ادامه از صفحه یک / نحوه بودجهریزی کشور به هدر رفتن منابع و از بین رفتن امکانات کشور و به فقر بیشتر جامعه کمک میکند. باید بودجه سنتی دیرینه متروکه را کنار بگذارند. بودجه عملیاتی باید در کشور اجرا بشود. مثلا به نهادی که ادعای تحویل یک میلیون واحد ساختمانی تا تیرماه سال آینده را دارد، جلوتر پول ندهند. وقتی واحدها را تحویل داد بهازای هر واحد پول را پرداخت کنند. این میشود بودجه عملیاتی ولی الان بودجههای ما بیهدف است. هرچه نوشتند یا هدفدار نیست یا اگر هدفی هم در آن هست، محقق نمیشود. هدفها آرمانگرایانه است نه واقعگرایانه. وقتی که محقق نشد طبیعتا با کسری بودجه و بعد با تورم روبهرو میشود. اگر هم به بعضی از موارد برای سال آینده عمل کنند و مقدمات بعضی را هم فراهم کنند، رکورد نامناسب تورم که برای این دولت ثبت شد، کاهش پیدا میکند. از طرفی بانک مرکزی اگر بخواهد به وظایف قانونیاش عمل کند، روسایجمهور و وزرا و مصرفکنندگان پول و ارز را از خود میرنجاند! بانکمرکزی عامل کنترل است، عامل جلوگیری از اتفاقات ناگوار است. مسئولیت حفظ پول ملی برعهدهاش است. اعلام نرخ تورم را عهدهدار است و اینگونه وظایف را دارد. اما چون بانکمرکزی مستقل نیست، هر دستوری از سوی دولت را یا باید اجرا و یا باید کنارهگیری کند. میگویند نقدینگی نداریم و اعلام میکنند که پایه پولی را بالا ببرد و ۱۰هزار میلیارد تومان پول چاپ کنید. وقتی پول چاپ شد و پایه پولی کشور افزایش پیدا کرد، منجر به افزایش نقدینگی و افزایش پایه پولی میشود که تورم زاست. اگر این کار را نکند، دستگاهها میخوابند. دستگاهها باید با صرفهجویی اداره شوند. باید هزینههای بیخود خود را حذف کنند. خرجها را نمیشود ولی برجها را میشود کم کرد. ما هم در زندگی خودمان وقتی درآمدمان کم است، برجهایمان را کم میکنیم تا بتوانیم زندگی را اداره کنیم. اما اگر هم خرج باشد و هم برج باشد، معلوم است که کم میآوریم و مجبوریم برویم وام بگیریم و قرض کنیم. بنابراین یکی از کارهایی که باید انجام بگیرد و همه دولتها هم گفتهاند و عمل هم نکردهاند به دلیل این است که بتوانند از ابزار بانکمرکزی به نفع خودشان استفاده کنند. نمیخواهند یک بانکمرکزی مستقل داشته باشند که زیر نگین رئیسدولت و مصوبات دولت نباشد بلکه به وظیفه خود انجام دهد و هر کاری که به کاهش نقدینگی کمک میکند، انجام دهد و هر کاری که به کاهش ارزش پول ملی میانجامد، انجام ندهد. حافظ اصلی پول ملی کشور باشد، مسئول کنترل تورم باشد و پایه پولی را حفظ کند. ولی وقتی که با امضای رئیسجمهور منصوب میشود با امضای رئیسجمهور هم عزل میشود. رئیسجمهور وقتی میبیند که کشور اداره نمیشود، وزرا همکاری نمیکنند و از ابزار صرفهجویی بهره نمیبرند، اول گرفتاری است. بودجه دستگاهها را که نگاه کنیم همه ساله افزایش پیدا میکند و در اینصورت است که با کسری روبهرو میشویم.