مقصود از قانون گرايي حفظ و اجراي قوانين بهطور عادلانه و رعايت حقوق همه افراد جامعه ميباشد. بنابراين جامعهاي قانون مدار و قانون گرا محسوب ميشود كه قوانين در آن كاملاً رعايت شده و همه آحاد جامعه در برابر قانون مساوي بوده و رهبران آن قانون پذيرترين افراد در جامعه باشند. بيان قانون گرايي در سيره معصومان از آن جهت داراي اهميت است كه قانون گرايي آنان نقش به سزايي در قانونپذيري مردم و حاكمان دارد؛ زيرا آنان به عنوان الگو و اسوه در جامعه مطرح هستند. از طرفي پيام آور اصلي قانون گرايي، اديان الهي است؛ چرا كه از اهداف مهم انبيا برقراري عدالت است كه آن هم در سايه حاكميت قوانين الهي امكان پذير است. قانون گرايي در رفتار و گفتار امام علي (ع) در عرصههاي گوناگون حيات اجتماعي بروز يافته است. آن حضرت در موارد متعددي بدون گذشت و اغماض، اما با رعايت عدل و انصاف، قانون الهي را در مورد متجاوزين به حريم قانون به اجرا گذاشته است؛ چرا كه قانون حافظ امنيت و كيان جامعه ميباشد. در اين جا از اقدامات آن حضرت در اين زمينه اشاره ميكنيم.
1. جلوگيري از سوءاستفاده وابستگان و اطرافيان
از مواردي كه معمولاً حريم قانون شكسته ميشود موردي است كه وابستگان و اطرافيان كسي كه در رأس امور قرار ميگيرد، از قدرت و مقام وي سوءاستفاده نمايند. ممكن است خود انسان درست كار باشد و اهل سوءاستفاده نباشد، اما اطرافيان و وابستگان وي درصدد سوءاستفاده از قدرت و مقام وي برآيند، وبر خلاف مصالح عمومي خواهان امتيازات بيشتري نسبت به ديگران گردند. ممكن است اين اطرافيان و وابستگان از وي انتظاراتي داشته باشند كه تن دادن به آنها به منزله زير پا نهادن احكام، قوانين و حدود الهي و نيز منافع عمومي باشد. از اين رو كسي كه در رأس امور قرار ميگيرد بايد با قاطعيت، قوانين و حدود الهي را در مورد متخلفان و قانون شكنان به اجرا بگذارد و از سوءاستفاده اطرافيان و وابستگان پيشگيري نمايد؛ اجازه ندهد كه مسائل دوستي و خويشاوندي و... مانع از اجراي قانون شود. در سيره علوي موارد متعددي از قاطعيت آن حضرت (ع) در اجراي قانون و پيشگيري از سوءاستفاده اطرافيان و خويشاوندان وجود دارد كه به چند نمونه اشاره ميكنيم.
الف: اجراي حد نسبت به دوست: نجاشي شاعر از دوستان امام علي (ع) بود و در جنگ صفين حضور فعال داشت. وي در يكي از ماههاي رمضان شراب خورد. وقتي او را دستگير نموده نزد امام علي (ع) آوردند، امام دستور داد هشتاد ضربه شلاق (حد شراب) و نيز بيست ضربه اضافي به وي بزنند. نجاشي گفت: يا امير المومنين! حد شراب را ميدانستم، اما بيست ضربه اضافي براي چيست؟ حضرت فرمود: براي اينكه به خود جرأت دادي حرمت ماه رمضان را بشكني. ملاحظه ميشود كه روابط دوستانه آن حضرت با نجاشي مانع از اجراي حد نسبت به وي نشد و حضرت با قاطعيت تمام حد الهي را بر او جاري ساخت.
ب: برخورد با دخترش: يكي از دختران امام علي (ع) گردنبندي را با اجازه كليددار از بيت المال به عاريت گرفت، تا در عيد فطر به گردن نمايد. حضرت وقتي از ماجرا باخبر شد كليددار را مورد عتاب قرار داده، گردنبند را به بيت المال باز گرداند و خطاب به دخترش فرمود: اگر اجازه نميگرفتي، دست تو نخستين دستي بود كه در بني هاشم قطع ميگرديد. ج: برخورد با برادر: عقيل برادر امام علي (ع) چون مقداري اضافه از حقوق ماهيانه اش از حضرت درخواست كرد، حضرت آهني را در آتش گداخت و به دست برادرش نزديك نمود، به گونهاي كه از حرارت آن، عقيل فرياد كشيد. حضرت فرمود: من و تو نسبت به بيت المال چون ساير مسلمانان هستيم.
يكي از فرزندان عباس عموي امام علي (ع) به بيت المال خيانت كرد و اموال بيت المال را با خود برد. علي (ع) نامه تندي به وي نوشت و تهديد كرد كه در صورت بازنگرداندن اموال بيت المال با شمشير او را ادب خواهد كرد.
2. قانون گرايي در بيت المال
سيره رسول گرامي اسلام (ص) در عصر رسالت بر مساوات در تقسيم بيت المال مبتني بود. آن حضرت بين عرب و غير عرب، سفيد و سياه و فقير و غني فرقي قايل نميشد. اما متاسفانه پس از رحلت آن حضرت سيره و روش وي در تقسيم بيت المال مورد بياعتنايي قرار گرفت. پس از بيست و پنج سال از رحلت پيامبر (ص) امام علي (ع) زمام امور را به دست گرفت. آن حضرت در همان آغاز كار، عمل به سيره رسول خدا در همه امور از جمله در تقسيم بيت المال را در دستور كارش قرار داد. در خطبهاي پس از به دست گرفتن زمام امور، چنين اعلام نمود: استفادههاي نامشروع از بيت المال توسط مترفان و متنعمان جامعه پايان يافته است، هيچ كس نبايد بر سيره او نسبت به تقسيم مساوي بيت المال اعتراض كند و خرده بگيرد؛ زيرا سيره او همان سيره رسول خداست. آناني كه براي خود نسبت به ديگران امتيازي قايلند بدانند كه اجر و پاداشهاي معنوي پيش خداست، از نظر مادي هيچ كس بر ديگري مزيت و برتري ندارد. همه مسلمانان برابرند و اموال خدا بايد بهطور مساوي بين آنان تقسيم شود. سپس از همه مردم خواست تا فرداي آن روز براي گرفتن سهمشان از بيت المال بيايند. آن گاه حضرت به عمار ياسر و عبيدا... بن ابي رافع و
ابو هيثم تيهان، ماموريت داد اموالي را كه در بيت المال بود ميان مردم تقسيم نمايند، و به آنها فرمود: اِعْدِلُوا بينهُمْ و لا تفْضِلُوا احدا علي احدٍ؛ عادلانه تقسيم كنيد و كسي را بر كسي برتري ندهيد. آنها نيز مسلمانان را شمردند و مقدار مال را هم معلوم كردند و مشخص گرديد كه به هر يك سه دينار ميرسيد، لذا به هر يك از مسلمانان سه دينار دادند. وقتي طلحه و زبير به اين تقسيم اعتراض كردند و نحوه تقسيم بيت المال در دوران خلافت عمر را يادآور شدند، حضرت در پاسخ به سنت پيامبر (ص) نسبت به تقسيم مساوي بيت المال استناد كرد. وقتي آنان (طلحه، زبير) به سوابق و خدمات خويش در راه اسلام و نيز نزديكي آنان نسبت به پيامبر (ص) استناد جستند، حضرت فرمود: آيا سابقه شما بيشتر است يا من؟ آيا شما به پيامبر (ص) نزديك تريد يا من؟ آنها گفتند شما، حضرت فرمود: به خدا سوگند من و كارگري كه براي من كار ميكند در سهم گرفتن از بيت المال يكسان هستيم. سيره عملي آن حضرت بر رفع هر گونه تبعيضي از جمله تبعيض نژادي مبتني بود.
يعقوبي مينويسد: امام علي (عليه السلام) بيت المال را بهطور مساوي تقسيم ميكرد. به موالي (غير عرب) همان مقداري از بيت المال را ميداد كه به عربها ميداد. وقتي علت را جويا شدند، در حالي كه چوبي از زمين برداشت و آن را ميان دو انگشت خود نهاد، فرمود: «قرأْتُ مابين الدّفّتينِ فلمْ اجِدْ لِوُلْدِ اِسْماعِيل علي وُلْدِ اِسْحاق فضْل هذا»؛ «همه قرآن را خواندم و در آن براي فرزندان اسماعيل (عربها) بر فرزندان اسحاق (غير عربها) به اندازه اين چوب برتري نيافتم. حضرت در موارد متعددي به نفي تبعيض نژادي اشاره داشته است، از جمله: در ايام خلافت آن حضرت روزي دو زن خدمت وي آمدند و اظهار فقر نمودند، امام (عليه السلام) مردي را به بازار فرستاد تا براي آنها طعام تهيه نمايد، و نيز دستور داد به هر يك صد درهم اعطا شود. يكي از زنها اعتراض كرد و گفت: من عرب هستم و زن ديگر از موالي است، چگونه با ما برخورد مساوي شده است؟ امام (عليه السلام) فرمود: «قدْ قرأْتُ ما بين اللّوْحينِ فما رأيتُ لِوُلْدِ اِسْماعِيل علي وُلْدِ اِسْحاق عليهِما السّلامُ فضْلاً و لا جناح بعُوضةٍ»؛ «همه قرآن را خواندم و در آن براي فرزندان اسماعيل (عربها) بر فرزندان
اسحاق (غير عربها) به بال پشهاي برتري نيافتم. آن حضرت در پاسخ خواهرشام هاني كه نسبت به اعطاي بيست درهم به وي و كنيزش معترض بود نيز اظهار داشت: من در قرآن براي فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق برتري نيافتم.
در نهایت
با توجه به آنچه مورد بحث و بررسي قرار گرفت به اين نتيجه دست مييابيم كه امام علي (ع) در عرصههاي گوناگون حيات اجتماعي قانون گرايي را در دستور كار خويش قرار داد، و به منظور ايجاد جامعهاي قانون گرا لحظهاي از مجازات متجاوزين به حريم قانون باز نايستاد. آن حضرت با جلوگيري از سوءاستفاده اطرافيان و وابستگان حاكم از امكانات عمومي، تقسيم مساوي بيت المال به شيوه پیامبر اکرم را دوباره احيا فرمود و نسبت به رعايت قانون در عرصه قضاوت نهايت اهتمام را داشته است.