دولت سیزدهم اولویت سیاست خارجی خود را توسعه ارتباط با کشورهای همسایه اعلام و بارها بر آن اصرار کرده است. گسترش واقعی مناسبات با کشورهای همسایه تا حد زیادی تابعی از نوع روابط کشور با جامعه جهانی در مقیاس کلّی است، با این همه در صورت وجود اراده جدی و عملی و بازنگری در برخی سیاستهای موجود میتوان از ظرفیتهای همسایگی بهره نسبی برد. در این راستا امروزه صنعت گردشگری یکی از منابع مهم و کم هزینه رونق اقتصادی در سطح جهان به شمار میآید. از این جهت ایران و کشورهای همسایه آن از قابلیت بالا برخوردار هستند. وجود چند هزار سال پیوند تاریخی در زمینههای مختلف میان ایران با کشورهای همسایه را میتوان از نشانههای بالا بودن چنین ظرفیتی دانست. کافیست نام شهرهایی مانند هرات، بلخ، نیشابور، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، باکو، تفلیس، گنجه، قونیه، استانبول، بغداد و مانند آنها را از نظر بگذرانیم تا خاطره این پیوندهای چندهزار ساله در مقابل چشمانمان قرار گیرد. بدین جهت فعال کردن ظرفیت واقعی گردشگری میان ایران و کشورهای همسایه زمینه را برای ایجاد هزاران شغل، افزایش درآمدهای ارزی و در ضمن تحکیم صلح و دوستی میان مردم کشورهای همجوار فراهم خواهد کرد. براین اساس انتظار از دولت سیزدهم این است که با اقداماتی مانند حذف یا آسانسازی دریافت و دادن ویزا میان ایران و همه کشورهای همسایه، برقراری پروازهای مستقیم و امکان مسافرت زمینی و رفع موانع فرهنگی واگرایانه به فعال شدن این ظرفیت کممانند وعملی کردن شعار خود در سیاست خارجی جامه عمل بپوشاند. گسترش پیوندهای علمی و فرهنگی میان مردم کشورهای همجوار از جمله موارد دیگری است که دولت ایران میتواند پرچمدار آن باشد. از این جهت شناسایی ظرفیتهای علمی و فرهنگی و انجام اقدامات عملی گسترده و فراتر از وضع موجود در این زمینه نیز انتظاری بدیهی از دولت است. یک نمونه از این ظرفیتها که چند سالی پیش به طور ناقص و تشریفاتی مدنظر قرار گرفت و البته بهتدریج کمرنگ شد، برگزاری آیینهای سال نوی ایرانی است که در اکثر کشورهای همسایه نمادهای آن وجود دارد. فراهم کردن زمینه برای حضور همزمان مردم ایران و کشورهای همسایه در تخت جمشید و البته به دور از تشریفات و هزینههای تحمیل شونده بر بودجه عمومی کشور، میتواند یکی از گامهای عملی دولت ایران در این زمینه باشد. حتی میتوان این جشن مشترک را نه در سطوح حکومتی و مقامات رسمی، بلکه در سطح نخبگان فرهنگی و گردشگران کشورهای همسایه تدارک دید و با فراهم کردن زمینه مناسب و با هزینه شخصی، آن را عملی کرد. در زمینه علمی نیز وزارت علوم و دیگر نهادهای علمی کشور میتوانند با در نظر گرفتن بورسهایی بیش از حداقلهای فعلی و افزودن بر جاذبههای علمی و محیطی دانشگاهی در ایران در مقایسه با دانشگاههای اروپایی به گسترش پیوندها میان ایران با کشورهای همجوار کمک کرده و همزمان کسب درآمدهای ارزی و اشتغال ناشی از حضور گسترده دانشجویان کشورهای همسایه را نیز ممکن کنند. علاوه بر حوزههایی مانند زبان فارسی و ایران شناسی، ایران از ظرفیت علمی بالایی در بسیاری از رشتههای علمی دیگر از جمله رشتههای پزشکی و مهندسی برای پذیرش دانشجو برخوردار است. اگرچه با سیاستهای دولت قبلی شاهد رونق نسبی در این زمینه بودهایم اما ظرفیتهای دانشگاهی ایران بسیار فراتر از وضع موجود است که به زمینههایی خاص و معدودی از کشورهای همسایه محدود است و کمتر دانشجویان زبده را در بر میگیرد. شناسایی دلایل عدم استقبال دانشجویان زبده کشورهای مختلف همسایه برای ادامه تحصیل در ایران و کوشش در رفع آنها میتواند به فعال شدن بیشتر ظرفیت دانشگاهی ایران برای ساکنان کشورهای همسایه کمک کند. مشخصا باید منتظر ماند و دید دولت ایران تا چه اندازه در عملی ساختن اولویت خود در سیاست خارجی جدی است و مشخصا این مسیرها برای دولت سیزدهم به مراتب کم هزینهتر است.