ردصلاحیتها آبروی افراد را میبرد، باید اجازه دفاع داد
آرمـان ملی - یاسمیــــن طالقــــانی: «ردصلاحیتها آبروی افراد را میبرد، باید اجازه دفاع داد» این جملات روز گذشته نخستین سخنگوی قوه قضائیه است. از انتخابات ریاست جمهوری 1400 تا امروز بیشتر موضوعاتی که درباره ردصلاحیتها و لزوم دفاع کاندیداهای ردصلاحیت شده از خودشان مطرح میشود به علی لاریجانی اشاره دارد. کاندیدایی که 12 سال بر کرسی ریاست مجلس تکیه زده بود و مشاغل مهمی مانند دبیری شورای امنیت ملی، ریاست صداوسیما و... را در پرونده دارد. باور ردصلاحیت لاریجانی آسان نبود و به همین دلیل خودش بارها خواستار اعلام دلایل ردصلاحیتش بهصورت علنی شد. مشخص بود که او در برابر 7 بندی که به عنوان دلایل ردصلاحیتش ذکر شده بود سکوت نکند که چنین هم شد و در نامهای به شورای نگهبان درباره هر بند به دفاع ازخودش پرداخت اما چه سود که ردصلاحیت در پرونده لاریجانی ثبت و انتخابات هم بدون حضور او پایان یافت. خرداد سال جاری بود که سخنگوی شورای نگهبان با تأکید بر اینکه در بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری فقط احراز صلاحیت داریم، گفت: «اصولاً نسبت به كسانی كه صلاحیتشان احراز نمیشود، ردصلاحیت یا عدم تأیید گفته نمیشود و قانونگذار هم
مرحلهای برای شكایت آنها در نظر نگرفته است.» یعنی نه تنها اجازه شکایت داده نمیشود بلکه دلیل ردصلاحیت بهصورت عمومی اعلام نمیشود که فرد ردصلاحیت شده به دفاع از خودش بپردازد و آبرویش حفظ شود. به عنوان نمونه همگان مشاهده کردند در ردصلاحیت لاریجانی چه اشتباهاتی بود مثلا لاریجانی یکی از موارد ردصلاحیت خود را ارتباط کاری پسرش با پسر علی مطهری دانست و سپس گفت که مطهری اصلا پسر ندارد! اهمیت عدم فرصت دفاع به کاندیدای ردصلاحیت شده چنان است که حقوقدانان و صاحبنظران درباره آن به اظهارنظر میپردازند. مانند آنچه حسین میرمحمد صادقی، اولین سخنگوی قوه قضائیه و حمیدرضا مقدم فر مشاور فرمانده کل سپاه مطرح کردند.
اشتباه درباره اقامت فرزندان لاریجانی
مقدم فر در برنامه دستخط گفته بود: در مورد آقای لاریجانی یک تذکری حضرت آقا دادند که در مورد فرزندانشان که فرزندانشان تحصیل کردند یا به هر طریقی رفتند به آمریکا و لندن، یک مصوبهای در شورای عالی امنیت ملی داشتیم در این دو کشور فرزندان مسئولان در یک حدی نباید بوده باشند، اقامت داشته باشند، مقیم باشند از نظر حقوقی. خب بعدها نامهای دادند که آقا شورای نگهبان که گفتید مقیماند، این فرزندان برای تحصیل رفتند اقامت و تابعیت ندارند، حضرت آقا فرمودند اشتباه کردید، اشتباه جبران شود. شورای نگهبان میگوید من چهار پنج دلیل داشتم برای رد صلاحیت آقای لاریجانی، یکیاش بحث فرزندان بود، دلایل دیگر هم داشتم. نامه محرمانه ردصلاحیت لاریجانی سر از یک رسانه خارجی درآورد. ما دیگر جوابی از شورای نگهبان نداریم، شورا اعلام کرده ایشان جواب داده، حالا باز شورای نگهبان پاسخی دارد برای آنها نمیدانیم! هر کدام از اینها جای بحث دارد اما بالاخره این اتفاق هم اتفاق خوبی نبود یعنی میتوانست این نامهها ادامه پیدا کند، آقای لاریجانی باز هم نامه بدهد شورای نگهبان جواب بدهد دوباره ایشان همین طور اینها ادامه پیدا کند تا به یک حقیقتی آقای
لاریجانی و شورای نگهبان برسند. اما در اولین نامهنگاری که شورای نگهبان نامه را با طبقهبندی محرمانه به آقای لاریجانی اعلام میکند که میخواهیم آبروداری کنیم، برای شماست، خب نامه سر از خارج درمیآورد به نظر هیچکس این را نپسندید چرا بعد هم بیاید در رسانهها شود یک حربهای و وسیلهای برای سوءاستفاده بدخواههای نظام که سالهاست دنبال آناند که شورای نگهبان را بزنند سالهاست به دنبال این هستند که انتخابات و نتایج انتخابات را بزنند.
شفافیت حق ردصلاحیت شده
میر محمد صادقی نخستین سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به این سوال که شورای نگهبان، معتقد است نامه محرمانه و غیرقابلانتشار بوده است که با این استدلال راه پاسخگویی آقای لاریجانی هم مسدود میشود. آیا تأکید بر این محرمانگی با پاسخگویی شورای نگهبان در تعارض است یا خیر؟ گفت: «اول اینکه در چه فرآیندی باید معلوم شود که یک سندی محرمانه است. در این زمینه ما قوانینی داریم، مثلاً قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی، یا شیوهنامه تشخیص و دسترسی آزاد به اطلاعات، یا قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات. اینها، عمدتاً مقررات و قوانینی است که باید در این زمینه حکم قضیه را در آنها پیدا کنیم. گاه در مصاحبههای افرادی که عضو شورای نگهبان یا سخنگوی آن شورا بودهاند یا کسانی که بههرحال با شورای نگهبان ارتباط داشتهاند مشاهده میگشت که وقتی از ایشان سؤال میشد که مردم میخواهند از علت رد صلاحیت فردی آگاه شوند پاسخ داده میشد که ما برای حفظ حرمت افراد دلیل رد صلاحیت را نمیگوییم ولی خود آنها میتوانند این موارد را علنی کنند. اگر این پاسخ را درست بدانیم (که به نظر من درست هم هست) آنگاه باید این حق را برای شخص
قائل باشیم که شفافسازی کند. چون ما درواقع بهنوعی آبروی فرد را با ردصلاحیت او میبریم، مثلاً، کسی را که دوازده سال رئیس مجلس بوده، در سپاه بوده، دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده، وزیر بوده، رئیس سازمان صداوسیما بوده، رد صلاحیت میکنیم بعد هم به او میگوییم حق نداری پاسخ بدهی، چون ما مهر محرمانه زدهایم. درحالیکه نباید آبروی شخصی را ببریم و وقتی او جواب میدهد مدعی شویم که اسناد محرمانه را افشا کرده است (حتی با فرض اینکه خود فرد هم افشا کرده باشد). معلوم است که این امر با عقل و انصاف جور درنمیآید. ادامه صفحه 6