آرمان ملی - یاسمین طالقانی: حسن روحانی در عرصه باقی میماند و پایان ریاست جمهوری او به معنای پایان فعالیت او نیست. گمانهزنیها درباره آینده روحانی پس از خروج از پاستور زیاد بود و مخالفان او هر آنچه در توان داشتند برای تخریب او اجرا کردند. به عنوان نمونه دلواپسان مجلس بارها شکایت از روحانی را به عنوان برگ برنده رو کردند و این در حالی بود که خودشان بهتر از هر فردی میدانستند این اقدام تنها یک نمایش است و عملکرد 8 ساله روحانی چنان بود که روزنهای برای شکایت باقی نگذاشته است. پس از آن هم این ادعا را مطرح کردند که روحانی تمایل داشته عضو مجمع تشخیص شود اما این درخواست مورد پذیرش واقع نشده است. ادعایی که مورد قبول اقشار مختلف و آگاهان نبود اما عباس سلیمی نمین چنین ادعایی را مطرح کرد: «شنیده میشود که آقای روحانی مایل بودند به مجمع تشخیص مصلحت نظام راه پیدا کنند اما رهبری فرمودهاند که ایشان مجمع را قبول ندارند، حال چگونه میتوانند در مجمع تشخیص مصلحت نظام منشا تاثیر و خدماتی باشند چراکه در دوران ریاست جمهوریشان بهرغم اینکه چندین بار من تذکر دادهام که در مجمع شرکت کنند اما به هیچ وجه این کار را نکردند. وی
افزود: «آقای روحانی متاسفانه چون در مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش ریاست را نداشتند، به دلیل تکبر ویژهای که از ایشان سراغ داریم به هیچ وجه من الوجوه نه تنها در دوران آقای آملی بلکه در دوران آقای هاشمی، با وجود اینکه تمام هستی سیاسی خود را از ایشان داشتند و اگر پشتیبانی آقای هاشمی نبود در انتخابات هم موفق نمیشدند با این حال بهرغم تذکرات رهبری، در مجمع شرکت نکردند. درباره اینکه چرا در مجمع حاضر نمیشدند هم باید پاسخ دهم که چون در آنجا آقای روحانی باید ذیل رئیس مجمع قرار میگرفتند و چنین چیزی را به دلیل تکبرشان نمیپسندیدند که در جایگاهی نازلتر از رئیس قرار گیرند.» ادعای سلیمی نمین هیچگاه تایید نشد و محمدعلی نمازی عضو شورای مرکزی کارگزاران درباره دیدار روحانی با مقام معظم رهبری و اینکه برخی عنوان میکنند این دیدار در آینده سیاسی روحانی نقش دارد و حتی شاید منجر به ریاست وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام شود، گفت: «خیر، این روندی که مشاهده میکنیم منجر به اتفاقات اینچنینی نمیشود؛ دیدار روحانی با مقام معظم رهبری بیشتر عاطفی و محبتآمیز بوده است و پیامش برای جامعه و افراد مشخص است و بعید میدانم نتیجه آن ریاست
مجمع تشخیص مصلحت نظام برای رئیسجمهور پیشین باشد.» به نظر میرسد تمایل دارد از این پس بیش از گذشته در عرصه حضور داشته باشد
پیام روحانی به مناسبت سالگرد شهادت سردار سلیمانی
دیروز حسن روحانی رئیسجمهور سابق در آستانه دومین سالگرد شهادت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و شهدای همراه در پیامی تاکید کرد: سالگرد شهادت سردار سلیمانی، هم اندوه از دست دادن فرماندهی شجاع و فداکار را زنده میکند و هم فرصتی برای تأمل و درسآموزی برای همه ما فراهم میآورد. در بخشی از پیام روحانی آمده است: «حاج قاسم سلیمانی سردار بزرگ اسلام، از ثمرات ناب انقلاب اسلامی و از پرورش یافتگان مکتب تربیتی امام و رهبری بود. من او را از زمان تشکیل لشکر ثارا... میشناسم. او در دفاع مقدس و در فرماندهی لشکر ثارا... آبدیده شد و در قرارگاه قدس شرق کشور و سپس در سپاه قدس و نبردهای عراق و سوریه به اوج رسید. از همان آغاز او را فرماندهی شجاع و عملگرا یافتم که به خوبی محاسبه میکرد، استراتژی را به دقت ترسیم مینمود و شجاعانه عمل میکرد. سالها در مسائل داخلی، منطقهای و جهانی با یکدیگر گفتوگو کرده بودیم؛ هر دو نظرات و تحلیلهای یکدیگر را میشناختیم و بهرغم برخی تفاوتها، روابط ما همواره توأم با احترام و محبت عمیق دوطرفه بود. حاج قاسم نه فقط یک فرمانده نظامی بلکه یک تحلیلگر برجسته سیاسی و یک استراتژیست بود. حضور حاج
قاسم در شورای عالی امنیت ملی و دیگر جلسات، حضوری تأثیرگذار، آرامش بخش، انگیزهساز و امیدآفرین بود. تروریسم داعشی برای ایران یک تهدید امنیتی بود و حاج قاسم با درکی عمیق و راهبردی، اولویت اول امنیت کشور، و دفاع از امنیت منطقه و ارزشهای اسلامی و شیعی را نه فقط شکست میدانی داعش، بلکه بیآینده کردن آن میدانست. مقابله همه جانبه با تروریسم منطقهای مستلزم پشتیبانی و هماهنگی اقدامات دفاعی و دیپلماتیک بود. از این رو از وزارت امور خارجه و سپاه قدس خواستم که در مسائل منطقهای با هماهنگی کامل عمل کنند و تأمین مالی طرحهای مصوّب به طور منظّم صورت گیرد که مورد قدرشناسی مکرّر سردار سلیمانی بود. تصمیم ترامپ برای ترور فرمانده ارشد نظامی ایران برآیند یک فشار سازمان یافته صهیونیستی از درون منطقه و غلبه استراتژی جنگطلبانه در هیأت حاکمه آمریکا بود. بهرغم امکان ترور حاج قاسم، مسأله در آمریکا این بود که هیچ مسئولی چنین ریسکی را نمیپذیرفت و تنها ترامپ بود که برای خودنمایی حاضر شد چنین ننگی را بپذیرد. ترور شهید سلیمانی، تنها جنایت ترامپ نبود. جنایت بزرگتر او، تحمیل جنگ تمام عیار اقتصادی بر ملت ایران بود که با هدف فروپاشی
نظام و آشوب و تجزیه کشور، دنبال میشد. آنچه برای ترامپ غیرقابل تحمل بود تحرک منطقهای و تعامل جهانی ایران اسلامی بود. او از سوئی «ترور شهید سلیمانی» را فرمان داد و از سوی دیگر «ترور برجام» را کلید زد تا با تحریک ایران به خروج از برجام، یک ایران هراسی گسترده جهانی را سازماندهی کند. شهادت سلیمانی، وحدت ملی در مقابل متجاوزان را به نمایش گذاشت. بزرگداشت راه او هم باید در مسیر حراست از وحدت و انسجام ملی باشد. سلیمانی سرباز ایران و خادم ملت ایران بود. هیچ جریانی نمیتواند او را در انحصار خود بگیرد و او را ابزار صف کشیهای جناحی و سازمانی کند. سرمایه اصلی سردار سلیمانی، ایمان قوی و اخلاص واقعی او در خدمت بود و هرکس این دو سرمایه گرانقدر را کسب کند، میتواند مسیر سلیمانی را طی کند. نسل جوان و زمان آگاه امروز ما نیز، با ایمان و روشن بینی و اخلاص نخواهند گذاشت راه سلیمانی که راه پیروی از اسلام عدل و آزادی و آگاهی است بیرهرو بماند و پرچم پر افتخار دفاع شجاعانه از عزت و استقلال ملتهای مسلمان، همواره به دست شاگردان مکتب اسلام راستین در اهتزاز خواهد ماند.»