كشور ايران در نيمكره شرقی در مجاورت كشورهای كم آب دنيا قرار دارد اما در ميان دو دريا در جنوب در مجاورت اقيانوس هند و اتصال به آبهای آزاد جهان و از شمال نيز در كنار بزرگترين درياچه جهان با طولي بيش از هزار و پانصدكيلومتر واقع شده است اما اين سرزمين محصور در ميان درياها در حال خشكيدن است و نبردهای ناشي از بيآبي و فقر ناشي از اقتصاد مبتني بر كشاورزي آن، همگان را متحير كرده است. حال علت اصلي اين مشكل كجاست وچاره كار در چيست؟ بعد از پيروزي انقلاب اسلامي سكان قوه مجريه در طول دوران بسيار طولاني در اختيار مردان كويري بوده است و بر اساس نمودار تعيين نقش قدرت در ايران دولتمردان يزدي، قمي، اصفهاني و سمناني در اين چهل سال بيشترين نقش را در قوه مجريه داشتهاند. اين مردان اجرايي ناآشنا به اقتصاد دريا بجاي اينكه مردم را به ساحل ببرند آب را از اعماق زمين بي حد و حصر در ميآورند و اكنون نيز مشغول انتقال آب از ساحل به داخل سرزمين اصلي هستند و بر اشتباه قبلي خويش ميافزايند. در حالي كه امروز بزرگترين مزيت اقتصادی ساحل نشينی است اما اصفهان ازدوره حكام صفوی با مشكل آب روبرو بودهاست به همين دليل قاجاريه پايتخت را به تهران انتقال دادهاست اما امروز ميلياردها دلار سرمايه ايرانی برای خشكاندن گاوخوني و زاينده رود كارون و دز صرف ايجاد فولاد و پترو شيمي در اصفهان ميشود تا حتي اصفهان از صحنه تاريخ ايران حذف شود. بجای اينكه ميناب و جاسک شهر بزرگي شود، سيرجان پنجاه هزار نفری دهه شصت امروزه چهارصد و پنجاه هزار نفر جمعيت دارد. راه آهن كشيده شد كه سنگ آهن چادرملو گلگهر و سنگان به ساحل برده شود و ميلياردها دلار در اين مقوله هزينه شد حالا ساز وارونه زده ميشود كه آب را به معدن ببرند. اين كارهای بي مطالعه و غلط ادامه خطای مردان كويری ايران است. نجات ايران انتقال ده ميليون نفر از جمعيت ايران به سواحل است. چرا چابهار شهري پنج ميليون نفري نشود و آن وقت مردم در كرج از آلودگي هوا در حال جان سپردن تدريجي باشند؟ چرا بنادر سواحل درياي مازندران پذيراي چند ميليون نفر جمعيت نشود؟ چرا پتروشيمي به جاي استان های كويری فارس ،كرمان و اصفهان، در حاشيه دريا نيست؟ چرا مردان كويري ايران با سياستهای غلط خودشان اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، كرج و قم را كلانشهر كردند؟ و صدها هزار نفر جمعيت از مناطق ساحلی به صورت حاشيه نشين در خود جمع كردهاند؟ چرا بجاي رشد بي رويه قم و سمنان به فكر توسعه ساری و گرگان و رشت كه مزيت ساحل دارند نمیپردازند؟ چرا چابهار،كنارك، جاسك، ميناب، بندر لنگه، بندر پارسيان، بندر ديلم، گناوه، ماهشهر، هنديجان، خرمشهر و آبادان در جنوب ايران به قطب صنايع فولاد و پتروشيمي تبديل نمي شوند؟ در شرق تهران صدها هزار مازندراني و گيلاني زندگي می كنند كه مي شود با سرمايه گزاري بر اقتصاد دريا آنها را در ساحل دريا نگهداشت. مردان كوير از مردان دريا كمک بگيرند به تاريخ مراجعه كنند بقاياي يزديان كه از طريق دريا به هند رفتهاند و خانواده تاتا يكي از آنان است را نگاه كنيد. به زنگبار برويد و شيرازیهایی كه از طريق اقتصاد دريا در آن روزگار سخت به آنجا رفتهاند را ببينيد آنوقت به خود آييد و مردم ايران را در پرتو پيشرفت بشری به ساحل ببريد و هم اقتصاد را نجات دهيد و هم ايران را حفظ كنيد و هم آشتي ملی را بيشتر تعميم دهيد. مگر نه اينكه قرآن فرموده است «و جعلنا من الماء كل شي حي» به اميد آنكه با بهره گيري از عقلانيت دريا را محور توسعه قرار دهيم.