با توجه به آغاز مذاکرات ایــران و 1+4 و حضــور تیم ایرانی در وین، روند این مذاکرات را تا به امروز چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم اراده دو طرف بر این است که مذاکرات ادامه پیدا کند. از این منظر وزیر امورخارجه ایران یا وزرای امور خارجه دیگر کشورها درباره مذاکرات، ابراز امیدواری میکنند و تداوم آن را برای نیل به نتیجه مثبت، موثر میدانند. ولی در مورد اینکه ادامه مذاکرات بر مبنای شش دور مذاکرات تکمیلی مبنا و اساس قرار گیرد یا اینکه پیشنهادهای تکمیلی مطرح شود، محل مناقشه است. اروپاییها و آمریکاییها میگویند بحث مذاکرات با دولت جدید ایران ادامه همان شش دور مذاکرات باشد ولی مقامات دولت ایران به دلیل تغییر دولت و دیدگاه؛ معتقدند پیشنهادهای جدیدی مکمل بر شش دور مذاکرات قبلی ارائه شود و این دو پیشنهادی که اخیرا از سوی ایران ارائه شد در همین راستا بود. شش دور مذاکره در دوره دولت دوازدهم توافقی نبوده که حتما بر اساس آن حرکت شود بلکه مذاکرات مقدماتی بوده است. شاید مذاکرات با دولت قبل به دور هفتم و هشتم هم کشیده میشد که حالا دولت سیزدهم و تیم جدید مذاکره کننده به مذاکرات ورود پیدا کرده است. این مساله محل اختلاف بود که ظاهرا کلا پذیرفته شده است و بعضا خواستهاند که چکش کاریهایی هم شود و بعضی از دولت هم گفتهاند زیادهخواهی است و این
گفتههای ضد و نقیض در این مرحله خودش را نشان میدهد. از همه مهمتر اختلاف اساسی بین ایران و طرفهای مذاکره کننده این است که هر دو طرف درخواستهای حداکثری از طرف مقابل دارند. ایران در این مرحله از مذاکرات به دنبال لغو همه تحریمهای هستهای و راستیآزمایی بعد از سه ماه یا شش ماه است تا ایران مطمئن شد به تعهدات برجامی خودش برمیگردد. طرفهای مقابل ایران در مذاکرات 1+4 میگویند ایران ابتدا به تعهدات برجامی خودش برگردد و بعد ما تحریمها را لغو میکنیم و راستی آزمایی هم اگر خواستید، انجام شود. این مساله اکنون مثل داستان زمان ریاست جمهوری اوباما یک مشکل اساسی است که طرفین در مورد آن مقاومت میکنند. البته زیادهخواهی غربیها این است که بحث هستهای را همزمان یا با فاصله میخواهد با بحثهای قدرت دفاعی، حقوق بشر و سیاستهای منطقهای دخالت بدهد و این کار را هم صورت داده است. تحریمهای ثانویه هستهای را به بحث قدرت دفاعی و بحث مسائل منطقهای گسترش داده است. راستی آزمایی که ایران به دنبال آن است یعنی تحریمهای مربوط با پرونده هستهای ایران برداشته شود ولی این راستی آزمایی فقط برای تحریمهای هستهای است و تحریمها در
حوزههای مختلف وجود دارد. یعنی ارتباطات مالی و بانکی، سوئیفت و... حل نمیشود. این مساله یک مشکل پیچیده و سخت برای دوطرف ایجاد کرده است و علاوه بر این دو مشکل، مشکل سومی هم وجود دارد که عبارت است از؛ گذر زمان، بعد از این سه سال گامهای ایران به لحاظ فنی، حقوقی و سیاسی خیلی پیچیده شده است و مانند دوره برجام نیست. همچنین تحریمهای ثانویه و سایر تحریمها که مرتب اضافه میشود مسأله را پیچیدهتر از گذشته کرده است. اینکه شعار داده میشود که با یک اراده و امضا آمریکا میتواند به برجام بازگردد و از فردایش هم ایران به برجام باز میگردد، به این سادگی نیست. به لحاظ فنی، مهندسی، تکنیکی و حقوقی دهها مورد در وضعیت فعلی هستهای ایران است که تک تک آنها نیازمند مذاکره و توافق دارد. دهها مورد هم تحریم پیچیدهتر اضافه شده است، لذا این روند به سرعت و سهولت به توافق نخواهد رسید. مواضع ضد و نقیض به خاطر این سه مشکل پایهای است که بین دو طرف باید با مذاکرات حل شود. فقط امید به این است که مذاکرات به بن بست نرسد و بتواند برجام را به شکل بازسازی شده و با شرایط جدید احیا کند. اگر این اراده بین دو طرف باشد که تا الان این اراده
وجود داشته است و ترک مذاکره و اتمام مذاکرات اعلام نشده است، زمان میبرد تا به یک نتیجه مرضیالطرفین برسند و در واقع حد وسط خواستههای دو طرف برسد و آن توافق لازم رخ بدهد. بعید میدانیم ظرف دو یا سه هفته توافق حاصل شود، حداقل احتمالا چند ماه زمان نیاز دارد.
همان طور که اشاره کردیــد در مذاکرات هستهای بحث سیاستهای منطقهای ایران هم مطرح میشود، البته با توجه به استراتژی موازنه فرامنطقهای که آمریکا در خاورمیانه در پــیش گرفته است و تمرکز خود را بــه جنوب شرق آسیا میبرد، این توجه به جنوب شرق آسیا از سوی آمریکا بر سیاستهای منطقهای ایران چه تاثیری دارد؟
خروج آمریکا از منطقه و اولویت دوم دادن به منطقه خاورمیانه باعث میشود که آمریکا برای حل دغدغه اصلی خود در منطقه خاورمیانه که بحث پرونده هستهای ایران و متحدانش است تحت فشار باشد که با ایران به یک توافق معقول دست پیدا کند. تا بتواند دغدغه حضور و سرمایهگذاری در خاورمیانه را کم کند و به سمت شرق و چین تمرکز کند. آمریکا میخواهد نقش خود در منطقه خاورمیانه را به متحدان خودش مثل عربستان، امارت، اسرائیل و ترکیه واگذار بکنند. تا زمانی که بحث هستهای ایران حل نشود و به تبع تنشهایی که با کشورهای منطقه به عنوان متحدان آمریکا داشته است حل نشود، خروج آمریکا از منطقه برای متحدین آمریکا بیشتر زیانبار میشود و هزینه بیشتری ایجاد میکند تا اینکه این مسائل را حل کند و بعد حضورش را در منطقه کم کند تا متحدان آمریکا با حداقل تنش و هزینه با ایران در منطقه یک نوع همراهی و موازنه ایجاد بکند.
هــدف آمریکا برای خروج از منطقه خاورمیانه را چه میدانید؟
خروج آمریکا به معنی اینکه در منطقه خاورمیانه پایگاه یا متحدی نداشته باشد، نیست ولی حضور حداکثری در اطراف ایران که بهصورت پایگاههای نظامی در افغانستان، عراق و استقرار ناوهای اتمی بود امروز در حال خارج کردن نیروهای خود است. آمریکا بهدنبال این است که بهصورت واسطهای با متحدان خودش حضور غیرمستقیم را مدیریت بکند. این نوع حضور ضعیفتر از حضور مستقیم است خصوصا این حضور غیرمستقیم در ارتباط با بحث ایران به عنوان تهدید یا پرونده هستهای اگر بحران کمتر باشد مدیریت و هزینه آن برای آمریکاییها کمتر است.
در صورت شکست مذاکــرات برخی احتمال اجرایی شدن طرحB را مطرح میکنند؛ این مساله را چقدر محتمل میدانید؟
طرحB از این جهت بحث میشود که بخواهند پرونده ایران را به شورای امنیت ببرند و یا از طریق فشارها یا تهدیدهای جامعتر اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهند. این احتمال وجود دارد کما اینکه شاید کمترین یا ضعیفترین احتمال باشد. اگر این اتفاق رخ دهد مسأله پیچیدهتر میشود، چراکه اولا در شورای امنیت سازمان ملل متحد اجماع بهراحتی اتفاق نیفتد و اگر رخ بدهد ایران میتواند حرکتهای بیشتری انجام بدهد و حتی میتواند به سمت خروج از N.P.T برود. مساله برخورد با ایران هم که از سوی آمریکاییها به عنوان گزینه روی میز مطرح میشود ادامه طرح B است که رسیدن به آن بسیار مشکل است، چراکه آمریکاییها برای ورود به یک جنگ دیگر آمادگی ندارند و به لحاظ زیرساخت، نه اقتصاد، نه افکار عمومی و نه دولت فعلی آمریکا چنین عملکردی را میتواند دنبال کند و نه حتی اسرائیلیها چنین ظرفیتی را دارند. توان بازدارندگی که ایران دارد و آنها هم اشراف داشته و میبینند، بعید است که به سمت برخورد نظامی گسترده و یا محدود پیش برود. فکر میکنم همین روند دیپلماسی و یا کش و قوس دار بودن و زمان دار بودن مساله را ادامه میدهد که یه یک نقطه توافق برسند ولی به سمت
برخورد نظامی، شورای امنیت و محاصره بیشتر فعلا در این شرایط به نظر نمیآید که رخ بدهد.
روسیه در مورد اوکراین تنش دارد و در عین حال در مذاکرات هستهای هم همراه تروئیکای اروپایی است، فکر میکنید مذاکرات هستهای چقدر تحت تاثیر سایر مولفهها قرار گیرد؟
بین قدرتها بحرانها به عنوان ابزار چانهزنی و تامین منافع استفاده میشود. از گذشته روسها با برگه ایران چانهزنی و منافع مستقیم میبردند و بیتاثیر هم نیست. روسها شاید کمک کنند تا بحران هستهای به یک فرجام مطلوب برسد اما حتما مابه التفاوت آن را در بحران اوکراین از غربیها خواهند خواست. این بده و بستان در سیاست خارجی طرفهای غربی بوده است و باید منتظر ماند و دید این بده و بستانها چه زمانی عملیاتی میشود و تا چه اندازه به نفع ما در حل بحران هسته ای پیش میرود.
تیم مذاکره کننده ایـــران را چطور ارزیابی میکنید و عملکــرد این تیم را چگونه میبینید؟
مذاکرات هستهای توسط یک گروه یا شخص صرف نیست، چه تیم فعلی به مدیریت آقای علی باقری، چه تیم قبلی با مدیریت دکتر ظریف و عراقچی در چارچوب نقشه راه نظام حرکت میکنند. چون در درون نظام چندین نهاد در تهیه نقشه راه مذاکرات دخالت دارد که مجموع برآیند اینها میشود هیات دیپلماتیک ایران با تعدادی که متغیر است که باید خواستههای ایران را دنبال کند. اینطور نیست که یک شخص آن را دنبال کند و قدرت شخصی چانه زنی، تسلط به زبان خارجی به نفع یا ضرر ما باشد. هرچند به عنوان ابزار ارتباط به ارتقای مذاکرات کمک میکند ولی کلیت مذاکرات در دست شخص مذاکره کننده نیست کما اینکه در طرف مقابل هم تیمهای مذاکره کننده ماموران واسطه انتقال پیام هستند به نهادهای تصمیمگیر در داخل کشورشان دراین نگاه و روند هیاتهای مذاکره کننده 10 یا 20 در صد در پیش برد مذاکرات و چانهزنیها نقش دارند و 80 درصد از طریق نهادهای داخلی و تصمیم گیرندگان پشت صحنه است که از طریق پایتختها مسأله را دنبال میکنند و ایران هم وضعیت را همچنین ادامه میدهد.
عملکرد دولت را در حوزه سیاست خارجی تاکنون چگونه ارزیابی میکنید؟
صد روز زمان زیادی برای قضاوت اساسی و کلی برای دولت مناسب نیست. با این حال مواضع واقعگرایانهای که دولت جدید میگیرد، آثار خودش را در حوزه اقتصاد، تجارت و بازرگانی که مطرح کردهاند، میگذارد. ما میخواهیم تنشزدایی با همسایگان انجام دهیم، روابط خودمان را ترمیم کنیم و در همین راستا شاهد مبادله هیاتهایی از امارات، آذربایجان و ترکیه و... بودیم که گامهای قابل دفاعی است. در مورد پرونده هستهای هم مذاکرات شروع شده و هنوز قضاوت قطعی نمیتوان کرد که دستاوردش صد در صد مثبت بوده یا شکست خورده ولی تحرکاتی که دولت در دیپلماسی با همسایگان با تاکید بر اقتصاد و بازرگانی دارد و گشایشها و گامهای برداشته شده در شرایط فشار حداکثری بینالملی آمریکاییها یک گام مثبت برای دولت و قابل تمجید است. امیدواریم بعد از صد روز این گامها تکمیل بشود و شاهد گشایشهای بیشتری باشیم. چه دور زدن تحریم و کاهش فشارهای تحریم از این گشایش دیپلماسی با همسایگان و نگاه به شرق حاصل بشود چه ادامه مذاکرات که دولت اعلام کرده همزمان باید هر دو را دنبال کنیم. هم مذاکرات را پیش بریم که فشارها و تحریمها به طور کل لغو شود و هم بحث گسترش روابط با
همسایگان و دنیای شرق را پیش میبریم که بخشی از این فشارهای تحریمها را خنثی کنیم. این ایده و عمل قابل قبولی در حد این صد روزی که دولت شروع به کار کرده است، محسوب میشود.