آرمان ملی: چندی پیش بود که خبری مبنی بر حضور لیندال ساکس سفیر کشور استرالیا در ایران و دنیس کارنی معاون وی در قم و حرم حضرت معصومه (س) و عکس پوشش متفاوت او با چادر در رسانهها خبر ساز شد. ساکس و معاونش که با حضور در حرم مطهر کریمه اهلبیت(س) توسط کارشناسان امور بینالملل حرم، با اماکن و بخشهای مختلف حرم و همچنین شخصیت حضرت معصومه(س) آشنا شدند. به همراه هیات همراه از صحنهای صاحب الزمان(عج)، جواد الائمه(ع)، مسجد اعظم، امام هادی(ع) و امام رضا(ع) بازدید کردند و سپس به زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) مشرف گردیدند و در این باز دید یک جلد کلاما... مجید به زبان انگلیسی با قاب نفیس به سفیر استرالیا اهدا شد که به گفته وی اولین قرآنی بود که به او اهدا می شد و از این بابت که در این مکان مقدس چنین هدیه ارزشمندی را دریافت کرده بود بسیار ابراز خوشحالی کرد. این در حالی است که طی روزهای گذشته صحبتهای مختلفی در خصوص چرایی حضور سفیر استرالیا در قم مطرح میشود و پرسش مشخص نیز اینجا است که هدف سفیر استرالیا از حضور در این اماکن چیست و ساکس بر چه اساسی به یک مکان مذهبی در قم رفته و آیا این حضور صرفا یک کنجکاوی بر مبنای
شناخت فرهنگ و دین و مذهب ایرانیها بوده یا اینکه در پوشش این مساله مقاصد دیگری را دنبال میکرده است. قدر مسلم تا زمانی که پاسخ این پرسش مشخص نشود نمیتوان حدس زد که چگونه بی هوا و بدون خبر سر و کله خانم سفیر در حرم حضرت معصومه(س) پیدا شده و در پی چه چیزی بوده است. به نظر میرسد که گویا استرالیاییها میخواهند تحرکات بیشتری در منطقه به خصوص ایران داشته باشند و شاید با همین اقدامات ابتدایی بخواهند نشان دهند که در کار خود مجد و مصر هستند. باید دید موضع مقامات مسئول کشورمان به این مساله چگونه خواهد بود.
استقلال یا امنیت؟
روز پانزدهم سپتامبر سال جاری میلادی بود که سه کشور انگلیسی زبان ایالات متحده، انگلیس و استرالیا خبر از توافق «آکوس» دادند. توافقی که بر اساس آن ایالات متحده و انگلیس متعهد شدهاند تا در دستیابی استرالیا به هشت زیردریایی اتمی، به مبلغ حداقل ۷۰ میلیارد دلار، کمک کنند. این در حالی بود که پیش از این قرارداد پاریس با امضای «قرارداد قرن» با کانبرا، قول فروش دوازده فروند زیردریایی به ارزش سی و یک میلیارد یورو و در طول بیست و پنج سال را داده بود. قراردادی که باعث شکوفایی هرچه بیشتر صنعت نظامی فرانسه و پیدا کردن بازاری فراتر از کشورهای خلیج فارس میشد. شاید در نگاه اول، لغو قرارداد با پاریس عجیب به نظر برسد، اما وقتی به سیاست خارجی استرالیا نگاه میکنیم، میتوانیم متوجه شویم که پیوستن به و یا بهتر بگوییم، دنباله روی از اتحاد انگلیسی- آمریکایی چندان هم دور از ذهن به نظر نمیرسید. از طرفی اگرچه آمریکا به طور سنتی آن چنان که در اروپا یا غرب آسیا فعال بوده، حضوری پررنگ در منطقه هند - آرام نداشته، اما با قدرت فزاینده چین قابل پیش بینی بود که بخواهد رهبری رویارویی با این کشور را در دست بگیرد. در طرف استرالیا هم مشخص
بود که این کشور نه قصد و نه قادر به تغییر سیاست خارجی خود و دنبالهروی از فرانسه را دارد. آن چه برای استرالیا مهم است نه استقلال بلکه امنیت است، همان طور که این کشور تاکنون هم به شکل عملی استقلال نداشته و در سیاست های خود دنباله رو ایالات متحده و انگلیس بوده است. استرالیا با آگاهی به این که فرانسه نه قصد رویارویی با چین و نه ظرفیت آن را دارد، قبول به پیروی از ایالات متحده برای تامین امنیت خود کرد. وابستگی بسیار کانبرا به پکن آن را از نظر امنیتی در وضعیت آسیب پذیری قرار می دهد. اتحاد با ایالات متحده نه تنها قدرت نظامی استرالیا را افزایش میدهد، بلکه به این کشور کمک می کند تا با توسعه بخش صنعت (خود بتواند امنیت ملی خود را در برابر چین تحکیم کند.
از زیر دریــایی اتمی تا تاثیر در منطقه
نکته ای وجود دارد که باعث میشود تا نقش استرالیا از یک بازیگر دفاعی که پیشتر مجبور به واکنش در برابر چین و دیگر کشورها بود به بازیگری شکل دهنده در عرصه سیاستهای منطقه ای و حتی فرامنطقه ای تغییر کند: انتخاب زیردریایی های اتمی از سوی استرالیا است که یک انتخاب استراتژیک به شمار میآید درست است که همکاری نزدیک ایالات متحده و انگلیس با استرالیا سیاستی برای مقابله با چین به شمار می آید. با توجه به دستیابی استرالیا به زیردریایی های اتمی به نظر میرسد که تقسیم کار برای تاثیرگذاری و اعمال قدرت در مسیرهای دریایی چین تا حدودی با استرالیا تقسیم بشود. این بدان معناست که استرالیا تمرکز خود را بر نواحی جنوبی و جنوب غربی چین و در امتداد راه های دریایی آن تا اقیانوس هند، جیبوتی و دهانه خلیج عمان خواهد گذاشت. زیردریایی های اتمی و تجهیزات نظامی آینده هم احتمالا در همین راستا خواهد بود تا نقش این کشور را از بازیگری دفاعی و واکنش گرا به بازیگری هجومی و شکل دهنده سیاستهای منطقه ای تغییر دهد. همین امر باعث شده تا مقامات ایران واشنگتن و لندن را به علت فروش زیردریایی های نظامی به استرالیا که از اورانیوم ۹۰ درصد غنی شده
استفاده می کنند، به در پیش گرفتن سیاست یک بام و دو هوا متهم و آنان را به علت نکوهش ایران به علت غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیوم، به باد انتقاد بگیرند. چنانکه برخی معتقدند توافق آکوس میتواند بر توافق برجام نیز تاثیر گذار ظاهر شود.آنچه مسلم است توافق «آکوس» ابزار تبلیغاتی موثری برای توجیه افزایش غنی سازی اورانیوم در اختیار تهران قرار داده است و ایران تلاش خواهد کرد از این ابزار به عنوان اهرم فشار جدید یا برای تقویت توانایی هسته ای خود بهره برداری کند. از طرف دیگر پس از خروج آمریکا از منطقه شاهد افزایش حضور فرانسه، روسیه و انگلیس در این منطقه هستیم. به خصوص که کشورهای عربی سعی در پیدا کردن حامی جایگزین برای خود بعد از خروج ایالات متحده و تامین سلاح مورد نیاز خواهند کرد. به نظر می رسد، از طرفی به احتمال زیاد کانبرا نقش فعالتری در زمینه های ارزشی و هنجاری بازی خواهد کرد. است.