به نظر میرسد که دلواپسان در حقیقت خودی و غیرخودی چندان نمیشناسند و برایشان مطرح نیست. آنها با همان ادبیات تند که به دولت آقای روحانی سر مذاکرات هستهای برجام و پس از آن تاختند به تدریج تعارف و رودر بایستی را کنار گذاشته و میخواهند همچنان به تیم مذاکره کنند و افق توافق بتازند. اگرچه که هنوز ما با یک توافق فاصله داریم اما به هر حال به نظر میرسد که دود سفید از هتل کوبورگ وین شروع به بیرون آمدن نموده است. دست کم امروز بیش از هر زمان دیگری بن بست و شکست مذاکرات دورتر از واقعیت است و هرچه که میگذرد نفس تداوم مذاکرات به معنای آن است که زمینههای مشترکی در حال بهوجود آمدن و شکلگیری است. اگر هیچ زمینه مشترکی وجود نمیداشت هفتهها مذاکره عملا بیمعنا میشد و نفس اینکه طرفین هفتهها است که در حال مذاکره با یکدیگرند به معنای آن است که امید به توافق برای هر دو طرف وجود دارد. همین امید به توافق باعث نگرانی شدید دلواپسان شده و موجب شده تا به آقای امیر عبداللهیان وزیر امور خارجه و آقای باقری و تیم مذاکره کننده حمله کنند. البته وضعیت آقای جلیلی نامشخص است. او نامه مفصلی به مقام معظم رهبری نوشته و گفته بود که از برجام و N. P. T خارج شویم و به دنبال غنی سازی 90 درصد برویم و آن زمان با آمریکاییها از موضع قدرت مذاکره کنیم. هر چند خود وی میگوید آن نامه برای ماهها قبل بوده و ظاهرا حاضر نیست که پای آن بایستد. در حالی که اگر آنچه او در این نامه مطرح کرده مسائل استراتژیک کلی نظام بوده باشد علی القاعده نمیتواند در امسال و سال گذشته یا این ماه و چند ماه گذشته تفاوتی به وجود بیاورد. به هر حال اگر بر روی آقای جلیلی علامت سوال باشد که بالاخره میخواهد در مورد توافق چه بکند، سایر دلواپسان و تندروها هیچ تردیدی ندارند که باید با تمام وجود در برابر آن بایستند. البته سعی میکنند که از ادبیاتی که علیه روحانی، ظریف و تیم مذاکره کنندهاش بهکار میبردند خودداری کنند و به قول معروف هر چه از دهانشان میآید نثار تیم مذاکره کننده جدید نکنند. اما خیلی هم اهل مدارا و سازش نیستند و مخالفت صریح خود را با برجام اعلام کردند. نکته حائز اهمیت اینکه مخالفت تندروها با برجام و مذاکرات هستهای نیست. آنها این مخالفتها را از همان مهر 1392 که مذاکرات هستهای با غرب بر سر مساله هستهای آغاز شد و در تیرماه 1394 منجر به برجام شد همواره مخالفت خود را با هرگونه توافق بر سر مساله هستهای اعلام کردند. هر چند که مخالفت آنها ایدئولوژیک است و خیلی ارتباطی به هستهای ندارد. آنان اساسا با هرگونه تنشزدایی و کاهش دشمنی با غرب، اروپا و آمریکا مخالف هستند. دشمنی با غرب و آمریکا در حقیقت اساس و بنیان دلواپسان و جریانات تندرو است. بنابر این صرف نظر از آنکه مفاد توافق در وین چه خواهد بود و صرف نظر از آنکه برجام در برگیرنده چه اصول و مفادی میبود آنان یکسره با آن مخالفت ورزیدهاند و از هیچ سنگ انداختنی و پرتاب هیچ تیغ و تیشهای بر سر راه توافق هستهای با غرب خودداری نمیکنند. اما واقع مطلب آن است که منافع ملی نباید وجهالمصالحه یک اقلیت قرار گیرد که سالیان سال است بهجز شعار هیچ حرف حساب دیگری از آنان شنیده نشده است.