در دورههای دیگری شاهد بودیم که بازرسان آژانس قبل از اینکه درباره فعالیتهای هستهای ایران به این نهاد بینالمللی گزارش دهند با هدف ایجاد فضای روانی منفی علیه جمهوری اسلامی به برخی دولتها، دستگاههای اطلاعاتی و حتی رسانهها گزارش میدادند. با توجه به اقدام خرابکارانه رژیم صهیونیستی علیه مجموعه تسا، طبق اساسنامه آژانس برای اینکه موضوع هستهای تبدیل به یک امر چالشی مبتنی بر تنش نشود، لازم بود آژانس از برخورد سیاسی با این موضوع اجتناب و با این موضوع کاملا فنی برخورد میکرد. براساس تجربیات تاریخی، همواره روابط ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نتیجه دخالتهای سیاسی، اطلاعاتی و جاسوسی خارج از مناسبات دو طرف مخدوش شده است، با در نظر گرفتن این شرایط، ۲ سناریو پیش روی ایران است. یکی اینکه روابطش را به دلایلی مثل بیعملی آژانس در مقابل اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی قطع کند و سناریوی دیگر این است که با آژانس بر سر سازوکاری که دغدغههای متقابل را برطرف کند، به توافق برسد. قطع مناسبات ایران و آژانس در راستای منافع ملی نیست، این موضوع، ایران را در معرض اتهاماتی قرار میدهد که با واقعیات رفتاری ایران و قابلیتهای برنامه هستهای آن همخوانی ندارد. ایران و آژانس باید باب مذاکره را نبندند و اجازه ندهند طرفهای ثالث اغراض سیاسی خود را بر همکاریهای فنی بین دو طرف تحمیل کنند. آژانس هم لازم است در چارچوب رسیدن به مکانیسم جدیدی برای همکاری با ایران، اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی علیه تاسیسات هستهای ایران را محکوم و اقدامات بازدارنده لازم را در این راستا انجام دهد تا ایرانیها بدون دغدغه بتوانند همکاریهای فنی با آژانس را ادامه دهند. تعلیق اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی از سوی ایران ناشی از اجرا نشدن تعهدات برجامی از سوی طرف مقابل است بنابراین با اجرای تعهدات طرفهای مقابل، امکان اجرای مجدد آن وجود دارد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این مقطع حساس، از ارائه گزارشهایی که جنبه سیاسی آنها بر جنبه فنی آنها غلبه دارد پرهیز کند زیرا این رویکرد خلاف منشور این نهاد بینالمللی برای تنشزدایی در حوزه هستهای است. به میزانی که آمریکاییها تعهداتشان را نادیده گرفتند و تحریمهای تازهای را بر ایران تحمیل کردند، طبیعتاً جمهوری اسلامی هم یکسری قابلیتهای تازهای را در حوزه هستهای به نمایش گذاشت اما اینها به معنای پایان یافتن دیپلماسی برای حل موضوع هستهای ایران نیست. خروج آمریکا از برجام گره اصلی توقف دیپلماسی در این حوزه است و تا زمانی که طرفهای مقابل، تعهدات برجامی را عملیاتی نکنند، آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم به عنوان بخشی از ساختار قدرت در نظام بینالملل گرفتار بازیهای سیاسی خواهد شد. اگر عزم سیاسی در همه طرفهای برجام شکل بگیرد، امکان احیای برجام وجود دارد. فرسایشی شدن مذاکرات یکی از خطقرمزهای دولت سیزدهم در حوزه هستهای است. دولت جدید ایران بر اساس تجربه تاریخی گذشته، یک تضمین مطمئن، بادوام و عملیاتی برای رفع تحریمها میخواهد تا توافق احتمالی آینده به سرنوشت توافق گذشته دچار نشود. برخلاف ادعای جو بایدن رئیسجمهوری آمریکا، قرار بود اجرای برجام یکی از ۲۰ فرمان ابتدایی ریاست جمهوری وی باشد اما این اتفاق نیفتاد تا این بدعهدی، امیدها برای احیای برجام را کاهش دهد. خرابکاری رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا صورت میگیرد بنابراین اگر مذاکرات برجام احیا شود امکان خرابکاری صهیونیستها کاهش مییابد. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمانملل برای به رسمیت شناختن برنامه صلحآمیز هستهای ایران یک دستاورد مهم است. ایران تنها کشوری است که یک قطعنامه برای به رسمیت شناخته شدن صنعت هستهای آن صادر شده است و باید با کمک دیپلماسی برای حفظ این دستاورد تلاش کنیم. برخی ممکن است موضوع خروج ایران از انپیتی را مطرح کنند اما باید بدانیم تحقق آن برای همیشه ایران را دچار چالشهای سیاسی و دیپلماتیک گسترده خواهد کرد. جمهوری اسلامی سالهاست که نظام اقتصادی و توسعهای و نظام تجاری خود را به سمت شرق منعطف کرده است، با وجود تامین بخش اعظم نیازهای کشور از طریق آسیا، کشورهای غربی، ایران را با تحریمهای ظالمانه هدف قرار دادهاند و حضور و نفوذ آنها در سازمانهای بینالمللی مثل شورای امنیت سازمانملل و در شاهراههای تجارت جهانی، مشکلاتی را برای ایران ایجاد کرده است بنابراین نباید از دیپلماسی برای تنشزدایی با غرب نیز غافل شد. هر چقدر یک کشور تنشهای خارجی را کمتر کند، موفقتر است. کشور ما تنشهای زیادی دارد و باید تا حد امکان این تنشها را در سه حوزه منطقهای، دوجانبه و جهانی کاهش دهد. اتفاقاً این کاهش تنشها با هم مرتبط هستند و در هر حوزهای که کاهش تنش صورت گیرد، در حوزههای دیگر هم تنش کمتر خواهد شد.