آرمان ملی: بعد از انتخابات خرداد 1400 شاهد یکدست شدن قوا و تسلط اصولگرایان بر مدیریت کلان کشور هستیم، چنین وضعیتی طبیعتا فرصت مناسبی برای جبهه اصلاحات است تا با بازنگری در ساختار و شعارهایش باردیگر پشتوانه مردمی خود را بهدست آورد و با این پشتوانه وارد رقابتهای انتخاباتی شود. البته این شعار همواره در بین اصلاحطلبان داده میشده که باید به نقد درونی و آسیبشناسی جریانی بپردازیم و روند نوسازی و پالایش در جریان اصلاح طلبی را پیش بگیریم اما آنچه مشخص بوده در عرصه عمل چیزی در این خصوص از اصلاحطلبان ندیدهایم. به نظر میرسد که اصلاحطلبان اگر میخواهند همچنان محور مطالبات مردم بمانند و جریان سیاسی نخست و پیشرو جامعه لقب بگیرند باید نوعی بازنگری در رویکردها، را در راهبردها و گفتمانهای خود داشته باشند. در این راستا برای بررسی حال و روز جبهه اصلاحات و احزاب اصلاحطلب ، ارزیابی عملکرد دولت طی 100 روز گذشته و سایر تحولات سیاسی، «آرمان ملی» با علیمحمد نمازی، فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
روند بازسازی و سیاستورزی در جریان اصلاحطلبان را بعد از انتخابات 1400 چگونه ارزیابی میکنید؟
بعد از انتخابات برخلاف انتظار به خاطر شکاف و انشقاقی که در جریان سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در جبهه اصلاحات در مورد ورود یا عدم ورود به انتخابات بهوجود آمده بود، احزاب اصلاحطلب مشغول بازسازی و تجدید سازمان خودشان هستند. در خصوص حزب کارگزاران شورای مرکزی به خوبی هیات رئیسه و دبیرکل را انتخاب کرد و کار خود را به طور جدی آغاز کردهاست و برنامهریزیهای خوبی برای پیشرفت خود حزب و ایفای نقش لازم در عرصه سیاسی کشور در پیش رو دارد. همچنین حزب اتحاد ملت ایران با برگزاری مجمع عمومی خود، شورای مرکزی جدید و دبیرکل جدید خود، خانم آذر منصوری را انتخاب کرده است. بقیه احزاب جبهه اصلاحات هم همین روند را طی میکنند و جبهه اصلاحات اینگونه نشان داده که تصمیم دارد در عرصه سیاسی کشور حضور فعالی داشته باشد تا بتواند نقش خودش را ایفا کند و امیدواریم که حاکمیت هم به ضرورت وجود احزاب قوی و فراگیر در صحنه و عرصه سیاسی پی برده باشد و کمک کند احزاب بیشتر از گذشته فعال بشوند و کمک کنند. ظاهرا نشست آقای رئیسی با مدیران روزنامهها و رسانههایی نزدیک به جناح چپ و جریان اصلاحات خبر خوبی است که انشاءا... آقای رئیسی میخواهد
به موضوع احزاب توجه کند و از آمادگی این ها برای پیشبرد کار دولت بهره ببرد. با فضایی که من مشاهده میکنم آینده خوبی برای احزاب عضو جبهه اصلاحات وجود خواهد داشت. به یاری خداوند کشور دارد به سمتی میرود که انشاا... انتخاباتی رقابتی و منصفانه برگزار شود و احزاب حضوری فعال در آن داشته باشند.
آقای رئیسی شعار دولت فرا جناحی داد ولی در عمل بیشتر شاهد رویکردهای دیگری هستیم، تحلیل شما چگونه است؟
آقای رئیسی قولی که داده بود که در دولت سیزدهم فراجناحی عمل خواهد کرد، قطعا انتفاق نیافتاده است. اما با همین نشستی که انجام گرفته، امیدواریم پی به این موضوع برده باشد که از اصلاحطلبان در پیشبرد و پیشرفت امور کمک و یاری بگیرد. چون اگر می خواهیم کشور را خوب اداره کنیم نمی شود اصلاح طلبان را کنار گذاشت. تجربه ثابت کردهاست که این کار درستی نیست و امیدواریم انشاا... آقای رئیسی بیش از گذشته به فکر عملکرد فراجناحی باشد.
عملکرد دولت را در این مدت که از شروع کار آن گذشته چگونه ارزیابی می کنید؟
در یادداشت هایی که قبلا منتشر کردهام با آمار و ارقام نشان دادهام که دولت در صد روز گذشته عملکرد ناموفقی داشته است. به عنوان نمونه وعده داده شده که دولت سیزدهم سالی یک میلیون واحد مسکن خواهد ساخت اما در این مدت عملکرد مشخصی برای تهیه یک میلیون واحد مسکونی در سال از دولت مشاهده نشده است. در حوزه اشتغال هم نرخ اشتغال نه تنها بالا نرفته بلکه کاهش هم یافته است. بارها در مورد معیشت مردم صحبت شده و وعده بهبود وضعیت معیشت مردم داده شده اما در عمل سفره مردم در این مدت لاغرتر و کم رنگتر شده است و مردم از لحاظ معیشت درتنگنای بیشتری قرار دارند. عملا دولت نسبت به وعدههایی که به مردم داده ناموفق بوده است.
جریان اصلاحات برای آسیبشناسی درون جریانی و بازیابی سرمایه اجتماعی برای بازگشت به قدرت باید چه اقداماتی انجام دهد؟
من معتقدم جامعه محوری در احیای جریان اصلاحات بیاثر نیست. هر تشکل سیاسی که بتواند اذهان مردم را نسبت به عملکرد و اهداف و برنامههای خود روشن کند، میتواند نظر مخاطبان خود و مردم را بیشتر جلب کرده و آنها را به خود مایل کند. مساله مهم برای اینکه یک تشکل سیاسی احیا شود این است که به فلسفه وجودی تشکلهای سیاسی توجه کند. این مهمترین عامل برای احیای یک جریان سیاسی است. فلسفه وجود احزاب و جامعه اصلاحطلبان که مجموعه احزاب این جریان است، سهیم شدن در قدرت است. تا این زمینه فراهم نباشد، احزاب اصلاحطلب نمیتوانند به کار خود در استاندارد جهانی و بینالمللی ادامه دهند. باید زمینه سهیم شدن در قدرت برایشان فراهم شود و تا این امر محقق نشود میتوان با جامعه محوری و توجه به طرفداران و مخاطبان توجه بخشی از جامعه که هنوز نرفته و ریزش نکرده را حفظ کرد اما نمیتوان آن بخشی که رفته را برگرداند. البته در خصوص نقش اصلاحطلبان در فراهم کردن زمینه سهیم شدن در قدرت باید بگویم که در این زمینه نقش اصلی به عهده حاکمیت است. حاکمیت باید به سوی برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه برود. هر گاه به این سمت برویم میتوان گفت که زمینه
رونق گرفتن احزاب هم فراهم شدهاست. یک نظام دموکراتیک به تشکلهای سیاسی نیاز دارد و مردم هم برای فعالیت در عرصه سیاسی نیاز دارند که تشکلهای سیاسی به عنوان مرجع، حضور داشته باشند.