دانشنامه برخط ویکی پدیا، اخیرا واژه طَرَب را معادل «طرح رتبهبندی» معلمان ایران ارائه نموده است. طَرَب، واژهای طَرَبافزا برای عموم فارس زبانان از شرق و غرب عالم در بیش از یک دهه پیش بوده است. طَرَب، عامل امید و ادامه فعالیت آموزشی و پژوهشی برای معلمانِ در شرف بازنشستگی بوده است. برای کاهش دغدغههای مادی معلمان نیز برنامههای متعددی در دستور کار دولتهای اخیر قرار گرفته است؛ که آخرین آنها طرح رتبهبندی معلمان (به اختصار طَرَب) بوده است. در ابتدا لازم است از اطلاعرسانی روزانه و فراملیتی وزارت آموزش و پرورش درباره این طرح صمیمانه تشکر نماییم. این همه تلاشِ مجدانه در نوع خود بینظیر است! با تلاش شبانه روزی آموزش و پرورش همه ایرانیان با این طرح ملی آشنایی کامل دارند! خدا خیرشان دهد. امروزه، بیش از یک دهه از مطرح شدن، تصویب و تغییرات متعدد در طرح رتبه بندی معلمانِ منتظر میگذرد. این طرح از نظر برنامهریزی و اجرا با پروژههای عظیمی همانند نیروگاه اتمی بوشهر، اتوبان تهران- شمال، جنگلکاری کویر لوت از طریق بارورسازی ابرهای سرگردان و احیای دریاچه هامون و ارومیه برابری میکند. بنابراین، به نظر میرسد قبل از تصویب نهایی و اجرای آن به چند نکته زیر توجه شود: مسئولان زحمتکش وزارتی و نمایندگان محترم مجلس با شرکت در دورههای آموزشی ضمن خدمت (حتی به صورت مجازی) نسبت به اهمیت آموزش و پرورش در پیشرفت مادی، معنوی و فرهنگی کشور توجیه شوند. بدیهی است، در صورت احاطه ایشان بر این موضوع، امتیاز ضمن خدمت مکتسبه، در افزایش حقوق و مزایای ایشان لحاظ شود. اجرای طَرَب، نیاز به ایجاد سازوکارهای بوروکراتیک در آموزش و پرورش به منظور ارزیابی فعالیتهای مختلف آموزشی، تربیتی و پژوهشی معلمانِ نجیب و زحمتکش دارد. بدون شک، چنین ساختاری فعلا در آموزش و پرورش وجود ندارد. از طرفی، اطلاعات موجود در سامانههای مختلف وزارت آموزش و پرورش نیز برای موارد مطرح شده در طَرَب کفایت نمیکند. «حال، پیدا کنید پرتقال فروش را.» رتبهبندی بر اساس چه معیارها یا شاخصهایی؟ در صورت وجودِ فرضیِ سازوکار طَرَب در آموزش و پرورش به منظور ارزشیابی فعالیتهای مختلف معلمانِ نجیب، با حجم عظیمی از دادههای مختلفِ مربوط به بیش از یک میلیون فرهنگی مواجه هستیم. اگر بهعنوان مثال، ضمن استفاده از سامانههای وزارتی، هر فرهنگی فقط 10صفحه مدرک جدید به اداره مربوطه تحویل دهد، در مجموع بیش از یک ده میلیون برگ سند جدید تحویل ادارات آموزش و پرورش خواهد شد. بررسی این حجم عظیم دادهای، شاید دهها سال به درازا بکشد. و البته نیاز به چندین ابر رایانه برای تحلیل و رتبهبندی معلمان دارد! اگر منظور از رتبهبندی معلمان، اعطای حقوق و مزایای متناسب با مدرک تحصیلی و سنوات خدمتی است؛ دیگر چه نیازی به این همه جلسه و برنامه و بخشنامه و عنوان است. چنین طرحی در گذشتههای دور، و حتی در کشور بورکینافاسو نیز اجرا میشده است. خیلی هم خوب است. همه نیز راضی میشوند. در شرایط حاضر نوع خاصی از عدالت نیز در آموزش و پرورش برقرار است؛ یعنی همه معلمان (از دیپلم تا دکتری)، در زیر خط فقر، تقریبا دریافتیِ یکسانی دارند. بنابراین، در صورت اجرای طرح جدید، ممکن است، ضریب جینی به عدد منحوس یک نزدیک و اختلاف طبقاتی در آموزش و پرورش بیشتر شود. در این صورت، روابط حسنه بین فرهنگیان دچار چالش میشود. «ما را به خیر شما عزیزان امیدی نیست، لطفا پول نیز نرسانید.» متاسفانه، اعطای عناوین دانشگاهی به معلمان باعث ناراحتی برخی از اساتید محترم دانشگاه نیز شده است. در حالی که از قشر فرهیخته جامعه، انتظار حمایت از تحولات مثبت و سازنده در آموزش و پرورش داریم. البته، این عناوین حق ایشان است؛ چون ما تمام پیشرفتهای مادی و معنوی کشور خود را مدیون این قشر تحصیلکرده و بیادعا هستیم. به همت دانشگاهیان محترم، اکنون در تولید مقاله (ببخشید تولید علم) در منطقه اول هستیم. بهطوری که سهم هر ایرانی در روز چند مقاله با ایمپکت 2 میشود. امیدواریم با جدیت، تلاش و همکاری دانشجویان عزیز، به زودی از تمام کشورهای جهان گوی سبقت را برباییم و قلل ماه و مریخ و زحل را نیز فتح نماییم. لذا، «مرحمت فرموده ما معلمان را مس کنید.» اگر قرار است فعالیتهای پژوهشی نیز در رتبه بندی معلمان لحاظ شود؛ چند سوال مهم مطرح است: چه پژوهشی؟ با چه امکاناتی؟ و با چه اهدافی؟ اگر هر معلم با افزایش حقوق ناشی از اجرای طَرَب، انگیزه و امکانات لازم را مهیا نماید و در سال فقط یک طرح پژوهشی انجام دهد و مقالهای را بنویسد، هفتصد هزار مقاله باید در کدام نشریات داخلی یا خارجی چاپ شود؟ آیا تحول در نظام تعلیم و تربیت که باعث رشد و تعالی کشور عزیزمان باشد، فقط با طرح رتبه بندی معلمان قابل حل است؟ یا اینکه این طرح و ارتقای معیشتی معلمان بخش کوچکی از طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش است. بنابراین، با توجه به اینکه اجرای طَرَب، یک دهه زمان برده است، آیا تحول بنیادین در آموزش و پرورش، در یک صد سال آینده امکان پذیر خواهد بود؟ به نظر شما، این سرعت قدری گیج کننده نیست! لذا، از مسئولان محترم و نمایندگانِ دلسوزِ مجلس خاضعانه استدعا داریم: نهادهای مقدسِ آموزشی و تربیتی، بهویژه آموزش و پرورش و دانشگاه، را عرصه تاخت و تاز فعالیتهای سیاسی خود نکنید. متاسفانه، سیاسیون ما، عمدتا به منافع خود و حداکثر حزب و گروه خود فکر میکنند. «به کجا چنین شتابان»؟ برای حل بحران کنکور و پذیرش دانشآموزان در دانشگاهها (نه موسسات چاپ مدرک) برنامهای مدون و جدی داشته باشید. به جای استفاده از طرح رتبه بندی معلمان، سنوات خدمتی و مدارک تحصیلی ایشان را مبنای حقوق و مزایای ایشان قرار دهید. هم ساده است. هم اجرایی. مدارس دولتی را دریابید. و طرح ایجاد و گسترش مدارس خاص، خیلی خاص و ویژه را متوقف و منحل کنید. تا همه فرزندان ایران زمین در یک نظام آموزشی کارآمد و عادلانه درس بخوانند و رشد نمایند. ایجاد و گسترش قارچ گونه مدارسِ ویژه، عامل مهم در تغییرات زیربناییِ نامطلوب در آینده جوانان ایران زمین و مصداق بارز بیعدالتی آموزشی و تربیتی است.