز در ایران مورد واکاوی قرار بگیرد. جامعه ایران برای دست یافتن به توسعه، بیش از آنکه به منابع پولی و سرمایهگذاری نیاز داشته باشد، نیازمند کار گروهی و نظم بین دولت و ملت است. صاحبنظران اقتصاد توسعه همواره عنوان میکنند که بالغ بر ۹۰ درصد مشکلات اقتصادی به عدم کارایی و اثربخشی حاکمیت برمیگردد. طبعا اگر چنانچه، حاکمیت به اثربخشی رسیده و احترام به ملت را در دستور کار خود قرار دهد، حدود ۹۰ درصد از مشکلات کنونی اقتصادی در جامعه، مرتفع خواهد شد. مشکلات امروز جامعه ایران، اقتصادی
بوده اما راهحل غیراقتصادی دارد. به عبارت دیگر، بسیاری از مشکلات کنونی جامعه ما را کیفیت حاکمیت به وجود آورده است. بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که توسعه، صرفا نه با منابع مالی و پولی که با سازمان، سامان و نظم آدمیان(عوامل غیراقتصادی) آغاز خواهد شد. به تعبیر دیگر، ثروت هر جامعه در وهله نخست، نه منابع پولی و مالی آنکه تقسیم کار، سازمان و سامان در آن جامعه تلقی میشود. اگر دغدغه توسعهیافتگی ایران را داشته باشیم، این مهم، جز با نظم و سازمانبخشی لازم، محقق نخواهد شد. نظمی که تنها باید از درون جامعه ایجاد شود و قابل وارد کردن از ناحیه بیرون جامعه نیست.