وضعیت پرونده هستهای ایران به نقطه حساسی رسیده است.کمتر از 72ساعت دیگر به مذاکراتی مانده که نه فقط ایران و آمریکا بلکه روسیه و چین هم مشتاقانه منتظر شروع مذاکرات هستند. واقعیت امر این است که بهرغم تفاوتهای آشکاری که بین ایران و آمریکا درباره مذاکرات وجود دارد یک شباهت بنیادی بین تهران و واشنگتن وجود دارد و آن شباهت این است که در آمریکا جریانات سیاسی هستند که نمیخواهند توافقی صورت بگیرد و دولت بایدن را زیر فشار زیادی گرفتهاند که مبادا توافقی با ایران صورت بگیرد. مشابه این وضعیت در ایران هم هست، در ایران هم جریانات اعم سیاسی وغیره چندان تمایلی به مذاکرات ندارند و میخواهند تنش بین ایران و آمریکا همچنان ادامه پیدا کند. تندروهای ایران اعتقادی دارند مبنی بر این که ایران در هرگونه تخاصم نظامی دست بالا را خواهد داشت و به عبارت دیگر مقصودشان این است که اینگونه نیست که آمریکاییها در جریان برخورد نظامی دست بالا راداشته باشند. جمهوری اسلامی ناتوان نیست در افغانستان در منتهیالیه شرق ایران تا لبنان در منتهیالیه غرب ایران، ایرانیها دارای نیروهایی هستند که از آنها به عنوان نیابتی یا همراه و همپیمان نام برده می شود. جریانات خاص معتقد هستند که در یک وضعیت برخورد نظامی که بین ایران و آمریکا اتفاق افتد نیابتیهای ایران در افغانستان، عراق، سوریه و لبنان بیکار نخواهند نشست. از سوی دیگر تندروهای ایران معتقد هستند که عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر که کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس هستند بسیار آسیب پذیر هستند و موشکهای ایران میتواند خسارتهای عمدهای به متحدان آمریکا در منطقه وارد سازد. این البته یک روی سکه است و روی دیگر سکه آن است که درست است که ما میتوانیم با شلیک موشکهای حزبا... در سوریه، یا به کمک حشد الشعبی در عراق، در میان متحدان خودمان در طالبان لطماتی و ضرباتی را به اسرائیلیها، آمریکاییها و متحدانشان وارد سازیم اما واقعیت تلخ آن است که آنگاه نوبت به آمریکا و اسرائیل خواهد رسید. صد البته آمریکاییها بههیچ وجه سودای تغییر در ایران را ندارند اما ضرباتی بر ساختارهای صنعتی و ارتباطاتی میتوانند وارد سازند بهگونهای است که میتواند ایران را سالها درحقیقت به عقب رانده و همین پیش رفت مختصری را هم که صورت میگیرد را در حقیقت نیست و نابود سازد.