ما دریک جامعه اسلامی زندگی میکنیم و کارگزاران نظام ادعا دارند که برای معلمان ارزش و منزلتی قائل هستند. مثلاً میگویند معلمی شغل انبیاست، یا میگویند تعلیم حرکت است و تربیت جهت حرکت و معلم محرک حرکت است. البته این تعارفات است و میبینیم مسئولان گاه تحمل انتقادهای قشر معلم را که میخواهند از معیشت خود و خانواده خود دفاع کنند را ندارند. در این مورد نظر خوانندگان را به نکات زیر جلب مینمایم: 1- اعتراضات معلمان فقط برای تأمین وضع معیشت آنان است و هیچ جنبه سیاسی ندارد. مگر این معلمان بجز ازدیاد حقوق خود که نسبت به برخی از کارمندان دیگر ناهمسان است خواهان چیز دیگری نیز هستند. 2- ادعای کارگزاران این است که چون تعداد معلمان اعم از کادر اداری و آموزشی بیش از یک میلیون نفر است ازدیاد حقوق آنان مقدور نیست. آموزش و پرورش هیچ پشتوانه مالی ندارد و حتی کار به جایی رسیده است که صندوقهای بازنشستگی معلمان نیز حیفومیل شود. 3- بازنشستگان آموزش و پرورش بعد از 30 سال گچ خوردن و عمر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم کردن آن وقت باید این چنین زندگی کنند، که از نظر معیشت و هزینه روزمره خود در تنگنا قرار گیرند و
کاری هم برای جبران کسری هزینه زندگی خود نتوانند انجام دهند، آیا پاداش آنان باید ضرب و شتم، بازداشت و زندان باشد. وای بر ما که قشر فرهنگی و آموزشی آن دچار تنش و چالش باشد.