آرمان ملی- علیرضا پورحسین: نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در اظهاراتی عنوان کرد که ایران در حال نزدیک شدن به توانایی توسعه سلاح هستهای است و اگر آنها با سرعت کنونی به فعالیت خود ادامه بدهند تنها چند هفته باقی میماند تا به این نتیجه برسیم که توافقی برای احیا کردن باقی نمانده و واضح است که ایران میخواهد با گسترش برنامه هستهای خود اهرم فشار به دست بیاورد و امیدوار است که بتواند از این اهرم فشار برای رسیدن به توافقی بهتر استفاده کند اما این کار جواب نخواهد داد. نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در ادامه سخنانش گفته است که اگر آنها بخواهند اهرم فشار بیشتری به دست بیاورند، بازهم به توافق بهتری دست نخواهند یافت چراکه که ما گفتهایم حاضریم آنچه که پنچ سال پیش بر سر آن مذاکره شده را انجام بدهیم. این صحبتهای رابرت مالی در برخی محافل با عنوان اینکه شاید توافقی دیگر صورت نگیرد مطرح شد که به نظر میرسد مسالهای متفاوت از این امر است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با دیاکو حسینی، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی داشته است که در ادامه میخوانید.
صحبتهای رابرت مالی به این معناست که آمریکا به دنبال تغییر در چارچوبهای مذاکرات است یا به کلی میز مذاکرات را ترک خواهد کرد؟
در این مقطع زمانی آمریکا تمایلی ندارد تا درهای دیپلماسی را به روی ایران ببندد. مذاکراتی که در وین در جریان است، اگر به نتیجه نرسد، در این مقطع زمانی برای دولت آمریکا به این معنی نیست که دیپلماسی شکست خورده بلکه آنها به سمت تغییر چارچوب مذاکرات خواهند رفت؛ به این شکل که آنها در رایزنیهای خود به سمتی خواهند رفت که نگرانیهای اصلی خود را مطرح کرده تا در خصوص آنها گفتوگو شده و به آنها رسیدگی شود. رابرت مالی در صحبتهای خود عنوان میکند به علت پیشرفتهای مذاکرات هستهای ایران و اینکه ایران به گریز هستهای نزدیک شده است، اگر مذاکرات نگرانیهای آنها را برطرف نکند، به سمت تغییر چارچوبهای مذاکرات خواهند رفت نه اینکه به کل دیپلماسی کنار گذاشته شود. تغییر گفتوگوها نیز به این معناست که شاید رایزنی پس از شکست مذاکرات دیگر در چارچوب برجام نباشد. این روند مورد علاقه آمریکاست زیرا از ابتدا نیز مشخص بود که آنها بهجای برجام به دنبال یک توافق جامعتر بودهاند. در همین راستا آنها شاید این مسیر را نیز گزینه خود در مقابل ایران قرار دهند. در گزینه جدید شاید مواردی از برجام در آن وجود داشته باشد اما مسائل جدیدی
نیز خواهد بود که آمریکا همواره به دنبال مذاکره در مورد آنها بوده است. این گرایش از ابتدا در دولت بایدن وجود داشته است اما از آنجا که ایران تاکید داشته است به هیچ وجه به دنبال مذاکرات غیربرجامی نیست، در ادبیات رسمی آمریکا، این نگاه کنار گذاشته شده است و امیدوار بودند تا در درون گفتوگوهای وین این مسائل و نگرانیهای خود را مطرح کنند. مشخصا اگر توافق به نتیجه نرسد قطعا آنها به دنبال وارد کردن فشار به ایران خواهند بود تا مذاکرات جدید از سوی ایران پذیرفته شود.
پیش از تعریف شکل جدیدی از مذاکرات، آمریکا با تشدید تحریمها میخواهد بر ایران فشار وارد کند، در چنین مسیری آیا کشوری همچون چین با آمریکا همراهی خواهد کرد؟
آن چه که سبب شد چین و روسیه همچون کشورهای غربی نگران برنامه هستهای ایران نباشند، این بوده است که ایران با آژانس همکاری داشته و شدیدترین نظارتها انجام شده است. یکی دیگر از علتها، امیدواری چین و روسیه به احیای برجام در آینده نزدیک بوده تا برنامه هستهای ایران کنترل شود. این دو موضوع زمانی که در کنار یکدیگر قرار میگرفت، سبب میشد تا چین و روسیه نسبت به ایران خویشتنداری از خود نشان دهند و موضعی نزدیک به ایران از خود نشان میدادند. با این وجود باید توجه داشت که اگر مذاکرات به همین شکل کند پیش رود و برنامه هستهای ایران به گونهای پیشرفت کند که نظارتهای آژانس پاسخگوی نگرانی آنها نباشد، امیدی برای احیای برجام باقی نخواهد ماند و رفتار روسیه و چین نیز به تناسب تغییر خواهد کرد. نباید فراموش کرد که در این وضعیت یکی از کشورهای اروپایی میتواند با استفاده از گزینه اسنپ بک قطعنامههای تحریمی شورای امنیت را علیه ایران برگرداند. در این مکانیزم دیگر نیاز نیست چین و روسیه موافقت داشته باشند و میتوانند در سایه حضور داشته باشند تا فشار بر ایران بیشتر شود. قطعنامههای شورای امنیت نیز به علت اینکه از نظر حقوقی
الزامآور خواهند بود، با این تحریمها همراهی خواهند کرد تا ایران به مذاکرات جدید با موضوعات جدید تن دهد.
با توجه به تحولات اخیر، رسیدن به توافق برای احیای برجام تسهیل شده است؟
باید توجه داشت که سختترین قسمت مذاکرات، آن جزئیاتی است که در پایان 6 دور مذاکرات قبلی بر سر آنها توافق نشده بود و هنوز در مذاکرات جدید به بررسی آن جزئیات نزدیک نشدهایم. آنچه که در دولت جدید مورد مذاکره قرار گرفت، چارچوب کلی گفتوگوها بوده است. ایران در توافق اخیر با آژانس صرفا توانست زمان بیشتری برای خود ایجاد کند تا با تمرکز بیشتری به مذاکرات بازگردد و فشار را از خود دور کند اما این به آن معنا نیست که جزئیات اختلافی حل شده باشد. اختلافات عمیقی که آینده توافق را در حالت ابهام قرار داده بود، هنوز به جای خود باقی هستند. نمیتوان پیشبینی کرد که این اختلافات حل شدنیست یا خیر اما طرفین به خوبی درک میکنند که این توافق بهترین راه پیش روی آن هاست هرچند ایدهآلترین نیست. اگر بر این اصل پایبند بمانند مشخصا میتوان به توافق رسید اما عمق اختلافات هنوز زیاد است و به همین علت توافق سهلالوصول نیست.