علاوه بر زیادهخواهی و طمع استراتژیک باکو و آنکارا برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی، نکته مهمتر به برگزاری رزمایشهای مشترک دو جانبه آذربایجان و ترکیه بازمیگردد که طی ۳۷۴ روز بعد از جنگ قرهباغ به صورت پیدرپی حتی با حضور کشورهای فرامنطقهای اجرا شد. از پاکستان گرفته تا مغولستان، کوزوو، آلبانی و قطر. همه اینها از جمله کشورهایی بودند که در این رزمایش های مشترک چند جانبه با محوریت جمهوری آذربایجان و ترکیه با هدف امنیتی سازی منطقه قرهباغ شرکت کردند اما اساسا اهداف پشت پرده امنیتی کردن منطقه قفقاز از سوی باکو و آنکارا چه بوده است؟ امنیتی سازی منطقه قفقاز جنوبی در سایه برگزاری رزمایش های مشترک دوجانبه عملا مکمل زیاده خواهی باکو و آنکارا برای ایجاد کریدور مدنظرشان است. یعنی با امنیتی کردن منطقه بهانه برای حضور یکطرفه آذربایجان در سایه درگیری مرزی با ارمنستان شکل خواهد گرفت. در این بین هم حمایت همه جانبه ترکیه بسیار کلیدی است. نکته مهمتر اینجاست؛ اتفاقی که در جریان جنگ ۴۴ روزه قره باغ در سال گذشته روی داد فراتر از مناقشه مرزی بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود. یعنی باید جنگ سال گذشته عمیق تر از دعوای تاریخی آذری - ارمنی بر سر قرهباغ دانست. چون تمام شواهد، دلایل، قرائن و مستندات حاکی از آن است که جمهوری آذربایجان و ترکیه علاوه بر آزادسازی مناطق تحت تسلط ارمنستان در قرهباغ به دنبال طرح های بزرگتری بوده و هستند. برای مثال آرایش جنگی که در زمان جنگ ۴۴ روزه قرهباغ در سال گذشته از سوی نیروهای نظامی ترکیه و جمهوری آذربایجان پیاده شد به گونهای بود که از همان ابتدا باکو و آنکارا به موازات آزادسازی مناطق تحت تسلط ارمنستان نیمنگاه جدی هم به مناطق جنوبی ارمنستان مماس با مرز ایران برای احداث کریدور مدنظرشان با هدف اتصال جمهوری آذربایجان به جمهوری نخجوان داشتند تا هدف بزرگتر یعنی اتصال ترکیه از خاک جمهوری نخجوان به خاک جمهوری آذربایجان محقق شود که البته در همان سال گذشته، هم شخص پوتین، هم حسن روحانی، رئیسجمهور سابق ایران و هم مقام معظم رهبری به صراحت مخالفت جدی خود را با ایجاد این کریدور موهوم ترکیه و جمهوری آذربایجان از خاک ارمنستان عنوان داشتند. یعنی خط قرمز مسکو و تهران ایجاد تغییرات مرزی در منطقه قفقاز جنوبی است. این پروژهای بود که از همان جنگ پاییز سال گذشته توسط باکو به آنکارا دنبال میشده و کماکان هم دنبال میشود. پس یکی از دلایل عمده ای که بعد از پایان جنگ ۴۴ روزه قرهباغ همواره جمهوری آذربایجان و ترکیه به دنبال برگزاری رزمایشهای مشترک دو یا چند جانبه با حضور دیگر کشورهای فرامنطقه بودند،ذ این بود که منطقه کماکان امنیتی باقی بماند و بهتبعش قدرت نمایی نظامی در برابر ارمنستان و دیگر کشورهای منطقه به خصوص ایران داشته باشند. چون اگر هدف محوری و کانونی جمهوری آذربایجان و ترکیه از ادامه جنگ پاییز سال گذشته در منطقه ناگورنو آزادسازی مناطق تحت تسلط ارمنستان بود پس چرا زمانی که نیروهای جمهوری آذربایجان به منطقه شوشا رسیدند آرایش معناداری به نیروهای نظامی خود با تمرکز بر مناطق جنوبی ارمنستان دادند؟ غیر از اینکه سعی داشتند کریدور موهوم خود را هم ایجاد کنند؟ چون با تسلط جمهوری آذربایجان بر شوشا آزادسازی دیگر مناطق کار چندان سختی نبود. به هر حال شوشا یک نقطه استراتژیک است. از این حیث که شوشا منطقهای است مرتفع که اشراف خوبی بر مناطق پیرامونی خود مانند خانکندی دارد اما با رسیدن و تسلط آذربایجان به شوشا جنگ پایان پیدا نکرد. ضمن اینکه بعد از توافق مدنظر روسیه هم شاهد برگزاری رزمایش های پیدرپی دو یا چندجانبهای با حضور چند کشور فرامنطقهای بودیم. در کنار آن موضع گیری های تحریکآمیز علیاف و اردوغان هم طی این مدت نشان میدهد که طرحهای بسیار بزرگتری علاوه بر آزادسازی مناطق قرهباغ در فکر باکو و آنکارا است. در عین حال نکته مهمتر اینجاست که هم روسیه، هم ایروان و هم تهران اکنون به این هدف پی بردهاند. لذا هر دو کشور مخالفت جدی با ایجاد تغییرات مرزی در منطقه قفقاز جنوبی دارند. از این رو طی یک سال بعد از جنگ قره باغ کماکان منطقه امنیتی، حساس و ملتهب است.