بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۱۸۱

آقای ذوالنوری، مخالفان شما بیگانگان یا ضد میهن نیستند!

آقای ذوالنوری، مخالفان شما
بیگانگان یا ضد میهن نیستند!
آرمان ملی- امید کاجیان: «در اتفاقات اخیر اصفهان ما کد‌های زیادی داریم که نشان می‌دهد طراحی پشت صحنه این حرکات توسط بیگانگان انجام شده و متأسفانه در مقطعی توانستند بعضی‌ها را با خودشان همراه کنند.» جنس این حرف‌های مجتبی ذوالنوری نماینده مجلس البته که از دید خیلی‌ها نخ نما شده و تکراری است، بسیاری به این ادبیات آشنایی دارند. ادبیاتی که هدفش ندیدن بخش قابل توجهی از مردم و واقعیاتی است که در کشور می‌گذرد و شوربختانه برخی مقامات، غرق شده در اینگونه شعارهای نمایشی، نمی‌خواهند آنچه که در همه این سال‌ها بر مردم گذشت و آنچه که آنها نادیده گرفته‌اند را بپذیرند. در این سال‌ها البته برخی مسئولان چاره کار را در تداوم همین امر هم می‌بینند، اینکه خودی‌ها مردم ایران هستند و غیر خودی‌ها از بیگانگان و فریب خورده‌ها و کسانی که حساب‌شان از مردم جداست. شاید ایراد اصلی همه این سال‌ها در این باشد که تعریف برخی از مردم متفاوت بوده است و البته اینگونه جا انداخته‌اند که اگر کسی اندکی از مطالبات صنفی خود فراتر برود، هم دیگر جزو مردم نیست چون با ما نیست(!) عده‌ای از آنان این اصل را دارند که اگر قوانین شان پذیرفته نمی‌شوند حتی اگر قوانین اشتباه باشند پس مخالفان این قوانین، دشمن هستند و بیگانه و فریب خورده. تصورات امثال ذوالنوری را می‌توان در همان اظهارات مجری زنی دید که در تلویزیون می‌گفت: «‌اگر کسی اعتقاد - اعتقادات از جنس آن خانم مجری - ندارد، جمع کند از ایران برود. برود همان جا‌هایی که همان رفاه و همان مدل زندگی را دارد و اگر اعتقاد داریم به نظرم باید جدی به میدان بیاییم. به نظرم امروز نشان دادیم که همه ما ایرانیان به یک مدل زندگی سلحشورانه احتیاج داریم.» یا درست مانند ظریف وزیر خارجه پیشین ایران که از قول مردم و مشکلاتی که داشتند، می‌گفت:« ما خودمان انتخاب کردیم که جور دیگری زندگی کنیم.» امروز امثال ذوالنوری نه تنها حوادث اصفهان بلکه هر آنچه از این اتفاقات در این سال‌ها گذشت را نیز به حساب بیگانگان می‌گذارد. مسأله‌ای که به نظر می‌آید بزرگترین آفت‌ها برای شرایط سیاسی و سیاسیون امروز کشور است. نگاهی که در همه ابعاد زندگی مردم ایران از مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و... ریشه دوانده. در واقع سر منشا و ریشه مشکلات کشور در همین نوع باور است، اینکه گروهی از مقامات، وطن پرستی را در اعتقاد به خودشان می‌دانند و بس. مقامات، تراز همه چیز را با این مضمون دیده‌اند« که هر آنچه ما (مقامات) می‌گوییم درست است و اگر کسی غیر از این می‌خواهد و غیر از این اعتقاد و باور دارد نه فقط اینکه از ما نیست بلکه از ایران و وطن نیست و دشمن است و بیگانه است و از این رو چون ما عالیجنابان مسئول(!) خیر همه را می‌خواهیم باید با این دسته از آدم‌ها و عقاید برخلاف خودمان مبارزه کنیم و بعضا برخوردهای سلبی داشته باشیم.» راهی که بخشی از ساختار کنونی کشور طی همه این سال‌ها به اشتباه یا به واسطه بقا همواره انجام داده است و البته که بر این طریق، پافشاری هم می‌کند و هر بار وضعیت بدتر و بدتر می‌شود. مردم ایران امروز قطعا که نسبت به سال‌های قبل آگاه‌تر شده‌اند و از این بابت اسباب رسانه‌های داخلی و سخنانی از جنس کلام ذوالنوری نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه به فاصله و شکاف میان مردم و مقامات نیز روز به روز می‌افزاید. این در حالی است که اگر مسئولان به فکر تداوم جایگاه خود در عرصه سیاست کشور هستند، اتفاقا می‌بایست شکاف‌هایی که روز به روز بر مقدار آن نیز افزوده می‌شود را پر کنند نه آنکه با چنین بیانات سطحی و شعاری در کنار شانتاژهای همیشگی رسانه‌ای بر عمق آن نیز بیفزایند. آنها باید قبول کنند وقتی در جامعه‌ای اکثریت یک کشور برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دیگر حاضر به انتخاب نه اصلاح‌طلب و نه اصولگرا نمی‌شود و ماندن در خانه را ترجیح می‌دهد، چه معنایی دارد؟ و نمی‌توان اکثریت این کشور را که با این عمل، مخالفت خود با رویه کنونی را به نمایش گذاشته‌اند بازهم ضدمیهن، فریب خورده یا از بیگانگان دانست. چرا در ایران نمی‌خواهیم بین مردم منتقد و ساختار قدرت، گفتمان برقرار کنیم؟ و حتی پا را از این امر فراتر بگذاریم و به سمت مذاکره قدرت سیاسی با منتقدان گام برداریم، تا چه زمان با واژگانی مانند وطن پرست و غیر وطن پرست می‌خواهیم برای هم خط و نشان بکشیم؟ و این رویه را ادامه دهیم؟ باید بدانیم شکل گیری این گفتمان و تعامل نه تنها باج دادن و ترسیدن یکی از دیگری نیست بلکه نمادی از بلوغ و بهبود و رشد یافتگی است. وقتی در زمانه‌ای هستیم که با طالبان بدون مشکل مذاکره می‌کنیم، چرا مذاکره با منتقدان و مردم ایران امکان‌پذیر نباشد و باز هم تابو بماند؟ شاید امروز وقت آن رسیده باشد که لااقل برای یکبار هم که شده به این تعامل به جای تقابل و حذف همدیگر فکر کنیم. به‌عنوان یک ایرانی با ملیتی مشترک. این فکر کردن هرچند بلندپروازانه و غیرعملیاتی و حتی از دید بسیاری خنده‌آور هم باشد اما اندیشیدن بلندپروازانه نه جرم است نه گناه.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی