همزمان با بروز نشانههایی از مذاکرات احیای برجام، شاهد ظهور نشانههایی در از سرگیری روابط تهران و ریاض هستیم. در واقع تهران و ریاض که روابط آنها از سال 1394 و مشخصا به علت آتش زدن سفارت عربستان به بالاترین سطح تنش خود رسیده بود، حالا خبرها و نشانهها حکایت از آن دارند که تهران با بازگشایی کنسولگریاش در جده موافقت کرده و تهران نیز رضایت داده است که کنسولگری عربستان در مشهد بازگشایی شود. حال اینکه تهران و ریاض تصمیم گرفتهاند که به تنشها در روابط خود در منطقه پرآشوب غرب آسیا پایان دهند. به نظر میرسد که همه عوامل وجود بحران و تنش در هندسه ژئوپلیتیک غرب آسیا متاثر از رقابت و تنش ژئوپلیتیکی تهران- ریاض است و اگر این دو بخواهند با روابط دیپلماتیک و بروز نشانههایی مبتنی بر صلح گرم به تنش خود در این منطقه پایان دهند. حال و با همه عقلانیتی که در مقامات تهران- ریاض بابت ترک برداشتن یخ روابط دیده میشود، این اخلاق دیپلماتیک و فرهنگ راهبردی هشدارهایی را نیز متوجه مقامات دیپلماتیک میکند، با این هدف که آیا بروز تمایلات شوق آمیز مقامات ریاض در روابط با تهران، ابزار گرایانه است یا آنکه معطوف به سازنده گرایی؟ به نظر میرسد، مقامات ریاض بیش از همه تحت تاثیر تغییر پارادایم و سازههای قدرت در ایران هستند. به این معنی که چون در ایران ما شاهد تغییر و جابهجایی فرایندهای قدرت از گفتمان تعامل به سمت گفتمان اصول گرا هستیم، بنابراین رسیدن به یک درک مشترک با اصول گرایان آسانتر است، چراکه رویکردهای جدید اصول گرایان در واقع انعکاس و بازتاب دهنده نظرات و دیدگاههای مقامات بالا دستی ایران است و لذا در این دوره از سازوکارهای قدرت در ایران مانند دوره پیشین و مشخصا در دوره دولت روحانی، آن میزان از سردرگمی و ابهام وجود ندارد. بنابراین و تحت این شرایط، فرایند امر مذاکره برای مقامات ریاض در شرایط یکدست سازی قدرت در ایران بسیار راحت تر خواهد بود. از طرف دیگر، بروز و ظهور برخی نشانهها حکایت دارند که این راهبرد جدید مقامات ریاض قبل از آنکه ناشی از سازنده گرایی باشد، بیشتر ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه است. در این تغییرات ژئوپلیتیکی ما شاهد واگرایی نسبی در میان روابط ریاض- واشنگتن هستیم. در شرایط حاضر فرصت ایران هراسی مقامات ریاض با فقدان حضور ترامپ در کاخسفید از آنان گرفته شده است. واقعیت آن است که با حضور اوباما در کاخ سفید، ما شاهد نوعی واگرایی میان واشنگتن با محافل دنیای عرب بودهایم و حضور بایدن در کاخ سفید برای آنان یادآور و باز تکرار دوران اوباماست. تحت این شرایط به نظر میرسد که مقامات ریاض هراس از آن دارند که مبادا در بازتولید گفتمان اوباما در عصر بایدن و شکل گیری یک مذاکره حول برجام، امتیازاتی به ایران داده شود که موجب جایگاه یابی و تعیین کنندگی نقش تهران در ژئوپلیتیک غرب آسیا باشد. در واقع به نظر میرسد که همین هراس موجب عزم جدی مقامات ریاض به از سرگیری روابط با تهران شده است. بنابراین لازم است که دستگاه دیپلماسی ایران ضمن رمزگشایی از صحبتهای مقامات ریاض، تمایل شوق انگیز ریاض را دستمایه یک تجدید نظر در روابط دیپلماسی قرار دهند، چراکه این راهبرد مقامات ریاض موقتی است و پایدار نیست و به جهت نباختن جنگ ژئوپلیتیک در حال شکل گیری و صورت گرفتن است و بعید نیست که با توجه به سابقه عملکرد مقامات ریاض و همچنین با راهیابی یک دولت جمهوری خواه به کاخ سفید، راهبر تنش صفر ریاض جای خود را به تنش صد در قبال تهران دهد. ضمن آنکه در شرایط کنونی اینگونه به نظر میرسد که مقامات ریاض تلاش دارند که لبنان را به میدان جدید جنگ نیابتی خود با ایران تبدیل کنند. حال و اگرچه لبنان با ریسک بالایی جهت آغاز ناامنی و هرج و مرج در این کشور مواجه است اما به نظر نمی رسد که بابت پیشبرد دستور کارهای ریاض در لبنان، منعی وجود داشته باشد. ضمن آنکه نباید فراموش کنیم که جنگهای نیابتی تهران- ریاض به پایان نرسیده و روابط این دو کشور به سمت درگیریهای فزاینده با یکدیگر در حال هدایت شدن است.