بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۸۷۹

انقلاب اسلامی و الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت

انقلاب اسلامی و الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
یکی از آرزوهای بشر در بلندای تاریخ دستیابی به جامعه آرمانی یا مدینه فاضله بوده است. این مدینه فاضله که حاصل حرکت از «وضعیت موجود» به «وضعیت مطلوب» خواهد بود در بستر «توسعه» شکل می‌گیرد. اما توسعه اساساً مفهومی جدال‌برانگیز و شخصیتاً متناقض است. دال توسعه یک دال تهی و شناور است که در بستر گفتمان‌های مختلف به مدلول‌های گوناگون پیوند می‌خورد. از این رو دال توسعه و مدلول‌های آن رابطه‌ای قراردادی دارند و در هر مکتب فکری به صورت متفاوت مفصل‌بندی می‌شوند تا جامعه مطلوب آن مکتب فکری را شکل دهند. بر همین اساس است که جامعه مطلوب مارکسیست‌ها کمونیستی، جامعه مطلوب لیبرال‌ها سرمایه‌داری و جامعه مطلوب مسلمانان جامعه‌ای اسلامی خواهد بود. بنابراین، بسیار طبیعی است که هر نظامی در هر مکتبی برای تحقق جامعه مطلوب خود جهان‌بینی، الگوها، نظریه‌ها و برنامه‌هایی داشته باشد و بر اساس آن برنامه‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های خود را ترسیم و مشخص می‌کند.
سیمین حاجی‌پور ساردویی
رئیس گروه مطالعـات جامعه‌شناسی سیاســی مرکـــــز مطالعـــات فـــرهنگ سیاسی و روابط بین‌الملل مؤسســه
پیام امام هادی (ع)
تحول الگوهای توسعه در گذر تاریخ
در بررسی مسیر تحول اندیشههای رشد و توسعه دو نوع الگوی مسلط توسعه، چه در ادبیات توسعه و چه در الگوها و استراتژی‌های توسعه، به چشم میخورد:
الف) الگوهایی که تحت عنوان سوسیالیستی مطرح می‌شوند؛
ب) الگوهایی که ذیل عنوان سرمایهداری مطرح و بررسی می‌شوند.
این الگوها غالبا در فضای جنگ سرد شکل گرفته‌اند و شامل الگوهای ساختارگرا، نئومارکسیسم، وابستگی، نووابستگی، نئوکلاسیکی، نهادگرایی، جهانی شدن و ... می‌شوند. تمام این الگوها تلاش کردند کشورها را به سمت صنعتی‌شدن، افزایش سرمایه‌گذاری و رشد تولید پیش ببرند، اما مفاهیمی مانند عدالت، کاهش نابرابری‌های اقتصادی و توجه به حاشیه‌نشینان در این الگوها مورد غفلت قرار گرفت. در نتیجه پروژه توسعه «رشدمحور» با تأکید بر تولید ناخالص داخلی در برخی کشورها به بن‌بست رسید و موجب افزایش شکاف طبقاتی بین اقشار مختلف مردم شد.
بعد از فروپاشی شوروی و تغییر و تحولاتی که در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 روی داد، جریانسازیهایی توسط نهادهایی مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول انجام شد که جهت‌گیری آنها به سمت سیاستها و نگرش‌های برون‌گرا (تولید برای خارج) بود. در دهه 1990 بحث «جهانیسازی» هم در این مسیر شکل گرفت. هم‌زمان، نگرش «توسعه پایدار» هم از 1985 مطرح شد.
از ســال 1995 به بــــعد، برداشت جدیدی از تـــوسعه بوسیله آمارتیا سـن، فوکودا، آنانند و سایرین شکل گرفت و مدل جدیدی از توسعه با عنوان «توسعه انسانی» مطرح شد. این نوع توسعه معتقد است که رشد اقتصادی و تولید ثروت به تنهایی تأمین‌کننده رفاه و خوشبختی انسان‌ها نیستند، به طوری که آنانند می‌گوید، «انسان‌ها در حین ثروتمند بودن می‌توانند احساس بدبختی و عدم رفاه داشته باشند». در نهایت، آمارتیا سن ویژگی‌هایی برای توسعه ذکر می‌کند که شامل آزادی‌های سیاسی، امکانات و تسهیلات اقتصادی، فرصت‌های اجتماعی، تضمین شفافیت، نظام‌های حمایتی تأمین اجتماعی می‌شود و برای این ویژگی‌ها 3 شاخص در نظر گرفته می‌شود:
GDP بر مبنای برابری قدرت خرید
امید به زندگی
دسترسی به آموزش
نقد توسعه و شناسایی موانع توسعه در ایران
در ایران، در دوران پیش از انقلاب اسلامی و در سه دهه اول جمهوری اسلامی، بر اساس الگوهای غربی توسعه برنامه‌های مختلفی برای دستیابی به توسعه تدوین و تجربه شد؛ اما هیچ کدام نه تنها نتوانستند موجبات دستیابی کشور به توسعه را فراهم کنند، بلکه همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی را برای جامعه فراهم کردند.
برخی موانع توسعه در ایران عبارتند از: عدم توجه کافی برنامه‌های توسعه به اهمیت سرمایه انسانی، تمرکز برنامـــه‌های تــــوسعه بر سرمایه‌گذاری در شهرها، غلبه سیاست بر تمام شئـــون جــامعه، عــدم توجــــه بــه مشارکت مــردم در فرآیـند توسعه، عدم وجود نظام حزبی قوی، نابرابری اقتصادی، عدم وجود نظام تأمین اجتماعی مناسبی که به همه اقشار حاشیه‌نشین خدمات بدهد، تحریم‌های اقتصادی و توقف سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی، فرآیند طولانی اخد مجوز تولید، بیکاری و اشتغال ناقص و کاذب، فساد، کم‌توجهی به شایسته‌سالاری، تخصص و کارآمدی، ضعف روحیه قانون‌گرایی، ضعف اعتماد عمومی، ضعف روحیه مسئولیت‌پذیری، افزایش شکاف طبقاتی، خام‌فروشی، پایین بودن امنیت سرمایه‌گذاری و موارد بسیار دیگر.
عدم دستیابی به وعدههای توسعه، باعث نوعی سرخوردگی شد، زیرا واقعیت موجود با هیچ کدام از نظریهها و پارادایمهای غربی قابل تأیید نبود. بنابراین، بهنظر میرسد عصر سلطه توسعه سپری شده و زمان مرگ تئوریهای آن فرارسیده است. اما نمیتوان از کنار گذاشتن توسعه یا «سامان» سخن گفت، بلکه میتوان با تعیین شاخص‌ها بر اساس نیازها و با توجه به روش‌های تاریخی و جامعه‌شناسی، مفهوم و الگو را تغییر داد، اما در هر صورت تغییر و رسیدن به مطلوبهای آرمانی ضرورت دارد و این ضرورت را میتوان به درستی در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مشاهده کرد.
پیشرفت و الگوی اسلامی ـ ایرانی
در سال 1389 مقام معظم رهبری ضرورت تبیین و طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را به عنوان سند فرادستی همه اسناد و قوانین مطرح کردند. به این ترتیب، تدوین این الگو یکی از مباحث مهم دهه چهارم انقلاب شد و تلاش داشت برای ایجاد مدینه فاضله اسلامی الگویی خاص طراحی کند.
بر اساس تحلیل گفتمان بیانات مقام معظم رهبری، در تبیین «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» 4 مقوله مورد توجه قرار گرفت:
الگو به عنوان نقشه جامع؛
اسلامی بودن به معنای تکیه الگو به منابع اسلامی؛
ایرانی بودن به معنای در نظر گرفتن شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی ایران در الگو و تنظیم الگو بوسیله فکر ایرانی؛ و
جایگزینی مفهوم پیشرفت به معنای توجه به ارزرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی و دینی که در مفاهیم رشد و توسعه با تأکید بر نیازهای مادی و اقتصادی انسان نادیده گرفته شده بود.
بنابراین، می‌توانیم بگوییم توسعه که بر اساس تأکید مقام معظم رهبری، امری تک‌بُعدی بود، در الگوی جدید برای ایران جای خود را به پیشرفت داد که امری چندبُعدی است و تمام شئون زندگی انسان را دربرمی‌گیرد.
تعریف پیشرفت
ممکن است تعریفی که از پیشرفت ارائه می‌شود با مفهوم توسعه وجوه مشترکی داشته باشد اما تمایزاتی نیز دارد. اول اینکه در مفهوم توسعه یک بار ارزشی در مفاهیم توسعه‌یافتگی، در حال توسعه و توسعه‌نیافته وجود دارد که کشورها را به سمت و سوی خاصی هدایت می‌کند و در واقع، در پشتِ گفتمان توسعه، مقوله قدرتمداری غرب پنهان بوده، معنای غربی شدن و پذیرش ارزش‌های غربی را مبنا و اساس توسعه‌یافتگی قرار می‌دهد. از سوی دیگر، مفهوم توسعه فقط جنبه مادی انسان را در نظر می‌گیرد و در بُعد معنوی نیز ابعادی را در نظر می‌گیرد که با دنیای مادی انسان در ارتباط است. بنابراین اهداف و آرمان‌های دنیوی را دنبال می‌کند و زندگی اخروی انسان را در نظر نمی‌گیرد و ماهیت غیردینی
دارد. اما مفهوم پیشرفت، نقش فعال، بالقوه و خلاق ارزش‌های اجتماعی ـ فرهنگی و دینی را در نظر می‌گیرد. در تعریف از پیشرفت، نیازهای مادی و معنوی انسان با هم در نظر گرفته می‌شود و افزون بر افزایش تولیدات اقتصادی، انباشت سرمایه، ملاحظات زیست محیطی، منابع طبیعی بین‌نسلی، تغییر ساختار اجتماعی، سیاسی و نهادی، مقوله کرامت انسانی را نیز مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد. بنابراین، می‌توان پیشرفت را فرایندی تعریف کرد متضمن رشد مداوم در ابزار و روابط مادی و معنوی و بنیان‌های اقتصادی ـ اجتماعی است و انسان در این مسیر می‌تواند به کمال برسد. از این رو، پیشرفت جریانی پیوسته، پویا، همه‌جانبه، دینی و با هدف به کمال رساندن انسان است و به گفته مقام معظم رهبری، هم پی ایجاد حیات طیبه است و هم تلاش دارد رفاه مادی را فراهم کند و هم عدالت و معنویت و اخلاق را رعایت کند.
ابعاد، شاخص‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های پیشرفت
برای تعیین شاخص‌های پیشرفت باید موارد زیر را در نظر گرفت:
1 -عدم تبعیت بی‌چون و چرا و الگوها و نظریه‌های غربی توسعه
2 -ارائه تعریف بومی و مستقل با استفاده از منابع اسلامی
3 -تعریف بومی و مستقل متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی ایران
-4 بومی‌سازی تجربه‌ها و دستاوردهای سایر ملل در نظریه و الگو
ابعاد، شاخص‌ها، عناصر و استراتژی‌های الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با تحلیل گفتمان بیانات مقام معظم رهبری در جدول زیر ارائه شده است:
جدول شماره 1 ـ ابعاد، شاخص‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
سخن پایانی
رهبر معظم انقلاب یک دهه است که بر الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت تأکید می‌کنند و با وجود ایجاد ساختارهای مناسب برای تبیین این الگو هنوز نتیجه قطعی به دست نیامده و کشور کماکان گرفتار معضلات و مشکلات ناشی از مفهوم غربی توسعه است. لزوم توجه به نیازها، فرهنگ، دین، تاریخ، ارزش‌های اجتماعی ـ فرهنگی مردم ایران در ایجاد الگویی که ارائه شد، مد نظر قرار گرفته است. امید است در دهه پیش رو، با بهره‌گیری از الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت و رهنمودهای مقام معظم رهبری کشور ایران به پیشرفت در تمام ابعاد مادی و معنوی دست یابد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی