دو لشکر که مقابل هم صفآرایی کردهاند بالاخره روزی با هم خواهند جنگید. چنین وصفی چندان بی ارتباط با ماجرای ایران و آمریکا نیست. خیلیها مشتاقند ببینند مذاکره در وین به کجا میرسد و آیا دوباره توافقی حاصل خواهد شد؟ ایران با سرعت به سوی پیشرفت هستهای میرود و بحث مواضع طرفین در مذاکره و فلان امتیاز را گرفتن نیست، جنگ ارادههاست. اما چرا؟ بعید است اندک تردیدی در سطح تصمیمگیری تهران باقی مانده باشد. در طی این چند دهه ایران برای آمریکا دشمن بوده است و ایرانیها هم ینگه دنیا را شیطان بزرگ میدیدند. از شیرینیخورانهای گاه به گاه دیپلماتیک که بگذریم این مواضع تغییر زیادی نکردهاند. ایرانیها تجربه برجام را دارند و البته اهل فن از همان ابتدا میدانستند توافقی که تغییر مسیر جدی را باعث شود، دشوار است. باید توجه داشت که هر توافق آتی جز با نوعی اراده سیاسی در عالیترین سطوح و البته با پرداختن به تمام ابعاد مورد منازعه، سرنوشتی متفاوت از برجام ندارد، هر توافقی کنید شاید با چرخش قلم جانشین جو بایدن میتواند بیاثر شود. ایرانیها در حال حاضر به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه حفظ امنیتشان تقویت توان خودشان است. دولت جدید یانکیها هم آنقدر درگیر مسائل داخلی است که توان و البته اراده واکنش تند را ندارد و در واقع دولت جو بایدن بزرگترین امتیاز ایران به حساب میآید. به نظر ایرانیها اگر برگ برنده هستهای در موقع مناسب رو شود شاید بتوان از جنگی ناگزیر دور شد و البته رژیم تحریمها هم دیگر کاراییاش را از دست میدهد. اسرائیل و روسیه طبیعی است که هستهای شدن ایرانیها به مذاقشان خوش نیاید. بحث روابط خوب و اعتماد نیست، خیلی ساده منطق رئالیسم سیاسی است. نباید بگذاری همسایهات قوی شود. تکلیف اسرائیل هم که روشن است. اخیرا تهدیدهای دو طرف چنان علنی و تند شده است که جای شکی باقی نمیگذارد. مسئله اینجا فقط زمان است والا مسیر کلی بعید است تغییر کند. گمانهزنی در مورد محتوای توافقی که حتی اگر امضا شود خیلی تغییرات اساسی به دنبال ندارد، در حال حاضر جنگ ارادههاست. برنامهای در کار نیست یحتمل ایرانیها دارند تنها راه باقیمانده را میروند تا ببینند در آینده چه میشود. متاسفانه انگیزه و اراده هر دوی آنها بالاست..