آرمان ملی: پنج شنبه 9 دی به فراخور زادروز آموزگار اندیشمند «مهدی بهلولی» جمعی از دوستان و خانوادهاش در کنار خانه ابدی او گردِ هم آمدند و یاد و خاطره او را گرامی داشتند. این مراسم با سخنان نرگس ملک زاده؛ بهعنوان مجری آغاز و با سخنان مرتضی نظری، از کنشگران و دلسوزان آموزش و پرورش کشور ادامه یافت. نظری گفت: «ما امروز اندیشه را پاس میداریم. مهدی از جنس اندیشه، تاثیرگذاری و نقد بود. پالمر در کتاب تازهاش که خانم نوگل روحانی با عنوان «شهامت تدریس» ترجمه کرده سخن از فردیت معلم میکند و چیزهایی مانند نظمهای از پیش تعیین شده مانند محتوای درسی، برنامه آموزشی و نظمهای حاکم بر مدرسه سبب میشود که معلم از فردیت بیفتد. آنجاست که رویدادی که برخی دنبالش هستند اتفاق میافتد، یعنی جایگزینی بسیاری از خواستههای نامربوط بهجای تربیت شهروند. با این زمینه میخواهم بگویم که بهلولی فردیتاش را به هیچ چیز نفروخت، او مستقل زندگی کرد. ما حتی در دوران مسئولیت اجرایی نگاهمان به نویسندگان مستقلی همچون او بود. بدون این که بخواهم بزرگنمایی کنم مهدی به هر چیزی انتقادی نگاه میکرد و معنی انتقاد را درست فهمیده بود؛ نگاهی که حتی اگر
از مخالف خودش سخن درستی میشنید، تعصب نداشت. نکته دیگر فضیلتهای اخلاقی مهدی عزیز ما بود؛ مانند اینکه کینهای در دل نداشت، صاف و بی غل و غش بود و ... این مراسم خیلی معنی دارد؛ گرچه بهشت زهرا تداعی کننده فوت و رفتن و غم است اما جشن تولد نشان می دهد که مهدی و آثارش برای ما همچنان زنده است.»
او یک اسطوره بود
در ادامه همسر بهلولی گفت: «امروز زادروز یک اسطوره است؛ اسطورهای که بهدنبال دانشاندوزی بود و تلاش میکرد آن را به دیگران نیز بیاموزاند. مهدی عاشق مطالعه بود و همه را به کتابخوانی فرامیخواند. او میکوشید که ناداناییهایی که دلیلش عدم آگاهی بود را با نور آگاهی از میان بردارد. مهدی برای من دو جنبه داشت، یکی از نزدیک و بهعنوان همسر و دیگری از دور بهعنوان انسانی نوعدوست، مهربان، با اخلاق، آگاه و ... مهدی اگر نگویم بیمانند ولی واقعا کم مانند بود؛ بهعنوان یک فرد عرض میکنم و شاید نباید بگویم که هر کس سر راه مهدی قرار میگرفت آدم خوش شانسی بود.»
ادامه انتشار گاهنامه فرهیزش
در ادامه این مراسم، محمدرضا نیک نژاد دوست و همراه او نیز با ارائه گزارشی کوتاه روند پیگیری برخی از تلاشهای نیمه کاره بهلولی را شرح داد. در همین راستا به ادامه انتشار گاهنامه فرهیزش تا شماره هفت، ادامه انتشار و خوانشِ کتاب مقاومت در برابر خصوصی سازی در آمریکا و در آستانه انتشار قرار گرفتنِ دومین ترجمه مشترک او درباره آموزش و پرورش چین اشاره کرد. همچنین از گردآوری برخی ترجمهها و یادداشتهای او در روزنامهها و نشریات خبر داد و گفت امیدوار است: «با گسترش تلاشهای اندیشگی و نوشتاری مهدی خدمات او به آموزش و پرورش این کشور را شناسانده و زنده نگهداریم.» واپسین سخنران در گردهمایی زادروز زنده یاد بهلولی، عزت اله مهدوی، همکار و دوست چندین ساله او بود. مهدوی گفت: «هیچ روزی را بدون یاد او آغاز نمیکنیم. ایشان ویژگیهای زیادی داشت، برای نمونه پشت چهره خاصش یک قلب بسیار عاطفی و مهربان داشت. اما یک جنبههایی بود که آدم را جذب مهدی میکرد و سریع میبرد به کهکشان جاذبه افکارش. هر جا گفتوگو درباره کتاب بود بهلولی پای کار بود. لحظههای زنگ تفریح و لحظههای پس از کلاس، همه بحثِ ما درباره کتاب بود. در موضوعات اجتماعی و
صنفی بسیار جدی بود. به فلسفه علاقه داشت و شاید همین علاقه مشترک عامل دوستی ما بود. در برخی بحثهای فلسفی آن قدر از خود تلاش نشان میداد که در مواردی او به من خبر انتشار کتابهای تازه در این حوزه را میداد. زمانی که میخواست نشریه فرهیزش را منتشر کند اصرار داشت که بخش اندیشه داشته باشد؛ با اما و اگرهایی که از سوی ما مطرح میشد اصرار داشت که شماری از معلمان هستند که میخوانند و باید قلب فرهیزش اندیشه باشد. به آدمهایی که پیرامونش بودند شجاعت میداد؛ یعنی آدم را شجاع میکرد برای بیان عقیده و نظر و حضور در جمعهای فکری یا صنفی و ... یکی دیگر از ویژگیهای دیگر او غیرت زیادش نسبت به همکاران بود و از معلم و معلمی بهشدت دفاع میکرد»در آخر نیز مجری با شعر زیر از عبدالجلیل کریمپور، دوست و همکار بهلولی، که درباره او سروده شده بود مراسم را به پایان رساند.
مردی برای عشق با جان خود سرود
بر لحظه های دل، آزادگی فزود
عطر نگاه او بر باغ سبز جان
همقصه با درخت هم آشنای رود
یک گوشه زندگی، سرگرم حادثه
یک گوشه رنگ دل غمگین وخسته بود
شور قلم در او، اندیشه می نشست
همپای سوز او، دُردانه در صعود
وقتی که بند سرد، از شانه های او
دنیای خسته را بر محنتی گشود
او را نه رنگ غم ، بر شانه ها نشست
نه از هوای او، آزادگی زدود
گاهش همیشه شاد نامش بلند و پاک
مردی که لحظه را، آزادگی سرود