مدتی است بحث افزایش ظرفیت رشته پزشکی نُقل محافل و مجالس شده طوریکه در مترو و قطار و هواپیما نیز از بغل دستی میتوانید در مورد این موضوع کلی نظر و نقد بشنوید؛ از پزشکانی که با انحصار گرایی اجازه نمیدهند به محض سردرد به یک متخصص اعصاب دسترسی داشته باشی یا هنگام عطسه و سرفه بتوانی راحت یک فوق تخصص ریه را ملاقات کنی! نمیدانم فواید کشاندن موضوعات تخصصی که نیازمند کارشناسی است به درون جامعه، جز یارکشی چه حُسن دیگری دارد؟ اما ریشه این مسأله از کجاست؟ موافقان طرح چه ایدهها و نظراتی دارند و بر کدام آمار و دلایل استناد و استدلال مینمایند؟ بخشی از آنچه موافقان پای استدلال خود را بر آن نهاده، به شرح زیر به عرض میرسد: 1- حجم انبوه متقاضیان رشته تجربی که معدل بالایی دارند و با ظرفیت کم یا امکان پذیرش در رشتههای علوم پزشکی نمییابند و یا به سودای پزشکی رحل اقامت مختصر در سایه بلاد میگزینند و برخی نیز سرخورده یا پشت کنکور میمانند و بیعلاقه به سایر رشتهها میروند. 2- سرانه پزشک بر اساس 10 هزار نفر جمعیت بر اساس سازمان بهداشت جهانی 3- توان دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سالهای میانی دهه 60 پس از ایجاد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی. فارغ از آنکه تحلیل موافقان طرح چقدر مبنای علمی دارد و با شاخصهای مورد قبول و رسمی در دنیا انطباق حاصل کرده است، پاسخ سادهای برای هرکدام از آنها وجود دارد که به اختصار تقدیم میشود. متقاضیان تجربی در صدر شرکت کنندگان کنکور قرار گرفتند و اکنون برخی به جای حل علت این موضوع و آمار نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی مسأله را مستمسک افزایش ظرفیت قرار داده و با ابراز نگرانی از سرخوردگی نخبگان کشور قصد دارند راه را برای یکی از طولانی ترین، سختترین و پیچیدهترین رشتههای دانشگاهی بگشایند بدون آنکه تضمین دهند آینده این رشته را به سایر رشتهها دچار نخواهند کرد؛ اما بند دوم که مبتنی بر خود اظهاری کشورها در نسبت تعداد پزشک به جمعیت است آنچه مبنای واقعی محاسبات نیاز مردم به خدمات بهداشتی و درمانی است. اکنون با توجه به تعداد دانشجویان پزشکی در حال تحصیل و افزایش منطقی ظرفیت که توسط تولیت نظام سلامت یعنی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی تا سال 1408 در نظر گرفته شده است به زودی شاخص سرانه پزشک به جمعیت تغییر محسوسی خواهد داشت. یکی دیگر از مواردی که استدلال موافقان طرح بر آن استوارشده است ظرفیت پذیرش سال های میانی دهه 60 یعنی اواخر جنگ و خروج پزشکان هندی و پاکستانی از ایران است که ظرفیت پذیرش جهشی یکباره داشت. ظاهرا به این نکته توجهی نشده است که ظرفیت دانشگاه های آن زمان که اکنون دانشگاههای مادر محسوب میشوند به رشتههای تخصصی فوق تخصصی و فلوشیپ تخصیص یافته و نه فقط کمتر از آن زمان پذیرش ندارند بلکه اکنون بار مهمی از خدمات تخصصی کشور را بر طرف میکنند. بدیهی است برای افزایش ظرفیت، نگاه زیرساختی به امکانات موجود از واجبات است که نسبت تخت به دانشجو، استاد به دانشجو، وجود آزمایشگاه، سالن تشریح، بخشهای بالینی و مراکز تحقیقاتی از شاخصهای بسیار مهم محسوب میشود که رشته پزشکی را با سایر رشتهها که با یک کلاس درس و یک تخته سیاه میتوان اداره نمود متمایز میکند. لذا بر فرض محال که سازمان برنامه و بودجه نیز منابع لازم را در اختیار وزارت بهداشت بگذارد آیا امکان تحقق اینها به اضافه خوابگاه و... در مدت یک سال امکان پذیر است که امکان افزایش ظرفیت پذیرش را در سال آینده به اندازه 3 هزار نفر امکانپذیر سازد؟