ادامه از صفحه اول/ ، نخستین کاری که میکند این است که کیفیت و قیمت تمام شده و مسائل فنی را مورد بررسی قرار میدهد و یکی دیگر از گرفتاریهای ما برخورد سیاسی با این صنعت است و تا زمانی که این برخورد سیاسی به برخورد اقتصادی و فنی مهندسی تبدیل نشود همین آش و همین کاسه است. یکی از شخصیتهای سیاسی میگفت که ابتدای جاده تهران کرج دو صنعت هوافضا و دیگری خودروسازی هست که سرنوشتی جدا از هم دارند، چون این دو صنعت دو رویکردی متفاوت با هم داشتهاند و مشکل بر سر رویکردها و نگاهها هست. بدتر از همه اینها این است که یک پررویی مزمن در خودروسازیها هست و در حالی که ۸۰ هزار میلیارد تومان به نظام بانکی بدهکار هستند و خودرو ۵۰ میلیونی را ۱۵۰ میلیون میفروشند و به ریش مردم میخندند و ککشان هم نمیگزد. تا زمانی که خودروسازیها احساس کنند انحصار در اختیارشان هست هیچکسی نمیتواند برای خودروسازی کاری کند، قدرت و مافیایی که در خودروسازیهاست، هر دولتی بیاید همین کار را میکند و اساساً به دولتها ربط ندارد و خودشان دولت در دولت هستند. تا زمانی که نظام انحصار و حمایتهای بیمنطق هست و معنای خودکفایی و حمایت، درست ترجمه نشده و با
ذینفعان با التماس و خواهش برخورد شود و قاطعانه برخورد نشود، مشکل حل نمیشود. نگاه به صنعت خودروسازی اگر بهصورت مبنایی عوض نشود، ذینفعان بازدارنده همه را به صلابه میکشند.