تلاش برای بهبود روابط بین امارات، عربستان و ایران نه تنها هیچ تاثیرمثبتی بر روند مذاکرات احیای برجام نداشته است بلکه اصولا از منظر منطقهای و توازن قوا و تاثیرات ژئوپلیتیکی آن معلوم نیست این دو کشور علاقهای به حل مشکلات بینالمللی ایران داشته باشند. از منظر بینالمللی و برگشت ایران به جایگاهش در بازار و معادلات نفتی هم عربستان و تا حد کمتری امارات نباید خوشحال باشند که ایران به این بازار مهم برگردد. باید توجه داشت که هنوز اتفاقی در مناسبات ایران با امارات و عربستان رخ نداده است و همه چیز تقریبا همچون گذشته است، مگر بعضی اقدامات تبلیغاتی امارات در قالب دیپلماسی عمومی برای نشان دادن کاهش تشنج بین دو کشور بعد از حادثه کشتیهای نفتکش در آبهای فجیره. نباید به روند نزدیکشدن کشورهای عربی به ایران خوشبین بود. مشخصا مخالف افزایش و گسترش سطح روابط دو جانبه و کاهش تنشها بین کشورها نیستیم و برعکس آنرا مفید میدانیم اما از اینکه ایران را سرگرم کرده و گرای غلط بدهند و باعث گمراهی سیاست خارجی ایران شوند، دست اندرکاران سیاست خارجی را پرهیز میدهم. ائتلاف عبری - عربی قطعا نمیخواهد چالشهای پیشروی ایران در عرصه بینالمللی حل و فصل شود. آنها به اشتباه تصور میکنند که اگر مشکلات ایران حل شود، رفتارهژمونیک نسبت به منطقه خواهد داشت. به علت همین نگرش به دنبال تخریب رابطه ایران با جامعه بینالملل هستند تا ایران همواره درگیر با سایر کشورها باشد. کشورهای عربی به دنبال این هستند تا با رویکرد نشان دادن در باغ سبز به دولت جدید، ما را از فواید میز مذاکره و استفاده از تبعات مفید برجام دور کنند. زیرا مسئولان جدید سیاست خارجی کشور اعلام کردهاند که اولویت سیاست خارجی آنها حل مشکلات منطقهای بدون آنکه دقت کنند که زیرساخت های منطقه گرایی هنوز فراهم نیست. دولت سیزدهم مطالعات لازم را در خصوص منطقهگرایی و نحوه واکنشها درخصوص آن را نداشته و نمیداند چه ضریبی باید در ماتریس منطقه گرایی اعمال کند تا هم برای ایران و هم کشورهای مقابل و مخصوصا در خلیج فارس که منافع بهغایت متعارض دارند، مفید و سازنده باشد. منطقه گرایی یک روش عاقلانه است اما نیاز به فهم مشترک، زیرساخت و طراحی روشهای برد- برد دارد. یکی از این زیرساختها حل مشکلات ایران و عربستان است اما علاوه بر رقابت این دو کشور در منطقه و جهان اسلام و نحوه و میزان حضور ایران در بازار نفت تا زمانی که اختلافات میان عربستان و یمن حل وفصل نشود عملا نمیتوان صحبت از منطقهگرایی کرد. حتی سعودیها در مذاکرات با ما در بغداد، شاید بتوان ادعا کرد که ما را سرگرم کردند تا اقدامات تخریبی و پنهانی خود مخصوصا در زمانی که اقداماتشان در دوره ترامپ به سنگ خورده بود را در دوره بایدن ادامه دهند. اما امارات که میخواهد، روابط خود را با ایران ترمیم کند شاید میخواهد ایران ظرفیتهای خود را معطوف به برجام نکند و اینگونه تلقین کند که روش منطقهای جواب داده و دیگر نیاز به برجام نیست. این میتواند یک دام باشد تا ایران مشکلات بینالمللی خود را لاینحل رها کند. تیم سیاست خارجی دولت باید توجه داشته باشد که هر کدام از مسائل بینالمللی اهمیت خاص خود را دارند و نباید حل مشکلات منطقهای را به فرض وقوع، جایگزین برجام کرد. هر گلی بویی دارد و نباید صرفا به یک سمت گرایش پیدا کنیم. ایران باید روابط دو جانبه خود را با هر کشوری که میتواند، توسعه داده و تنشها را کاهش دهد. ایران اگر با تمامی همسایگان خود رابطه خوب و مبادلات راحت و بی دردسری داشته باشد، باز هم نیاز به جامعه جهانی دارد. هسته مشکلات ایران با جامعه بینالمللی در درجه اول اختلافات ایران و آمریکاست و باید با توجه به نقاط قوت و ضعف خودمان این حوزه را سامان دهیم و گول ژستهای تبلیغاتی را نخوریم. بهرغم مشکلات کشور روند توسعه و میزان پیشرفت ایران به گونهای است که همسایگان ایران کمک زیادی برای تسهیل و تسریع ریل گذاری توسعه کشور نمیتوانند، بکنند. فقط آنها را با رعایت حسن همجواری و کاهش تنشها باید بیضرر کرد تا کشور از درون ساخته شده و مردم به آرامش و رفاه برسند.